کاروان جانبازان قطع نخاعی درسامرا-حرم عسکریین

کاروان جانبازان قطع نخاعی درسامرا-حرم عسکریین

امروز"چهارشنبه"18فروردین 1395 پایان نمازجماعت عصر شاهد حضورعده ای از جانبازان ویلچری شدم که استاندارسابقمان"هاشم نیا" رادرمیان آنها شناختم

DSC_5510 DSC_5514

این عزیزان ازکاروان تهران به عتبات اعزام شده اند،7نفرشان قطع نخاعی بودند ولی خیلی زنده دل وشوخ طبع

سامرا | فروردین ۱۳۹۵

وقتی گفتم که با یکی از شما میخو.اهم مصاحبه کنند هرکسی باتواضع انگشت اشاره اش بسوی دیگری بود که سرانجام قرارشد آن کسی مصاحبه کند که اعضای واندام بیشری را زودترازخودش فرستاده بهشت

آقای آشوری جانبازقطع تخاعی که درسال 1365درمنطقه عملیاتی"جبهه ماووت" 2پاویک دست وپرده های گوش وکتفش راازدست داده میگوید: درپرونده سپاه من90%م ولی دربنیادشهد70درصدم/زمزمه دوستانش این بود که یه چیزدیگررا هم ازدست داده! ولی وی شدیداً تکذیب کرد!

شیطنتهای جوانیشان گل کرد،آشوری گفت ماخودمان"میکروفن"داریم ،دست بریده اش را بصورت میکروفن گرفت !روحانی کاروان نیزازغافله عقب نماند ،نقش خبرنگاررابازی کرد

DSC_5515

آقای محمدتقی ادبی ازخطه گیلان"شهرفومن"-برادرسه شهیدبزرگواراست،گرم صحبت با بولدوزر کاروان شد

آقای ادبی که سابقه معاونت اداره کل آموزش وپرورش گیلان را دررزومه اش دارد،هم اکنون مسؤل پشتیبانی ستادبازسازی عتبات سامراست /نفراول سمت راست"ایستاده" درحال صحبت با آشوری

آشوری درجبهه"راننده بولدزر"بوده و حالا تبدیل شده به بولدزر

آقای کیهان هاشم نیا که زمانی مدیرکل بنیادشهیدگیلان بوده وزمانی هم استاندار گیلان -سومین نفرویلچری سمت چپ -وی هم اکنون استاتدار جانبازان است

DSC_5519

این کاروان"سفیرخوبان" یک استانداردیگرهم بهمراه داشت، بنام آقای "مرتضی روزبه"که درزمان دولت تدبیروامید،هم 2سال استاندارقزوین بود،اما چون "لیز"بود(راحت الحلقوم نبود)خیلی زود ازگردونه خارج شد،عذرش راخواستند،26آبان94 برای همیشه جامه ریاست راازتن درآورد/پیراهن نخودی،نفروسط،جمع نشستگان

DSC_5517 DSC_5520 DSC_5521DSC_5519 DSC_5513 DSC_5514 DSC_5492DSC_5516

درپایان عکس گیریهای یادگاری، استاندار سابق گیلان "کیهان هاشم نیا "درخواست عکس اختصاصی با مسؤل ستادبازسازی عتبات سامرا"اسماعیلی"داشت

DSC_5525

نوه آقای حامی درحالی که آثار خورشت سبزی قورمه مضیف روی لب ولوچه هایش نمایان بود! نهایت حسن استفاده راازغفلتها کرد ،به بالای منبر صحن امامین عسکریین-سامرا رفت ولی نطقش بازنشد،شایدمخاطب نداشت ، زودبه پایین هدایت شد.

DSC_5529DSC_5526

اسامی عده ای ازسرافرازان نظام جمهوری اسلامی ایران که اقتداروامنیت ملی کشورعزیزمان"ایران "مدیون ایثارگیرهای این شهدای متحرک می باشد عبارتنداز:اسدالله آشوری-ابراهیم قربانی70%-محمدحامی70درصد-نادرشیدایی70%-ماشاءالله کوچکی نظرآبادی50درصد-مسلم نجفی30%

مدیریت این کاروان باآقای عباداله کرمی که زمانی دردانشگاه امام حسین(ع)انجام وظیفه میکرده

DSC_5509DSC_5490

DSC_1336

زندگینامه امام"هادی"دهم

مختصری از زندگینامه امام هادی(ع)

 

روایت اول :حضرت ابو الحسن على بن محمد عسكرى (ع) در روز 27 ذى حجه به دنیا آمد.

روایت دوم: میلاد ابو الحسن ثالث روز دوم رجب بوده است. روز پنجم هم گفته اند.

روایت سوم: ابو الحسن عسكرى (ع) در روز سه شنبه سیزدهم رجب از سال 214 هجرى دیده به دنیا گشود».

كلینى در كافى نویسد: آن حضرت در نیمه ذى حجه از سال 212 به دنیا آمد. البته برخى نیز روایت كرده‏اند كه تولد آن حضرت در ماه رجب و در سال 214 بوده است. 

شیخ مفید گوید: «محل تولد آن حضرت در صریا، یكى از قراى مدینه بود».

 صریا قریه ‏اى است كه موسى بن جعفر آن را به فاصله سه میلى از شهر مدینه بنا كرده است.

امام هادى (ع) به قولى در بیست و پنجم جمادى الاخره و به قول دیگر، در سوم رجب و به دیگر قول در روز دوشنبه بیست و هفتم جمادى الاخره در نیمه روز و در سال 254 هجرى، در شهر سامراء دیده از جهان فروبست. آن حضرت در روزگار خلافت معتز وفات یافت و بنابراین، عمر آن حضرت اندكى كمتر از چهل سال یا 41 سال و شش و یا هفت ماه بوده است. از این مدت، شش سال و پنج ماه با پدرش و 33 سال و چند ماه، به قولى نه ماه، پس از وى زیسته كه این مدت را دوران امامت و خلافت آن حضرت محسوب كرده‏ اند. آن امام (ع) دنباله خلافت معتصم و سپس خلافت واثق ، متوكل ، منتصر ، مستعین و معتز را درك كرد و در پایان حكومت معتمد، به شهادت رسید.

مدت اقامت آن حضرت در سر من راى،"سامرا" بیست ‏سال و چند ماه بود و پس از وفات، در خانه ‏اش واقع در سر من راى به خاك سپرده شد.

مادر آن حضرت

مادر آن حضرت كنیزى بود به نام سمانه مغربیه. و در مناقب است كه مادرش معروف به سیده ام الفضل بود.

كنیه آن حضرت

كنیه وى ابو الحسن بود. برخى نیز وى را ابو الحسن ثالث مى‏خواندند.

لقب آن حضرت

ابن طلحه گوید: القاب آن حضرت عبارت بودند از: ناصح، متوكل، فتاح، نقى، مرتضى و مشهورترین القاب وى متوكل بود. اما آن حضرت این لقب را مخفى مى‏كرد و به اصحابش مى‏ فرمود از یاد كردن وى با این لقب بپرهیزند. زیرا متوكل، لقب خلیفه عباسى بود.همچنین آن حضرت به دو لقب هادى و نقى نیز شهرت داشت.

چرابه2امام هادی وعسکری"عسکریین"می گویند؟

در مناقب آمده: القاب آن حضرت عبارت بودند از: نجیب، مرتضى، هادى، نقى، عالم، فقیه، امین، مؤتمن، طیب و عسكرى. وى معروف به عسكرى بود و خود و فرزند بزرگوارش به عسكریین معروفیت دارند. شیخ صدوق در علل الشرایع و معانى الاخبار گوید: از استادان خود ، شنیدم كه مى‏ گفتند: محله‏اى كه على بن محمد و حسن بن على علیهما السلام در آن "سر من راى" ساكن بودند، عسكر نامیده مى‏شد از این رو به هر یك از این دو امام عسكرى گفته مى ‏شود که جمع آن 2می شود"عسکریین".

در نساب سمعانى است كه عسكرى منسوب به عسكر در "سر من راى" است. سر من راى را معتصم بنا نهاد. بدین ترتیب كه چون شمار سپاهیانش بسیار شد و بغداد براى آنها تنگ بود و مردم مورد آزار و اذیت قرار مى‏گرفتند، همراه با سپاهیانش بدین موضع نقل مكان كرد و در آنجا كاخى زیبا ساخت و آن را "سر من راى" نامید كه بدان سامرة و سامرا گفته مى‏شود. و از آنجا كه پادگان نظامى معتصم در این شهر جاى گیر شد، آن را عسكر نیز مى‏خوانند. تاریخ این واقعه در سال 221 هجرى بوده است.

گفته سمعانى حاكى از آن است كه عسكر نامى بوده كه بر تمام سامرا اطلاق مى‏شده است.

نقش انگشترى آن حضرت

بنا بر قولى گفته‏اند نقش انگشترى آن حضرت عبارت: «حفظ العهود من اخلاق المعبود» بوده است. همچنین طبق قولى دیگر نقش انگشترى وى عبارت: «الله ربى و هو عصمتى من خلقه‏» و مطابق نظر برخى دیگر عبارت: «من عصى هواه بلغ مناه‏» بوده است.

فرزندان آن حضرت

آن حضرت چهار پسر به نامهاى: ابو محمد حسن، حسین، محمد و جعفر داشت. از این میان حسن (ع) پس از وى به امامت رسید و حسین و محمد در زمان حیات آن امام از دنیا رفتند و جعفر نیز همان كسى است كه بعد از وفات برادرش، امام عسكرى (ع) ، ادعاى امامت كرد و به جعفر كذاب شهرت یافت. همچنین یك دختر از آن حضرت بر جاى ماند كه نامش عایشه یا علیه بود./منبع: سیره معصومان-سید محسن امین 

امام علی بن محمد الهادی علیه السلام در نیمة ذی الحجه سال 212ق نزدیک شهر مدینه در روستای صریا، چشم به دنیا گشود و در ماه رجب سال 254ق در سرّ من رأی (سامرا) توسط معتز عباسی به شهادت رسید. ایشان پس از پدر بزرگوارش 33 سال امامت شیعیان را بر عهده داشتند.

نام مادر آن حضرت سمانه مغربیه بود؛ البته مدنب، حدیث و غزال هم گفته اند.

لقب های آن حضرت را نقی، هادی، امین، طیب، ناصح، مرتضی و... ذکر کرده اند. کنیه اش ابوالحسن است و به ایشان ابوالحسن ثالث می گویند.

امام هادی علیه السلام از آغاز امامت در مدینه حضور داشتند و در مدت اقامت در این شهر نقش بسیار مهمی در رهبری شیعیان ایفا کردند؛ به طوری که حکومت عباسی از موقعیت ممتاز امام احساس خطر کرده و حضور ایشان در مدینه را به صلاح ندانست، متوکل برای کنترل بیشتر امام علیه السلام تصمیم گرفت ایشان علیه السلام را از مدینه به سامرا منتقل کند. در سال 233 ق بنابه گزارش هایی که جاسوسان از فعالیت های امام علیه السلام داده بودند، متوکل به یحیی بن هرثمه مأموریت داد تا این انتقال را انجام دهد. با ورود یحیی بن هرثمه به مدینه، مردم که سخت مشتاق و شیفتة امام خود بودند، اعتراض خود را علنی کردند؛ به طوری که یحیی بن هرثمه اعلام کرد که کاری به امام علیه السلام ندارد و هیچ خطری امام علیه السلام را تهدید نمی کند. پس از مدتی به بهانه این که در منزل امام بر علیه حاکم عباسی سلاح جمع آوری می شود به خانه امام علیه السلام حمله بردند، ولی چیزی جز قرآن و ادعیه نیافتند. جالب اینکه خود یحیی بن هرثمه پس از بازگشت می گوید: «چیزی جز بزرگواری، ورع، زهد و شجاعت در او نیافتم».

متوکل در ساعات اولیه ورود امام به سامرا به شکلی اهانت آمیز با امام برخورد کرد و نه تنها به استقبال حضرت نیامد، بلکه دستور داد ایشان را در محلی که مخصوص گداها "محله گداهای سامرا"بود و به «خان الصعالیک» شهرت داشت، وارد کنند. بعد از استقرار امام هادی  در سامرا تمامی رفت و آمدها و ارتباطات امام تحت کنترل بود و به محض شنیدن اینکه امام علیه السلام از اموال و سلاح شیعیان نگهداری می کند، نظامیان شبانه به خانة امام علیه السلام هجوم می بردند؛ ولی چیزی به دست نمی آوردند.

در طول مدت حضور امام علیه السلام در سامرا هر روز بر عظمت و محبوبیت آن حضرت افزوده می گشت و همه ناخواسته در برابر امام علیه السلام متواضع و خاشع بودند و سخت محترمش می داشتند. البته نفوذ امام منحصر به شیعیان نبود و شامل درباریان عباسی هم می شد. حتی اهل کتاب هم به امام علیه السلام احترام می گذاشتند.

متوکل وقتی در اقدامات خود علیه امام علیه السلام ناکام ماند، به نزدیکان خود اعلام کرد که در کار امام هادی علیه السلام درمانده شده است؛ از این رو به محدودیت و فشار اکتفا نکرد و تصمیم به کشتن امام علیه السلام گرفت و حتی اقداماتی هم انجام داد؛ اما پیش از آنکه موفق شود، خود به هلاکت رسید.

                                               ***

تولد امام دهم شيعيان حضرت امام علی النقی (ع ) را نيمه ذيحجه سال 212 هجری قمری نوشته اند . پدر آن حضرت ، امام محمد تقی جوادالائمه (ع ) و مادرش سمانه از زنان درست کردار پاکدامنی بود که دست قدرت الهی او را برای تربيت مقام ولايت و امامت مأمور کرده بود ، و چه نيکو وظيفه مادری را به انجام رسانيد و بدين مأموريت خدايی قيام کرد . نام آن حضرت - علی - کنيه آن امام همام " ابوالحسن " و لقبهای مشهور آن حضرت " هادي " و " نقي " بود . حضرت امام هادی (ع ) پس از پدر بزرگوارش در سن 8 سالگی به مقام امامت رسيد و دوران امامتش 33 سال بود .

در اين مدت حضرت علی النقی (ع ) برای نشر احکام اسلام و آموزش و پرورش و شناساندن مکتب و مذهب جعفری و تربيت شاگردان و اصحاب گرانقدر گامهای بلند برداشت . نه تنها تعليم و تعلم و نگاهبانی فرهنگ اسلامی را امام دهم (ع ) در مدينه عهده دار بود ، و لحظه ای از آگاهانيدن مردم و آشنا کردن آنها به حقايق مذهبی نمي آسود ، بلکه در امر به معروف و نهی از منکر و مبارزه پنهان و آشکار با خليفه ستمگر وقت - يعنی متوکل عباسی - آنی آسايش نداشت .

به همين جهت بود که عبدالله بن عمر والی مدينه بنا بر دشمنی ديرينه و بدخواهی درونی ، به متوکل خليفه زمان خود نامه ای خصومت آميز نوشت ، و به آن امام بزرگوار تهمتها زد ، و نسبتهای ناروا داد و آن حضرت را مرکز فتنه انگيزی و حتی ستمکاری وانمود کرد و در حقيقت آنچه در شأن خودش و خليفه زمانش بود به آن امام معصوم (ع ) منسوب نمود ، و اين همه به جهت آن بود که جاذبه امامت و ولايت و علم و فضيلتش مردم را از اطراف جهان اسلام به مدينه مي کشانيد و اين کوته نظران دون همت که طالب رياست ظاهری و حکومت مادی دنيای فريبنده بودند ، نمي توانستند فروغ معنويت امام را ببينند .

و نيز " مورخان و محدثان نوشته اند که امام جماعت حرمين ( = مکه و مدينه ) از سوی دستگاه خلافت ، به متوکل عباسی نوشت : اگر تو را به مکه و مدينه حاجتی است ، علی بن محمد ( هادی ) را از اين ديار بيرون بر ، که بيشتر اين ناحيه را مظيع و منقاد خود گردانيده است " . اين نامه و نامه حاکم مدينه نشان دهنده نفوذ معنوی امام هادی (ع ) در سنگر مبارزه عليه دستگاه جبار عباسی است .

از زمان حضرت امام محمد باقر (ع ) و امام جعفر صادق (ع ) و حوزه چهار هزار نفری آن دوران پربار ، شاگردانی در قلمرو اسلامی تربيت شدند که هر يک مشعلدار فقه جعفری و دانشهای زمان بودند ، و بدين سان پايه های دانشگاه جعفری و موضع فرهنگ اسلامی ، نسل به نسل نگهبانی شد و امامان شيعه ، از دوره حضرت رضا (ع ) به بعد ، از جهت نشر معارف جعفری آسوده خاطر بودند ، و اگر اين فرصت مغتنم در زمان امام جعفر صادق (ع ) پيش نيامده بود ، معلوم نبود سرنوشت اين معارف مذهبی به کجا مي رسيد ؟ به خصوص که از دوره زندانی شدن حضرت موسی بن جعفر (ع ) به بعد ديگر چنين فرصتهای وسيعی برای تعليم و نشر برای امامان بزرگوار ما - که در برابر دستگاه عباسی دچار محدوديت بودند و تحت نظر حاکمان ستمکار - چنان که بايد و شايد پيش نيامد .

با اين همه ، دوستداران اين مکتب و ياوران و هواخواهان ائمه طاهرين - در اين سالها به هر وسيله ممکن ، برای رفع اشکالات و حل مسائل دينی خود ، و گرفتن دستور عمل و اقدام - برای فشرده تر کردن صف مبارزه و پيشرفت مقصود و در هم شکستن قدرت ظاهری خلافت به حضور امامان والاقدر مي رسيدند و از سرچشمه دانش و بينش آنها ، بهره مند مي شدند و اين دستگاه ستمگر حاکم و کارگزارانش بودند که از موضع فرهنگی و انقلابی امام پيوسته هراس داشتند و نامه حاکم مدينه و مانند آن ، نشان دهنده اين هراس هميشگی آنها بود . دستگاه حاکم ، کم کم متوجه شده بود که حرمين ( مکه و مدينه ) ممکن است به فرمانبری از امام (ع ) درآيند و سر از اطاعت خليفه وقت درآورند .

بدين جهت پيک در پيک و نامه در پی نامه نوشتند ، تا متوکل عباسی دستور داد امام هادی (ع ) را از مدينه به سامرا - که مرکز حکومت وقت بود - انتقال دهند . متوکل امر کرد حاجب مخصوص وی حضرت هادی (ع ) را در نزد خود زندانی کند و سپس آن حضرت را در محله عسکر سالها نگاه دارد تا همواره زندگی امام ، تحت نظر دستگاه خلافت باشد . برخی از بزرگان مدت اين زندانی و تحت نظر بودن را - بيست سال - نوشته اند .

پس از آنکه حضرت هادی (ع ) به امر متوکل و به همراه يحيی بن هرثمه که مأمور بردن حضرت از مدينه بود ، به سامرا وارد شد ، والی بغداد اسحاق بن ابراهيم طاهری از آمدن امام (ع ) به بغداد با خبر شد ، و به يحيی بن هرثمه گفت : ای مرد ، اين امام هادی فرزند پيغمبر خدا (ص ) مي باشد و مي دانی متوکل نسبت به او توجهی ندارد اگر او را کشت ، پيغمبر (ص ) در روز قيامت از تو بازخواست مي کند . يحيی گفت : به خدا سوگند متوکل نظر بدی نسبت به او ندارد . نيز در سامرا ، متوکل کارگزاری ترک داشت به نام وصيف ترکی . او نيز به يحيی سفارش کرد در حق امام مدارا و مرحمت کند . همين وصيف خبر ورود حضرت هادی را به متوکل داد . از شنيدن ورود امام (ع ) متوکل به خود لرزيد و هراسی ناشناخته بر دلش چنگ زد . از اين مطالب که از قول يحيی بن هرثمه مأمور جلب امام هادی (ع ) نقل شده است درجه عظمت و نفوذ معنوی امام در متوکل و مردان درباری به خوبی آشکار مي گردد ، و نيز اين مطالب دليل است بر هراسی که دستگاه ستمگر بغداد و سامرا از موقعيت امام و موضع خاص او در بين هواخواهان و شيعيان آن حضرت داشته است .

اما پس از ورود به خانه ای که قبلا در نظر گرفته شده بود ، متوکل از يحيی پرسيد : علی بن محمد چگونه در مدينه مي زيست ؟ يحيی گفت : جز حسن سيرت و سلامت نفس و طريقه ورع و پرهيزگاری و بي اعتنايی به دنيا و مراقبت بر مسجد و نماز و روزه از او چيزی نديدم ، و چون خانه اش را - چنانکه دستور داده بودی - بازرسی کردم ، جز قرآن مجيد و کتابهای علمی چيزی نيافتم . متوکل از شنيدن اين خبر خوشحال شد ، و احساس آرامش کرد . با آنکه متوکل از دشمنان سرسخت آل علی (ع ) بود و بنا به دستور او بر قبر منور حضرت سيدالشهداء (ع ) آب بستند و زيارت کنندگان آن مرقد مطهر را از زيارت مانع شدند ، و دشمنی يزيد و يزيديان را نسبت به خاندان رسول اکرم (ص ) تازه گردانيدند ، با اين همه در برابر شکوه و هيبت حضرت هادی (ع ) هميشه بيمناک و خاشع بود .

مورخان نوشته اند : مادر متوکل نسبت به مقام امام علی النقی (ع ) اعتقادی به سزا داشت . روزی متوکل مريض شد و جراحتی پيدا کرد که اطباء از علاجش درماندند . مادر متوکل نذر کرد اگر خليفه شفا يابد مال فراوانی خدمت حضرت هادی (ع ) هديه فرستد . در اين ميان به فتح بن خاقان که از نزديکان متوکل بود گفت : يک نفر را بفرست که از علی بن محمد درمان بخواهد شايد بهبودی يابد . وی کسی را خدمت آن حضرت فرستاد امام هادی فرمود : فلان دارو را بر جراحت او بگذاريد به اذن خدا بهبودی حاصل مي شود .چنين کردند ، آن جراحت بهبودی يافت . مادر متوکل هزار دينار در يک کيسه چرمی سر به مهر خدمت امام هادی (ع ) فرستاد . اتفاقا چند روزی از اين ماجرا نگذشته بود که يکی از بدخواهان به متوکل خبر داد دينار فراوانی در منزل علی بن محمد النقی ديده شده است . متوکل سعيد حاجب را به خانه آن حضرت فرستاد . آن مرد از بالای بام با نردبان به خانه امام رفت . وقتی امام متوجه شد ، فرمود همان جا باش چراغ بياورند تا آسيبی به تو نرسد . چراغی افروختند . آن مرد گويد : ديدم حضرت هادی به نماز شب مشغول است و بر روی سجاده نشسته . امام فرمود : خانه در اختيار توست .آن مرد خانه را تفتيش کرد . چيزی جز آن کيسه ای که مادر متوکل به خانه امام فرستاده بود و کيسه ديگری سر به مهر در خانه وی نيافت ، که مهر مادر خليفه بر آن بود . امام فرمود : زير حصير شمشيری است آن را با اين دو کيسه بردار و به نزد متوکل بر . اين کار ، متوکل و بدخواهان را سخت شرمنده کرد . امام که به دنيا و مال دنيا اعتنايی نداشت پيوسته با لباس پشمينه و کلاه پشمی روی حصيری که زير آن شن بود مانند جد بزرگوارش علی (ع ) زندگی مي کرد و آنچه داشت در راه خدا انفاق مي فرمود .

با اين همه ، متوکل هميشه از اينکه مبادا حضرت هادی (ع ) بر وی خروج کند و خلافت و رياست ظاهری بر وی به سر آيد بيمناک بود . بدخواهان و سخن چينان نيز در اين امر نقشی داشتند . روزی به متوکل خبر دادند که : " حضرت علی بن محمد در خانه خود اسلحه و اموال بسيار جمع کرده و کاغذهای زياد است که شيعيان او ، از اهل قم ، برای او فرستاده اند " . متوکل از اين خبر وحشت کرد و به سعيد حاجب که از نزديکان او بود دستور داد تا بي خبر وارد خانه امام شود و به تفتيش بپردازد .اين قبيل مراقبتها پيوسته - در مدت 20سال که حضرت هادی (ع ) در سامره بودند - وجود داشت . و نيز نوشته اند : " متوکل عباسی سپاه خود را که نود هزار تن بودند از اتراک و در سامرا اقامت داشتند امر کرد که هر کدام توبره اسب خود را از گل سرخ پر کنند ، و در ميان بيابان وسيعی ، در موضعی روی هم بريزند . ايشان چنين کردند . و آن همه به منزله کوهی بزرگ شد . اسم آن را تل " مخالي " نهادند آنگاه خليفه بر آن تل بالا رفت و حضرت امام علی النقی ( عليه السلام ) را نيز به آنجا طلبيد و گفت : شما را اينجا خواستم تا مشاهده کنيد سپاهيان من را . و از پيش امر کرده بود که لشکريان با آرايشهای نظامی و اسلحه تمام و کمال حاضر شوند ، و غرض او آن بود که شوکت و اقتدار خود را بنماياند ، تا مبادا آن حضرت يا يکی از اهل بيت او اراده خروج بر او نمايند " .

در اين مدت 20سال زندگی امام هادی (ع ) در سامرا ، به صورتهای مختلف کارگزاران حکومت عباسی ، مستقيم و غير مستقيم ، چشم مراقبت بر حوادث زندگی امام و رفت و آمدهايی که در اقامتگاه امام (ع ) مي شد ، داشتند از جمله : " حضور جماعتی از بنی عباس ، به هنگام فوت فرزند امام دهم ، حضرت سيد محمد - که حرم مطهر وی در نزديکی سامرا ( بلد ) معروف و مزار است - ياد شده است . اين نکته نيز مي رساند که افرادی از بستگان و مأموران خلافت ، همواره به منزل امام سر مي زده اند . "

اصحاب و ياران امام دهم (ع )
در ميان اصحاب امام دهم ، برمي خوريم به چهره هايی چون " علی بن جعفر ميناوي " که متوکل او را به زندان انداخت و مي خواست بکشد . ديگر اديب معروف ، ابن سکيت که متوکل او را شهيد کرد . و علت آن را چنين نوشته اند که دو فرزند متوکل خليفه عباسی در نزد ابن سکيت درس مي خواندند . متوکل از طريق فرزندان خود کم کم ، متوجه شد که ابن سکيت از هواخواهان علی (ع ) و آل علی (ع ) است .

متوکل که از دشمنان سرسخت آل علی (ع ) بود روزی ابن سکيت را به حضور خود خواست و از وی پرسيد : آيا فرزندان من شرف و فضيلت بيشتر دارند يا حسن و حسين فرزندان علی (ع ) ؟ ابن سکيت که از شيعيان و دوستداران باوفای خاندان علوی بود ، بدون ترس و ملاحظه جواب داد : فرزندان تو نسبت به امام حسن (ع ) و امام حسين (ع ) که دو نوگل باغ بهشت و دو سيد جنت ابدی الهي اند قابل قياس و نسبت نيستند . فرزندان تو کجا و آن دو نور چشم ديده مصطفی کجا ؟ آنها را با قنبر غلام حضرت (ع ) هم نمي توان سنجيد . متوکل از اين پاسخ گستاخانه سخت برآشفت .در همان دم دستور داد زبان ابن سکيت را از پشت سر درآوردند و بدين صورت آن شيعی خالص و يار راستين امام دهم (ع ) را شهيد کرد . ديگر از ياران حضرت هادی (ع ) حضرت عبدالعظيم حسنی است . بنا بر آنچه محدث قمی در منتهی الآمال آورده است : " نسب شريفش به چهار واسطه به حضرت امام حسن مجتبی عليه السلام منتهی مي شود ... " از اکابر محدثين و اعاظم علماء و زاهدان و عابدان روزگار خود بوده است و از اصحاب و ياران حضرت جواد (ع ) و حضرت امام هادی (ع ) بود . صاحب بن عباد رساله ای مختصر در شرح حال آن جناب نوشته .نوشته اند : " حضرت عبدالعظيم از خليفه زمان خويش هراسيد و در شهرها به عنوان قاصد و پيک گردش مي کرد تا به ری آمد و در خانه مردی از شيعيان مخفی شد ... " . " حضرت عبدالعظيم ، اعتقاد راسخی به اصل امامت داشت . چنين استنباط مي شود که ترس اين عالم محدث زاهد از قدرت زمان ، به خاطر زاهد بودن و حديث گفتن وی نبوده است ، بلکه به علت فرهنگ سياسی او بوده است . او نيز مانند ديگر داعيان بزرگ و مجاهد حق و عدالت ، برای نشر فرهنگ سياسی صحيح و تصحيح اصول رهبری در اجتماع اسلامی مي کوشيده است ، و چه بسا از ناحيه امام ، به نوعی برای اين کار مأموريت داشته است .

زيرا که نمي شود کسی با اين قدر و منزلت و ديانت و تقوا ، کسی که حتی عقايد خود را بر امام عرضه مي کند تا از درست بودن آن عقايد ، اطمينان حاصل کند - به طوری که حديث آن معروف است - اعمال او ، به ويژه اعمال اجتماعی و موضعی او ، بر خلاف نظر و رضای امام باشد . حال چه به اين رضايت تصريح شده باشد ، يا خود حضرت عبدالعظيم با فرهنگ دينی و فقه سياسی بدان رسيده باشد " .

خلفای زمان امام هادی

خلفايی که در زمان امام (ع ) بودند : معتصم ، واثق ، متوکل ، منتصر ، مستعين ، معتز ، همه به جهت شيفتگی نسبت به قدرت ظاهری و دنيای فريبنده با خاندان علوی و امام همام حضرت هادی دشمنی ديرينه داشتند و کم و بيش دشمنی خود را ظاهر مي کردند ولی همه ، به خصال پسنديده و مراتب زهد و دانش امام اقرار داشتند ، و اين فضيلتها و قدرتهای علمی و تسلط وی را بر مسائل فقهی و اسلامی به تجربه ، آزموده و مانند نياکان بزرگوارش (ع ) در مجالس مناظره و احتجاج ، وسعت دانش وی را ديده بودند . شبها اوقات امام (ع ) پيوسته به نماز و طاعت و تلاوت قرآن و راز و نياز با معبود مي گذشت . لباس وی جبه ای بود خشن که بر تن مي پوشيد و زير پای خود حصيری پهن مي کرد . هر غمگينی که بر وی نظر مي کرد شاد مي شد . همه او را دوست داشتند . هميشه بر لبانش تبسم بود ، با اين حال هيبتش در دلهای مردم بسيار بود .

شهادت امام هادی 
امام دهم ، حضرت هادی (ع ) در سال 254هجری به وسيله زهر به شهادت رسيد . در سامرا در خانه ای که تنها فقط فرزندش امام حسن عسکری بر بالين او بود . معتمد عباسی امام دهم را مسموم کرد . از اين سال امام حسن عسکری پيشوای حق شد و بار تعهد امامت را بر دوش گرفت . و در همان خانه ای که در آن بيست سال زندانی و تحت نظر بود ، سرانجام به خاک سپرده شد .

زن و فرزندان امام هادی 
حضرت هادی (ع ) يک زن به نام سوسن يا سليل و پنج فرزند داشته است . 1 - ابومحمد حسن عليه السلام ( امام عسکری (ع ) يازدهمين اختر تابناک ولايت و امامت است ) . 2 - حسين . 3 - سيد محمد که يک سال قبل از پدر بزرگوارش فوت کرد ، جوانی بود آراسته و پرهيزگار که بسياری گمان مي کردند مقام ولايت به وی منتقل خواهد شد . قبر مطهرش که مزار شيعيان است در نزديکی سامرا مي باشد . 4 - جعفر . 5 - عايشه ،

"اطلاعاتی "کوتاه از شهر"نجف"عراق

"اطلاعاتی "کوتاه از شهر"نجف"عراق

در زمان طوفان نوح اين جا مكاني مرتفع بود ، سپس درياچه اي پهناور در آن شكل گرفت كه به « ني » اشتهار يافت . اين درياچه با گذشت زمان به تدريج خشك شد و به آن « ني جَفّ » گفتند ؛ يعني درياي ني خشك شد

اين منطقه علاوه بر نجف ، به نام هاي ديگري نيز شهرت دارد از جمله الغري يا غرّيان . غري به معناي زيبايي است و هر بناي نيكي را غري گويند . غريان كوفه از آن گرفته شده است . و نيز در وجه تسميه آن گفته اند نام يك يا دو علامت يا بناي بلند بوده كه قبل از اسلام در محل كنوني مسجد حنانه از دور ديده مي شده است . به گفته ياقوت حموي ، اين دو علامت يابنا ، مانند دو صومعه ، در بيرون كوفه نزديك قبر علي (ع) قرار داشت .  لفظ غري يا غريين در شعر شاعران درباره نجف بسيار استفاده شده است . كساني را كه در نجف اشرف ساكن و يا متولد شده اند ، عمدتاً غروي گويند . از ديگر نام هاي اين شهر در متون تاريخي مي توان به حدالعذراء ،  حوار ، جودي ، وادي السلام ، ظهر ، ربوه ،  با نقيا و مشهد اشاره كرد . 

طبق روایات، نجف مهبط اولیای خدا، خانه هجرت انبیاء و محل قرار کشتی نوح (ع) بوده و ابراهیم خلیل (ع) در این سرزمین زیسته است.

حکومت وزندگی حضرت علی درکوفه بو،چرادر"نجف "دفن شد؟

چراقبرعلی 100سال مخفی بود؟

وقتی حضرت امیر در سال 40 هجری شهید شد، امام حسن و امام حسین (ع) طبق دستور آن حضرت، پیکرش را شبانه و پنهانی تشییع کردند و در مرقد پاکش در نجف به خاک سپردند تا خوارج نسبت به بدن مطهر او جسارت نکنند. در شب دفن تابوتی را بر شتری بستند و همراه افراد موثق، از کوفه بیرون بردند، تا وانمود کنند که به مدینه می برند. استری را نیز با جنازه ای پوشانده بیرون بردند، تا وانمود کنند که در «حیره» دفن می کنند. در مسجد و دارالاماره و منزل یکی از اصحاب و در «کناسه» و «ثویه» چند قبر کندند و بدین صورت جز اصحاب خاص و فرزندان آن حضرت، کسی از محل دقیق دفن حضرت اطلاع نداشت.

علامه مجلسی می نویسد:علت پنهان بودن قبر المیرالمومنین(ع) ترس از خوارج و منافقین بوده و کسی جز خواص شیعه از جای مخفی آن اطلاع نداشت، تا اینکه در زمان خلفای عباسی، امام صادق (ع) به حیره آمد و موضع قبر را نمایاند و از آن پس تا کنون شیعه قبر امام  را در همان موضع زیارت می کند.

امام سجاد (ع) به طور مخفیانه آنرا زیارت می کرد، اما باقر (ع)در عهد بنی مروان از آن خبر داشت و گاهی به زیارت می رفت. امام صادق (ع) در عصر عباسیان که چندین بار به عراق احضار شد، در مسیر راه، موضع قبر شریف را به یاران مخصوص که همراهش بودند، نشان می داد. به تدریج برای همه جایگاه آشکار و محل زیارت و رفت و آمد گشت و در زمان هارون کاملا از حالت پنهانی درآمد.

قبرحضرت علی چگونه کشف شد؟

هارون که به شکار رفته بود در منطقه «غریین: آهوانی را دیدند، در پی آنها باز و سگ شکاری فرستادند. پس از مدتی آهوان به تپه ای پنهان شدند. بازها و سگ ها برگشتند. هارون تعجب کرد. اهوان از تپه پایین آمدند، بازها و سگ ها دوباره در پی آنها روان شدند، آهوان باز هم به آن تل پناه بردند. سه بار این صحنه تکرار شد. به دستور هارون پیرمردی را از بنی اسد در آن منطقه یافته، آوردند. هارون ماجرای تپه را پرسید. او امان خواستف سپس به نقل از پدرانش گفت که در آن تپه، قبر علی بین ابی طالب(ع) است. خداوند انرا حرم و پناهگاه قرار داده و هر که به آنجا پناه آورد، ایمن است. هارون متاثر شد و گریست...

پس از آشکار شدن قبر امیرالمونین (ع) در نجف، آبادانی در اطراف مرقد مقدسف از سال 170 هجری شروع شد

مناطق اشغالی سوریه توسط داعش ومناطق  دست دولت ارتش سوریه کدامند؟

ارتش سوریه" چند درصد خاک این کشور را در اختیار دارد؟

چند درصد سرزمین شامات در تصرف تروریست‌هاست.


تروریست ها از سال 2014 میلادی بخش وسیعی از سوریه را در کنترل گرفتند و تصرفات بیشتر در اختیار داعش، جبهه النصره ، احرار الشام، ارتش آزاد ، جیش الاسلام ، اجناد الشام، فلیق الشام و .... است.

البته اگر از نظر سرزمینی حساب کنیم، عمده مناطق تحت اشغال در اختیار تروریست های داعش بوده که بخش های وسیعی از شرق و شمال شرق سوریه از جمله استان "رقه"، "دیرالزور" و "حمص" در کنترل آن هاست.

ارتش سوریه تلاش کرده تا در مناطق مختلف پیشروی هایی را در استان های شمالی و غربی سوریه همچون "لاذقیه" ، "ادلب" ، "طرطوس" ، "حلب" و .... داشته باشد. البته حضور نیروی هوایی فدراسیون روسیه به عنوان پشتیبان نیروهای سوری و همپیمانانش باعث شده تا سرعت پیشروی ها افزایش یابد.

برای مثال مهمترین شهرهای راهبردی همچون "العیس" ، "خان طومان" ، "تدمر" ، "قریتین" ، "شیخ مسکین"، "کنیسبا"، "نبل" ، "الزهرا" و مناطقی از ریف دمشق و ... آزاد شده است که نشان دهنده وضعیت قابل قبول ارتش سوریه در 5 ماه اخیر است.

اگر به نقشه میدانی سوریه نگاهی بیندازیم می بینیم که داعش بخش هایی شمال و شرق، معارضان نظام بخش هایی در غرب و اکراد هم شمال سوریه را در کنترل خود گرفتند

براساس نقشه آخرین تحولات میدانی که در زمستان سال گذشته منتشر شد ؛ تروریست های تکفیری داعش و جبهه النصره بخش عظیمی از مناطق را در سوریه در کنترل خود دارند و این مناطق در استان های مختلف این کشور پراکنده است.

چند درصد سوریه در کنترل داعش و تروریست ها است؟  + نقشه و جزئیات

در استان "دیرالزور" براساس نقشه بیش از 90 درصد این استان در کنترل تروریست های داعش بوده و ارتش و نیروهای دفاع وطنی سوریه در شهر "دیرالزور" به شدت در حال مقاومت هستند و داعش کاملا شهر را محاصره کرده است.

استان رقه بیش از 70 درصد در کنترل داعش و 30 درصد شمال این استان در کنترل کردهاست/شهرهای استراتژیک حمص و تدمر در کنترل ارتش سوریه

استان حلب سوریه بوده 50 درصد در کنترل داعش و 50 درصد بین شورشیان و ارتش سوریه تقسیم شده است.

در استان حمص تقریبا 50 درصد استان در کنترل داعش بوده که عمدتا از بیابان تشکیل شده و بقیه وسعت استان بین ارتش و تروریست ها تقسیم شده است. لازم به ذکر است که نقاط مهم در استان حمص همچون شهر "حمص" و "تدمر" در کنترل ارتش سوریه است.

در استان "حسکه" تقریبا 90 درصد در کنترل کردها و ده درصد در کنترل ارتش سوریه است. استان "ادلب" هم به نحوی بین ارتش ، داعش و معارضان تقسیم بندی شده است.

در استان های "لاذقیه" و "طرطوس" کمتر رد پایی از داعش وجود دارد و عمده این منطقه در کنترل ارتش سوریه است ؛ به خصوص که در 5 ماه اخیر عملیات مشترک ارتش و نیروهای دفاع وطنی سوریه به همراه پشتیبانی هوایی "کرملین" بیش از 90 درصد این استان را پاکسازی کردند.

در استان "حما" بخش غربی که وسعتی معادل حدود 15 درصد استان بوده در کنترل داعش است و بقیه این استان بین تروریست ها و ارتش سوریه تقسیم شده است.

اما در جبهه جنوبی بیش از 60 درصد استان های "قنیطره، درعا، دمشق و سویدا در کنترل ارتش سوریه است و کمتر از 10 درصد این استان در کنترل داعش بوده و بقیه بین تروریست های ارتش آزاد، جیش الاسلام و جبهه النصره و احرار الشام و ... تقسیم شده است .

در مجموع از کشور 181 هزار کیلومتر مربعی سوریه ، قریب به 35 تا 40 درصد در کنترل ارتش و نیروهای دفاع وطنی سوریه و همپیمانانش، 30 تا 35 درصد در اختیار تروریست های داعش و بقیه در کنترل کردها و تروریست های تحت حمایت برخی کشورهای منطقه است.

منبع:باشگاه خبرنگاران جوان

فاصله اماکن مقدس عراق-فاصله نجف ،کاظمین،سامرا-کربلا

مساحت کشور عراق ۴۳۸،۳۱۷ کیلومتر مربع (یک چهارم ایران)مرکز آمار عراق ۲۰۱۸ (تیرماه۱۳۹۷) جمعیت این کشوررا ۳۸ میلیون و ۱۲۴ هزار و ۱۸۲ نفر اعلام کرد.

استان بغداد با دارابودن ۲۱ درصد کل جمعیت، هشت میلیون و ۱۲۶ هزار نفر را در خود جای داده تا پرجمعیت ترین استان عراق لقب بگیرد.

پرجمعیت ترین استان عراق بعدازبغداد: نینوا،بصره هستند
پس از استان بغداد، استان نینوا در شمال غرب عراق، با ۱۰ درصد و استان بصره در جنوب با ۸ درصد کل جمعیت، به ترتیب دومین و سومین استان پرجمعیت این کشور هستند.

استان «المثنی» در جنوب عراق با ۸۱۴ هزار و ۳۷۱ سکنه و دارا بودن دو درصد از کل جمعیت، کم جمعیت ترین استان این کشور است.

جمعیت استان «نجف»حدود میلیون ودویست هزارنفرمی باشد ومساحت آن ۲۷۸۴۵کیلومترمربع می باشد واما مساحت شهرنجف حدودنیمی از استان است.

استان« کربلا» بامساحت۵۲,۸۵۶ کیلومترمربع دارد دارای یک میلیون نفرجمعیت دارد.

«کاظمین »که دربیخ گوش بغدادجای گرفته است.

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:فاصله(ارتفاع)قبورتاسطح زمین۶/۵(شش ونیم )مترمی باشد(ازکف ضریح تااجساد مطهر،شش ونیم مترفاصله است)،فاصله سرداب با مرقد امامین عسکریین(ع) حدود ۲۴(بیست وچهار) متر می باشد.البته برای رسیدن به سرداب بایدازدالان مارپیچی عبورکردبا راه پله های متعدد.
لازم به ذکراست:راه قبورتا سرداب مسدوداست.
حکیمه خاتون (دختر امام جواد)عمه امام حسن عسکری است.
فاصله سرداب با مرقد امامین عسکریین(ع) حدود ۲۴(بیست وچهار)مترمی باشد.

سرداب خانه ای را گویند که در زمین سازند، خانه ای که در زیرزمین سازند تا در گرما به آن پناه برند و آب در آنجا نگاه دارند تا سرد بماند

از جمله مناطق گرمسیری که در گذشته ساختن سرداب برای خانه ها در آن بسیار رواج داشته است شهر سامرا بود . این شهر را معتصم عباسی در سال ۲۱۲ق . بنا کرد و پایتخت خود را از بغداد به آنجا منتقل نمود . سامرا در کرانه شرقی رودخانه دجله و در میانه راه بغداد به تکریت واقع شده است . درباره علت بنای این شهر نظرات گوناگونی نقل شده است.

»سامرا» جزء استان صلاح الدین است،بامساحت ۴۵۰۰کیلومترمربع وجمعیتی حدود ۲۵۰هزارنفر.

آذر ۱۳۹۹سامرا

آذر ۱۳۹۹سامرا

سرداب-سامرا-محل اسکان واستراحت زوار-وبعضاً محل برگزاری نمازجماعت.

حضور زائرین در حرم امامین عسکریین(ع)

زوار-حرم

واما علیرغم وجود۲امام ومادرامام زمان(عج) درحرم سامرا،مردم شهر سامراسُنی هستند،وتوصیه به ایرانیان(زائرین) است که به این شهرورودنکنند.

حضور زائرین در حرم امامین عسکریین(ع)

لازم به ذکراست -مرکز -شهرسامرادر۲کیلومتری حرم قراردارد(فاصله راه زمینی)،ی

کبارکه نگارنده(پیراسته فر)بایک هیئت ایرانی با خوروی ایرانی واردشهرشده بودیم،پلیس امنیت سامراکه ازنیروهای بدرهستند،آژیرزنان درتعقیب مابرآمدند ومارا تاقلب شهررفته بودیم،برگرداندند-البته بااحترام-گفتنداحتمال خطراست.

وامادریک مرحله دیگری که بهمراه مترجم وراه بلدبه شهرسامرارفته بودیم،چندساعتی میهمان شیوخ سامرابودیم،آنهابخوبی ازماپذیرایی کردند وامنیت مارا برای تردددرشهرتضمین کردندوازماهم پذیرایی کردند وعکس یادگاری گرفتندوخیلی خاطرات خوبی داشتند از ایران

،ازپذیرایی امام خمیتی درمنزلشان می گفتند(درزمان تبعید) وازدرمان بستگانشان درایران گفتند ودربرگشت مارا تا«حرم »مشایعت کردند. ضمناًباقاطعیت ازجمعیت صددرصدی سُنی بودن سامرایی هامی گفتند وارادت خودشان به امامین عسکریین (ع) هم اعلام داشتند.

جمعیت عراق در سال ۱۹۷۹(۱۲میلیون)۱۳۵۸شمسی،

سال ۱۹۸۷(۱۶میلیون)۱۳۶۶شمسی

سال ۱۹۹۷(۲۲ میلیون) ۱۳۷۶شمسی بوده

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:برای اطلاعات بیشتر(مصور)به این لینک مراجعه کنیند:

فاصله شهرهای عراق از بغدادتا..

فاصله اماکن مقدس-فاصله نجف ،کاظمین،سامرا-کربلا

۱ ـ فاصله راه مکه تا کربلا حدود ۱۴۰۰ کیلومتر است

و امام حسین(ع) این مسافت را در ۲۳ روز ( از هشتم ذی حجه تا دوم محرم) پیموده است. بنابراین کاروان حسینی روزانه حدود ۶۰ کیلومتر در کوه و بیابان راه میرفتند تا به کربلا رسیدند .

ـ در زمان امام حسین ،کوفه شهری نو بنیاد با عمری پنجاه ساله بود که مردم آن، از مناطق دیگر به آنجا آمده بودند. بیشتر آنها نیروهای نظامی بودند که درآمدشان حقوق سالانه ای بود که اول هر سال از بیت المال میگرفتند و اول سال قمری هم محرم بود.

در این وضعیت بود که عبیدالله ابن زیاد گفت: «هر کس به جنگ حسین(ع) نرود، حقوق سالانه اش امسال پرداخت نمیشود و حقوقش از بیت المال قطع میشود و هرکس به جنگ حسین(ع) برود، افزون بر حقوق سالانه، پاداش فراوان و اضافه کاری ویژه ای میگیرد.»

مسافت کوفه تا شام را طی سه روز به راحتی می توان پیمود.

در تابلوی بین شهری وزارت راه سوریه نوشته شده: دمشق – بغداد ۵۰۰ کیلومتر.

از بغداد تا کوفه نیز حدود ۱۵۰ کیلومتر

محدث قمی می گوید: « روز هشتم، یزید اهل بیت را روانه کرد.»

با توجه به ورود اهل بیت (ع) در روز اول صفر و فاصله ده روزه کوفه به شام ( چنان که سید اعتراف دارد) رسیدن اهل بیت (ع) به کربلا را در بیستم صفر به آسانی می توان تصدیق و باور کرد. چون حدود دوازده روز می شود.

فاصله شام تاکربلا

– امام حسین (ع)، فاصله ۴۷۰ کیلومتری مدینه و مکه را پنج روزه پیمودند ( تقریبا روزانه ۹۰ کیلومتر) در نتیجه مسافت شام تا کربلا را که حدود ۵۷۰ کیلومتر است، طی هفت روز به راحتی می توان پیمود. و مسافت شام تا کوفه را به طور عادی هشت روزه می توان طی کرد.

– سرعت شتر در بیابان به دوازده کیلومتردر ساعت بااسب۸کیلومتر–پیاده ۵کیلومتر–بادویدن تا۳۰کیلومتر میباشد.

فاصله تهران تا مرز خسروی ۷۲۰ کیلومتر

فاصله تهران بغداد ۹۰۰ کلیومتر

فاصله حرم امام حسین با حرم برادرش ابوالفضل ۳۰۰متر

دراین نقشه بخوبی می توانید فاصله شهرها را بخوانید kmیعنی کیلومتر

نکاتی برای زائران کربلا-زائران پیادههرساعت ۵ کیلومتر پیاده روی

میانگین سرعت راه رفتن انسان حدود ۵ کیلومتر در ساعت است.

نجف تاکربلا۸۱کیلومتر

در هر ساعت پیاده روی ۲۵۰کالری خواهید سوزاند.

تعداد قدم : ۲۵ تا ۳۲ قدم در دقیقه

فاصله هر قدم : ۱/۵ متر

یک مرد جوان هر سه قدم مسافتی ۱۹۰ سانتی متر را طی می‌کند خانم‌ها ۱۶۰ سانتی متر است.

بین‌الحرمین سرخپوش شد+عکس

بین الحرمین، همان مکانی که بین دو حرم واقع شده و دقیقا به اندازه فاصله بین صفا و مروه در مسجد الحرام است و ۳۵۰ متر طول دارد و دو طرف آن نخلکاری شده و این دو مکان مقدس را با هم مرتبط کرده است.

حرم مقدس حضرت عباس (ع) در فاصله ۳۵۰ متری شرق حرم امام حسین (ع) قرار دارد این میدان همان جایی است که مشک حضرت عباس در روز عاشورا مورد اصابت تیر قرار گرفت.

تل زینبیه تاحرم”امام حسین” ۷۵ متر فاصله دارد. اینجا همان مکانی است که حضرت زینب (س) بالای آن رفت و میدان جنگ را نظاره کرد.

خیمه‌گاه اهل حرم حدود ۲۰۰ متر با حرم فاصله دارد

نمایی از آرامگاه حبیب بن مظاهر در لنز دوربین شهروند خبرنگار + فیلم

قبر حبیب بن مظاهر بیش از ۱۰ متر با ضریح امام فاصله ندارد

فاصله بین مسجد سهله تا کربلا ۱۳۰ کیلومتر

مقبره حر تا حرم حسینی کمتراز ۱۰ کیلومتر فاصله دارد.

عمود چیست؟

11111

خروجی شهر نجف تا “کربلا”-جاده ای است که دربلواروسط این جاده، تیربرق های روشنایی بقطرلوله بخاری نصب است،این تیربرق ها از ۱ تا ۱۴۵۲ نشانه‌گذاری شده است، فاصله این تیرها (میله‌های آهنی به قطرلوله بخاری) از یکدیگر ۵۰ متر است که شاخص بسیار خوبی برای زائران پیاده به شمار می‌رود.این تیربرق هارا”عمود”می گویند/فاصله اولین تیربرقعمودتاآخرین۸۱کیلومترمی باشد

شیوه شماره گذاری عمودها

فاصله بین هرعمود۵۰متراست که برای پیداکردن زائران شاخص خوبی هست.

مثلاً وقتی گفته می شود”من درعمود۱۴۰۰هستم“،یعنی ۲/۵ کیلومتری کربلا-حرم (اول حرم حضرت عباس است)

وقتی گفته شود”عمود۴۰۰هستم”یعنی ۲ کیلومتری نجف(بااحتساب فاصله اولین عمودتا حرم،بایداین فاصله را با۱۷۰۰مترجمع ببندید که می شود۳۷۰۰متری حرم حضرت علی)

توضیح مهم

خروجی نجف“اولین عمود(شماره۱)تاحرم امیرالمؤمنین ۱۷۰۰مترفاصله دارد

زمان پیاده روی ۲۰ تا ۲۵ ساعت (بین۲تا۵روزبطول می انجامد)

دربین راه-طول مسیر”موکب”هاوحسینیه های زیادی وجوددارند(برای استراحت،خواب ،نمازو یذیرایی”تغذیه”)

از عمود شماره ۱۳۹۰ شما وارد شهر کربلا می شوید

از عمود ۱۳۹۹ حرم حضرت عباس نمایان می شود

همه خدمات در طول مسیر مانند اسکان، نوشیدنی ها، غذاها و درمانگاه وحتی ماساژ بصورت رایگان ارائه می شود.

هر جایی کم آوردید- دیگر توانایی ادامه دادن مسیر را نداشتید میتوانید سوار ماشین های” ون” و یا اتوبوسهایی که در مسیر هستند بشویدوبه کربلا برسید

نگران شارژموبایل نباشید-در کنار جاده پنل های ۱۵ تایی یا ۲۰ تایی برق گذاشته اند موبایلتان شارژکنید.

سرویس های بهداشتی فراوانی در طول مسیر قرار دارند و تعدادی از موکب ها نیز سرویس بهداشتی فرنگی دارند .

توضیح محاسبه رسیدن به مقصد

ازنظر “ساعت”زمان -اگربخواهیدراه هارا محاسبه کنید

باتوجه به استقرار”سیطره”ایست وبازرسی -های متعدد وناامنی های احتمالی واعتصابات مقطعی ای “گروه صدر” و…بایدبرای هرکیلومتر یک دقیقه”باماشین”درنظربگیرید-یعنی فاصله ۱۲۰کیلومتر-بیش از۲ساعت بطول می انجامد

خاطرات جالب ازسردارسلیمانی/حاج قاسم عامل نجات سامرا

 

نامه معروف سردار سلیمانی به وزیر دفاع آمریکا

یکی از معروف‌ترین این روایت‌ها جریان نامه سردار سلیمانی به وزیر دفاع آمریکا بعد از نامه اول و تهدید آمیز اوباما به رهبر معظم انقلاب آیت الله خامنه‌ای(حفظه الله) است.

سازمان ادارای پنتاگون از ۷ لایه حفاظتی تشکیل شده است که از این میان، ۴ لایه به طور خاص مربوط به کنترل ارتباطات با شخص وزیر دفاع یا رییس پنتاگون میباشد که کمی بعد از نامه اوباما نامه‌ای از تمام این لایه های امنیتی ، اطلاعاتی و حفاطتی عبور کرده و مستقیم ، روی میز کار وزیر دفاع یعنی لئون پانتا قرار میگیرد.

ظاهر ساده نامه که هیچ آرمی از سازمان های مرتبط با پنتاگون در آن به چشم نمیخورد توجه وزیر را جلب کرده و وی آن را از روی میز برمیدارد … با باز کردن نامه و خواندن آن عرق سردی بر چهره پانتا مینشیند !

یک نامه با سربرگ رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران … نامه حاوی عبارتی بود که قطعا برای رییس پنتاگون با آن عظمت حفاظتی باورکردنی نبود ! ” اگر لازم باشد از این هم نزدیک تر خواهیم شد

 

امضا : قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس جمهوری اسلامی ایران

 

نقش سلیمانی درسرکوب داعش

در تاریخ 93/9/23 شبکه تلویزیونی الفرات عراق یک میهمان ویژه داشت که در خلال آن می‌خواست از  شکست یک عملیات ویژه داعش پرده بردارد میهمان شبکه یکی از روسای قبایل عراق و فرمانده نیروهای مردمی عراق آقای ابوحسن می‌گفت ما اطلاع یافتیم که 370 نفر از نیروهای داعش طی عملیاتی قصد گروگانگیری ایرانیان زایر را در نزدیکی کربلا دارند.

 فرمانده عراقی ادامه داد: ما طبق وظیفه موضوع را سریعا به حاج قاسم سلیمانی اطلاع دادیم چون ایشان فرمانده حفاظت از زوار اربعین بودند این فرمانده عراقی توضیح میدهد حاج قاسم سریعا مسیر حرکت داعش را رصد کردند و با 20 نفر از نیروهای زبده اش در سر راه نیروهای داعش کمین کرد فرمانده عراقی چنین توضیح داد ک نیروهای حاج قاسم سلیمانی با نیروهای داعش درگیری شدند واین درگیری نیم ساعت بطول انجامید.

 ابو حسن افزود  بعد از اتمام درگیری من با نیروهایم به منظقه درگیری رفتم وبا چشمان خودم دیدم که تمام نیروهای داعش بجز یک نفر که اسیر شده بود کشته شده بودند  ابوحسن چنین توضیح داد که حاج قاسم سلیمانی که کت و شلوار  تنش بود رو به اسیر داعشی کرد و کت و شلوارش را نشان داعشی داد و گفت:

همانطور که ميبينيد لباس من براى جنگ نيست واى بر شما اگر  رهبرم سيدعلى دستور بدهد که لباس نظامى بپوشم... !

  سردار سلیمانی در نماز جمعه رهبرداعش

ابوبکر بغدادی در یکی از خطبه‌های نماز جمعه گفته بود: ما اگر سردار سلیمانی را دستگیر کنیم مانند خلبان اردنی آن را در آتش خواهیم سوزاند و گفته می‌شود جواب سردار سلیمانی در واکنش به این موضوع بدین شره است:

" آقای بغدادی! زمانی که این حرف را می زدی بنده روبروی شما در صف سوم، بین جمعیت نشسته بودم! "

 

 

خبر ناگوار سردار سلیمانی برای صهیونیست‌ها

در اردببهشت 92 خبری منتر شد مبنی بر اینکه یک  منبع نزدیک و مطلع  از قول سرلشکر قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس به شبکه المیادین گفت: رژیم صهیونیستی با اقداماتی شبیه آنچه در حومه دمشق انجام داد، نمی تواند هیچ خللی در قدرت مقاومت ایجاد کند.
این منبع مطلع از قول سردار سلیمانی افزوده است: همان طور که «سنگ» به موشک 100 کیلومتری تبدیل شد، به زودی و با عنایت خداوند متعال، قدرت تولید موشک مقاومت با سر جنگی در داخل را به برد 400 کیلومتری خواهیم رساند.

پیامک سلیمانی- برای ژنرال پترائوس آمریکایی

 ژنرال پترائوس مديركنونی سازمان سيا داستانی را از زمانی بازگو می‌کند كه يك ژنرال 4 ستاره در عراق بود. اوايل سال 2008 زمانی كه مجادله بين گروه شبه نظامی شيعه از يك طرف و ارتش آمريكا و عراق از طرف ديگر شعله ور بود، به پترائوس يك تلفن داده شد كه در آن يك اسم ام اس از سردار ايرانی بود.

 اين مسيج از فرمانده سپاه قدس، قاسم سليمانی آمده بود، و توسط يكی از رهبران عراقی منتقل شده بود، در آن پيغام نوشته شده بود؛ :

ژنرال پترائوس! شما بايد مرا بشناسی، من قاسم سليمانی هستم، كسی كه سياست های ايران را در عراق، لبنان، غزه و افغانستان تدوين می‌كند و صد البته سفير ايران در بغداد نيز عضو سپاه قدس است و كسی كه جايگزين او می‌شود نيز عضو سپاه قدس است.

ژنرال سلیمانی، این «مجاهد» تحت تعقیب شیطان بزرگ و نوچه هایش، برای فرزندان این آب و خاک ، همان «حاج قاسم» بسیجی آفتاب سوخته کرمانی است که گوش به فرمان رهبر و چشم به آزادی قدس شریف دارد و اگر جنگ برای بسیاری از همرزمان او در سال 1367 به صورت پایان یافت، برای او آشکارا تا امروز تداوم داشته و خواهد داشت./منبع :باشگاه خبرنگاران

                                                  ***

زندگینامه قاسم سلیمانی 

قاسم سلیمانی در سال ۱۳۳۵ در روستای کوهستانی و دورافتاده قنات ملک در استان کرمان به دنیا آمد.

وی در 12 سالگی، پس از پایان تحصیـلات دوره ابتدایی، زادگاه خود را ترک کرد و مشغول به کار بنایی در کرمان شد.

چندی بعد به عنوان پیمانکار در سازمان آب مشغول به کار شد و در همان سال‌ها نیز فعالیت‌های انقلابی خود را آغاز کرد.

وی پس از پیروزی انقلاب، به عضویت مجموعه «سپاه افتخاری» که به وسیله پدر شهید قاضی تاسیس شده بود، درآمد.

  • ماموریتم به جبهه 15 روزه بود، اما تا آخر جنگ برنگشتم 

با شروع جنگ تحمیلی، وی راهی جبهه شد و کمی بعد، فرمانده بسیجی‌های هم‌ولایتی‌اش شد و سپس لشکری از همین بسیجی‌ها تشکیل داد و به لشکر ۴۱ ثارالله شهرت یافت.

وی در طول دوران دفاع مقدس، با لشکر تحت‌ امر خود در عملیات‌های زیادی از جمله، والفجر 8، کربلای 4، کربلای 5 و تک شلمچه حضور موثر داشت.

با پایان جنگ، لشکر 41 ثارالله به فرماندهی سردار سلیمانی به کرمان بازگشت و درگیر جنگ با اشراری شد که از مرزهای شرقی کشور هدایت می‌شدند.

سردارسلیمانیسردار

وی در سال ۱۳۷6، از سوی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، فرماندهی کل قوا، به تهران فراخوانده و مسوولیت سپاه قدس به او سپرده شد.

قاسم سلیمانی پس از دوران دفاع مقدس تا زمانی که به سمت فرماندهی سپاه قدس منصوب شد، با باندهای قاچاق مواد مخدر در نزدیکی مرزهای ایران و افغانستان جنگید.

سردارسلیمانی درسامرا

سردارسلیمانی درسامرا        

سردار سلیمانی درسامرا-عراقی

                                       ***

سردارسلیمانی  سامرا را حفظ کرد

به نقل از کیهان، خبرگزاری آسوشیتدپرس در گزارشی نوشت فرماندهان شبه نظامی و مسئولان دولتی عراق می‌گویند یک فرمانده مقتدر ایرانی به عنوان تاکتیسین اصلی همراه با مشاوران خود، نبرد علیه تروریست‌ها را هدایت می‌کند. حضور سرلشکر سلیمانی حیرت‌آور است. استراتژی مشاوران سلیمانی این است که شبه نظامیان و نیروهای ارتش عراق، حاشیه وسیع‌تری از سامرا را در اختیار درآورند تا خمپاره‌ها به حرم نرسد. یک فرمانده عراقی می‌گوید ما بدون آنها (ایرانیان) و شبه نظامیان (نیروهای مردمی) سامرا را از دست داده بودیم.

خبرگزاری آمریکایی اضافه کرد: چند مشاور متعلق به حزب‌الله لبنان نیز شبه نظامیان عراقی را در جبهه شمال بغداد هدایت می‌کنند. وهاب الطایی، فرمانده ارشد عسیب اهل الحق، که یکی از چندین گروه شبه نظامی شیعه مورد حمایت ایران در عراق است، می‌گوید: «ما به این مشاوران نیاز مبرم داریم. آنها در جنگ‌های چریکی شهری مهارت زیادی دارند در حالی که ما هیچ تجربه‌ای در آن نداریم.»

آسوشیتدپرس خاطرنشان کرد: آمریکا گروهی مرکب از ۲۱۰ سرباز به عراق فرستاده است؛ مأموریت اصلی آنان ارزیابی آمادگی نظامیان عراقی در جنگ با شورشیان داعش است. پنتاگون این هفته تأیید کرد که گزارش ارزیابی این تیم را دریافت کرده، اما برای بررسی آن و جمع‌بندی توصیه‌ها در مورد چگونگی کمک آمریکا به عراق، نیاز به زمان دارد. درخواست‌های عراق از نیروی هوایی آمریکا برای کوبیدن مواضع داعش تاکنون بی‌پاسخ مانده است.

یک مقام ارشد نظامی عراقی با تأکید بر آن که تیم آمریکایی‌ها حتی زحمت حضور در میدان جنگ را هم به خود نداده، گفت: «ما تا به حال هیچ گونه کمک واقعی از آنها ندیده‌ایم.» با این وجود شبه نظامیان شیعه که توسط ایران سازمان‌دهی می‌شوند، توانسته‌اند از پیشروی داعشی‌ها جلوگیری کنند.

خبرگزاری آمریکا در ادامه این گزارش می‌نویسد: نیروی قدس به فرماندهی سلیمانی، که بازوی عملیاتی سپاه پاسداران در خارج از کشور است، سال‌هاست که به آموزش شبه نظامیان شیعه در عراق مشغول است. این نیرو همچنین مدت‌هاست که با حزب‌الله لبنان همکاری می‌کند و نیز به بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه در برابر شورشیان کمک کرده است.
یک مقام دولت عراق درباره نقش ایران گفت: «سلیمانی می‌خواهد همان طور که دمشق را برای اسد نگاه داشت، بغداد و سامرا را هم حفظ کند. او مدام بین ایران و عراق در رفت و آمد است و وقتی اینجاست به همه جاسر می‌زند.»

آسوشیتدپرس همچنین نوشت: علاوه بر تیم مشاوران، پهپادهای ایرانی نیز تقریباً هر روز پرواز‌های اکتشافی انجام می‌دهند. ایران همچنین به خلبانان عراقی اجازه داده است که پنج فروند هواپیمای جنگنده سوخو-۲۵ بازمانده از دوران شوروی را، که پیش از اشغال کویت در ۱۹۹۱ به دستور صدام حسین برای احتراز از نابودی به ایران اعزام شده بود، به عراق بازگردانند. این هواپیماها به ناوگان حدود شش فروند سوخوی ۲۵ روسی پیوست که المالکی به صورت دست دوم از روسیه خریده تا نیروی هوایی ناتوان عراق را که از دوسسنا با موشک‌های آمریکایی هلفایر تشکیل شده، تقویت کند.

خبرگزاری آمریکایی در پایان نوشت: فرماندهان شیعی شبه نظامی گفته‌اند سلیمانی علاوه بر این‌ها، شبه نظامیان، داوطلبان، و نیروهای دولتی را در خطوط مقدم جبهه نیز هدایت می‌کند. تمایل او و مشاورانش به حضور در صحنه نبرد به نوعی کیش شخصیت او در میان برخی از شبه نظامیان انجامیده است. یکی از فرماندهان شبه نظامیان مستقر در سامرا گفت: «آنها از فرماندهان نظامی عراقی به مراتب شجاع‌ترند. سلیمانی بهترین فرمانده نظامی در جهان است.»

                                                                           ***

راز محبوبیت سردارسلیمانی چیست؟

سردار سلیمانی اهل یکی از روستاهای شهرستان بافت کرمان است . بنده از اواخر سال 58 تا اواسط سال 60 معاون استاندار کرمان بودم.آن زمان پشتیبانی های جنگ نظم و نسقی نداشت و کارها بیشتر خود جوش انجام می شد. آن زمان لشکر ثارالله کرمان هنوز تیپ بود.ما سعی می کردیم  به دلیل ارتباط کاری که  با لشکر داشتیم، در ساماندهی و اعزام نیرو کمک کار تیپ باشیم.

ایشان روی تک تک بچه های لشکر ثار الله حساسیت بالایی داشت و از وضع آنها و وضعیت خانوادگی شان خبر می گرفت. وقتی هم کسی  شهید می شد،پیگیر کارهای خانواده اش بود. به همین دلیل گاهی اوقات که مشکلات این خانواده های شهدا حل نمی شد،خیلی حرص می خورد. مثلا وقتی بنیاد شهید نمی توانست از آن خانواده به شکل مناسب پشتیبانی کند،خودش مستقیم وارد عمل می شد و یک سری کارهای  اقتصادی را برای خودکفایی این خانواده ها انجام می داد تا آنها از بیت المال و خزانه کشور بی نیاز شوند.

نکته بعد این بود که حاج قاسم علاوه بر فرماندهی، خودش به قول نظامی ها جزو نیروهای لجمن( لبه جلویی منطقه نبرد) بود. امروز هم که در اوج است به این دلیل است که خودش در صحنه است. یادم هست وقتی  در فاو قرار به تخلیه منطقه بود،حاج قاسم جزو آخرین نفراتی بود که از فاو خارج شد.

جالب است حاج قاسم در تحلیل سیاسی، گوی سبقت را از خیلی ها ربوده است. عرض کردم من نمی خواهم اغراق کنم، اما قبل از این دوره اخیر و بلند شدن آوازه سردار سلیمانی، ما تنها کسی که می توانستیم تصور کنیم که بعد از رهبری انقلاب-که تسلطشان بر مسائل سیاسی و نظامی بالا است- بر مسائل سیاسی تسلط دارد سید حسن نصر الله بود.
سید حسن نصر الله مسائل را خوب می فهمد و اهل شعار، اغراق گویی  و تحلیل های بالا ابری نیست. در کنار سید حسن نصر الله اگر از کس دیگری بخواهیم نام ببریم باید از حاج قاسم یاد کنیم. این دو نفر در یک رده هستند.

ما یک سری از مردم را داریم که خیلی نظام را قبول  ندارند، اما به سردار سلیمانی عشق می ورزند.
آنها به خیلی از سیاسیون و نظامیان انتقاد دارند و حرفهایی می زنند، اما در مورد حاج قاسم،می گویند خدا او را نگه دارد. البته اینها جز لطف خدا نیست. روایت داریم که اگر می خواهی رابطه ات  با مردم خوب شود، رابطه ات را با خدا خوب کن.حاج قاسم تبلورعملی این حدیث است.
این را هم بگویم که ما شاید امثال حاج قاسم خیلی در کشور داشته باشیم که یا آنها را نمی شناسیم  و یا موقعیت پیدا نکردند خود را بروز دهند.برخی اوقات در سالگرد شهدا می بینم که مداح  و سخنران ها می گویند کو باکری ها وکو همت ها . این نوع حرف زدن ها مرا عصبی می کند. من می گویم انشاء الله هیچ وقت جنگی نشود، اما اگر شد شما خواهید دید که ما صدها همت در کشور داریم.
شما اعتکاف هایی را که هر سال انجام می شود ببینید.هر سال به تعداد مساجد اضافه می شود، اما به همان میزان هم جمعیت استقبال کننده هست.واقعا به این معتقدم که نسل های بعد از انقلاب متدین هستند.
رفتار سیاسی سردارسلیمانی
در رفتار سیاسی سردار می بینم او حتی با اصلاح طلبان هم رابطه خوبی دارد. در حالی که در نگاه اول ،خیلی ها توقع ندارند یک  چهره مثل سردار، در مراسم روضه چهره های اصلاح طلب شرکت کند و با آنها عکس مشترک بگیرد، اما این اتفاق می افتد./منبع:خبرآنلاین

ادامه نوشته

زندگینامه علامه حلی(متولدحله-مدفون نجف-عراق)726ق

زندگینامه علامه حلی(متولدحله-مدفون نجف-عراق)726ق

شیخ جمال الدین، ابو منصور، حسن بن یوسف بن على بن مطهر حلّى ملقب به علامه حلّى(ره) در ماه رمضان سال 648ق در شهر حلّه‌ عراق به دنیا آمد[1] و در ماه محرم سال 726ق در همان شهر از دنیا رفت و در یکى از صحن‌هاى روضه امیر المؤمنین على(ع) در نجف اشرف دفن گردید.[2] او از علمای برجسته و نامدار جهان اسلام و مذهب شیعه است.عمر74سال
پدر او شیخ سدید الدین یوسف بن على بن مطهر حلّى از علماى برجسته و نامدار و داراى مقام علمى و اجتماعى بود.[3]
تحصیلات و شخصیت علمی‌
علامه حلى(ره) ادبیات عرب، علم فقه، اصول، حدیث و کلام را نزد اساتید بزرگ و نامداری آموخت تا این‌که در زُمره دانشمندان قرار گرفت. او هیچ فرصتى را براى تحصیل علم از دست نمی‌داد و بیشتر وقت خود را صرف تدریس و تألیف می‌کرد و حتى زمانى که حوادث روزگار او را در کنار سلطان محمد خدابنده قرار داد، تدریس و تألیف او همچنان استمرار داشت.[4]
شرح‌هاى او بر سه کتاب «منطق تجرید»، «حکمت تجرید» و «شرح اشارات» خواجه نصیر الدین طوسى و نیز دیگر تألیفاتش نشانگر برجستگی علمی او می‌باشد که این برتری مورد تأیید معاصرانش نیز بوده است.
علامه حلی(ره) از نگاه علمای اسلام
در شأن علمى و معنوی علامه، نقل‌های بسیارى از علما به ما رسیده که جمع‌آورى تمامشان نیاز به تألیف کتابى مستقل دارد. اما در این مختصر به گوشه‌ای از آنها می‌پردازیم:

دیدگاه خواجه نصیر الدین طوسى درباره علامه حلی
1. وقتى از خواجه نصیر الدین طوسى(متوفای 672ق) هنگام بازگشت از حلّه درباره مشاهداتش سؤال کردند در جواب گفت: «رأیت خرّیتاً ماهراً و عالماً إذا جاهد فاق»؛[5] که مقصودش از راهنمای زبردست، «محقق حلّى» و از دانشمند پیروز، «علامه حلّى» بود.
2. ابن حجر عسقلانی(متوفای 852ق): «ابن یوسف بن مطهر حلّی، عالم شیعه و پیشوا و مؤلف آنان است. او نشانه خدا در تیزهوشی بود. کتاب المختصر ابن حاجب را شرح زیبایی نمود... او بسیار خوش اخلاق و خوش برخورد بود».[6] 
3. سید مصطفی تفرشی(متوفای 1044ق): «علامه حلی آن قدر فضیلت و شأن و اعتبار دارد که بهتر آن است که توصیف نشود، چون توصیف‌ها و تعریف‌های من چیزی بر شأن او نمی‌افزاید! او بیش از 70 جلد کتاب دارد که هر کدام نشانگر نوعی از فضیلت و نبوغ و علم و دانش اوست».[7]
4. صاحب روضات الجنات (متوفای 1313ق) می‌گوید: «چشم زمان به مثل و مانند او مزیّن نگشته است و بال‌هاى امکان به سطح بیان فضائل بسیارش نمی‌رسد. از اندیشمندان قبل و بعد او، هیچ کس شبیه او نبوده است و تاکنون کسى ثناى لایق به حال او را نگفته است اگر چه همه ثناهایى که براى دیگران گفته شده از لقب‌هاى زیبا و علوم شریف همه را براى او نیز گفته‌اند پس سزاوار است که از توصیف او چشم بپوشیم».[8]
5. محدّث نوری(متوفای 1320ق): «علامه حلی شیخ بزرگوار و جلیل القدر، اقیانوس علوم، غواص فضائل و حکمت‌ها، حافظ ناموس هدایت و ارشاد، شکننده ناقوس ضلالت، پاسدار حریم دین، زائل کننده آثار فسادگران. او در جمع علما و دانشمندان اسلام، همانند بدر (ماه شب چهارده) در میان ستارگان می‌درخشد و نسبت به دشمنان و بدخواهان سیاه‌دل، شدیدتر از عذاب زهرناک و برنده‌تر از شمشیر مسموم است. او دارنده مقامات فاخره و کرامات درخشان و سعادت‌های ظاهری است. او زبان گویای فقها و متکلمین، محدّثین، مفسرین و ترجمان حکما و عرفای سالکین متبحر است. او فردی است که لقب آیت الله تام و کامل، شایسته اوست. رحمت‌ها و عنایات خاص خدا شامل حال او باد».[9]
6. سید محسن امین عاملی(1377ق‏): علامه حلّى، ملقب به «علاّمه على الإطلاق» گشته است و هیچ‌کس در هیچ زمانى چنین لقبى را که مورد اتفاق جمیع علما باشد به‌دست نیاورده است. لقب «آیة اللّه» را نیز علما به او داده‌اند.[10]
اساتید‌ علامه حلی
1. شیخ سدید الدین حلّى(پدر علامه)
2. محقق حلّى(دایى علامه)
3. خواجه نصیر الدین طوسى‌
4. ابن میثم بحرانى (شارح نهج البلاغة)
5. على بن موسی بن طاوس
6. احمد بن موسی بن طاوس
7. نجم الدین جعفر بن محمد بن جعفر، معروف به ابن نماى حلّى.[11]‌
شاگردان‌
علامه حلی، یکى از علمایى است که شاگردان زیادى تربیت کرده است؛ از جمله:
1. فخر المحققین( فرزند علامه) 2. قطب الدین رازى(شارح شمسیه) 3. تاج الدین محمد بن قاسم بن معیۀ حسنى حلّى‌ 4. محمد بن على جرجانى‌ 5. تقى الدین ابراهیم بن حسین بن على عاملى‌ 6. جمال الدین حسینى مرعشى.[12]
عصر علامه حلی
علامه حلی در دوران کودکى خویش شاهد ترس و وحشت عظیمى بود که بر مردم شهر حلّه به‌واسطه هجوم مغولان به بغداد مسلط شده بود.[13]
علامه حلی دردربارسلطان محمد خدابنده

علامه حلی، از سلاطین داراى ذوق سلیم و صفات نیک است که علم و علما را دوست می‌داشت. علما و از جمله علامه حلّى در این زمان فرصت خوبى براى نشر معارف اهل بیت پیدا کردند؛ از این‌رو در زمان این سلطان، علم و دانش رونق تام و رواج بسیارى یافت.[14]
علامه حلی وقتی از حلّه به بغداد می‌آید، سلطان محمد به دنبال ملاقاتی که با او داشته و پس از گفت‌وگوهای علمی، شیعه می‌شود.[15] از آن به بعد سلطان شیفته او می‌گردد.[16] در این مدت ظاهراً به خواهش و ابتکار علامه دو مدرسه به دستور سلطان ساخته شد؛ یکى در شهر سلطانیه در کنار قبه عظیم مشهور به قبه سلطانى که تا الآن باقى است و دیگرى مدرسه سیّار که در ایام مسافرت سلطان همراه او حمل می‌شد و علامه و سایر اساتید نیز همراه او در تمام مسافرت‌هایش حضور داشتند و در این مدرسه به تدریس و تألیف اشتغال داشتند.[17]
در اثر تلاش‌هاى علامه حلی و مصاحبت با سلطان؛ حلّه، جایگاه علمى خویش را باز یافت و موطن اصلى براى علم و علما گردید و پشتوانه‌اى براى مدرسه سیّار گشت. حلّه در این زمان مرکز تشیع شد و علم آن‌قدر شکوفا گردید که گفته‌اند در آن زمان، در این شهر چهارصد مجتهد وجود داشته است.[18]
پس از مرگ سلطان محمد خدابنده، علامه به حلّه بازگشت و مشغول تألیف و تدریس و تربیت علما و تقویت مذهب و ارشاد مردم شد.
ابتکار درسندیت احادیث‌
یکى از ابتکارات علامه حلی تقسیم احادیث به اقسامى است که امروزه نزد علما متداول است. در قدیم علماى شیعه احادیث را یا ضعیف می‌دانستند و یا صحیح، ولى علامه حلّى از جهتى احادیث را به صحیح، حسن، موثّق و ضعیف و از جهات دیگر نیز به اقسام دیگرى نیز تقسیم می‌کند.[19] ناگفته نماند که این اقسام به نحوى در کتاب‌هاى اهل سنت قبلاً آورده شده بود، ولى اجراى آن در احادیث شیعه به ابتکار علامه حلی بود.
ابتکار در تألیف‌
علامه حلی(ره) در زمینه‌هاى مختلف علمى، براى مبتدیان و متوسطان و سطح عالى کتاب نوشته است و ابتکار او در این زمینه نوشتن کتاب‌هایى در هر سطح به شیوه‌هاى مختلف می‌باشد. برای نمونه؛ براى مبتدیان در زمینه فقه سه کتاب «تبصرة المتعلمین، إیضاح الأحکام، إرشاد الأذهان» و در سطح متوسط دو کتاب «قواعد الأحکام و تحریر الأحکام» و در سطح عالى سه کتاب «مختلف الشیعة، تذکرة الفقهاء و منتهى المطلب» را نوشته است. این کتاب‌ها هر کدام به هدف خاصى نوشته شده است و از نظر شکل و سیاق شبیه همدیگر نیستند. البته تحقیق درباره این‌که هر کدام چه تفاوت‌هایى با دیگرى دارد فرصتى مناسب لازم دارد.
سه کتاب مفصل و استدلالى او نیز هر یک به موردى اختصاص دارد؛ در کتاب «مختلف الشیعة فی أحکام الشریعة» علاوه بر استدلال بر مسائل فقهى، اختلافات درون مذهبى شیعه را در مسائل بیان می‌کند و در کتاب «تذکرة الفقهاء» به اختلاف فرقه‌هاى اسلامى در این مورد می‌پردازد ولى در کتاب «منتهى المطلب فی تحقیق المذهب» تنها استدلال را به غایت و نهایت ذکر می‌کند. کتاب‌هاى دیگر او در علوم دیگر مثل اصول فقه و کلام نیز همین‌گونه هستند.
تألیفات‌
برخی از تألیفات علامه حلی، عبارت‌اند از:
1. «إرشاد الأذهان إلى أحکام الإیمان»: این کتاب یک دوره فقه فتوایى مختصر از کتاب طهارت تا کتاب دیات می‌باشد و در آن از استدلال‌هاى متعارف اثرى دیده نمی‌شود و مطالب آن به صورت منظم و در قالب‌بندی‌هاى خاصى ارائه شده است.
2. «تبصرة المتعلمین فی أحکام الدین»:‌ شامل مباحث فقهی از طهارت تا دیات که به صورت فتوا نوشته شده است و به خاطر مختصر بودن و بیان روان آن از زمان تألیف مورد عنایت علما بوده و شرح‌هاى بسیارى بر آن نوشته شده است.
3. «تحریر الأحکام الشرعیة على مذهب الإمامیة»: مؤلف تمام فقه را بر اساس مذهب شیعه و مبانى و ادله فقهى بدون تمسک به استدلال و تنها به صورت فتوا طرح کرده است. از لحاظ گستردگى، این اثر حاوى جزئیات و مسائل و فروعات بسیارى است.
4. «تذکرة الفقهاء»: این کتاب درباره فقه مقارن[20] در سطح محدود و معین از خارج مذهب امامیّه می‌باشد و از زمان نگارش آن مرجع مورد اعتمادى براى آگاهى از نظریات و اختلافات بین علماى اهل تسنن بوده است. 
5. «أجوبة المسائل المهنائیة»: این کتاب در موضوع کلام و فقه است که در جواب پرسش‌های سید مهنا بن سنان بن عبدالوهاب جعفری حسینی مدنی عبدلی نوشته شده است.
6. «الألفین»: از معروف‌ترین و متقن‌ترین متون کلامی شیعه، در رابطه با امام‌شناسی، به ویژه شناختن امامت و حقانیت امام علی(ع) است.
7. «منهاج الکرامة فی معرفة الإمامة»: علامه در این کتاب، با آوردن براهین عقلی و دلایل نقلی فراوان، به اثبات حقانیت مذهب شیعه و امامت علی بن ابی طالب(ع) و فرزندانش پرداخته است.
پاورقی
[1]. عاملى‏، شیخ حر، أمل ‏الآمل، ج ‏2، ص 81،
[2]. ابن حجر عسقلانی، أحمد بن علی، لسان المیزان، محقق، أبو غدة، عبد الفتاح، ج 3، ص 215،
[3]. موسوعة طبقات ‏الفقهاء، ج ‏8، ص 77 – 78.
[4]. همان، ص 79.
[5]. امین عاملى‏، سید محسن، أعیان ‏الشیعة، ج ‏5
[6]. لسان المیزان، ج 3، ص 215.
[7]. حسینی تفرشى، سید مصطفى، نقد الرجال، ج ‌2
[8]. خوانساری، محمد باقر بن زین العابدین، روضات الجنات فی احوال العلماء و السادات، ج 2، ص 270‌ - 271
[9]. محدّث نوری، میرزا حسین‌، خاتمة المستدرک، ج ‌2، ص 403
[10]. اعیان الشیعة، ج ‏5، ص 396.
[11]. همان، ص 401 – 402؛ موسوعة طبقات ‏الفقهاء، ج ‏8، ص 77 – 78.
[12]. أعیان‏ الشیعة، ج ‏5، ص 402؛ موسوعة طبقات ‏الفقهاء، ج ‏8، ص 79.
[13]. ر.ک: اقبال آشتیانى‏، عباس، تاریخ مغول، ص 507 – 508
[14]. ر.ک: مستوفی قزوینی، حمد الله بن ابی بکر بن احمد، تاریخ گزیده، تحقیق، نوایی، عبد الحسین،
[15]. ابن کثیر دمشقی، إسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، ج 14، ص 144/ تاریخ مغول، ص 316؛ راوندی‏، مرتضی، تاریخ اجتماعی ایران‏، بحش ‏2، ج ‏8، ص 56، 
[16]. ر.ک:‌ أعیان ‏الشیعة، ج ‏5، ص 399.
[17]. تاریخ مغول، متن، ص 316؛ تاریخ ادبیات در ایران، ج ‏3، بخش ‏1، ص 211 – 212.
[18]. أعیان ‏الشیعة، ج ‏5، ص 401.
[19]. همان.
[20]. در فقه مقارن (مقایسه‌اى) یا فقه تطبیقى، به جمع آورى آرا و مبانى عالمان مذهب یا مذاهب مختلف اسلامى، به منظور سنجش، ارزش‌گذارى و گزینش نظر برتر، پرداخته می‌شود.

منبع: اسلام کوئست

حوزه‌های علمیه+مراجع شیعه عراق

حوزه‌های علمیه+مراجع شیعه عراق

بایک جمله«فتوا«بساط ناصرالدین شاه»رابهم زد ودست استعماربریتانیاراازایران کوتاه کرد

زندگینامه آیت‌الله میرزا حسن شیرازی صاحب فتوای معروف تحریم تنباکو.

در تاریخ ۱۲ شعبان ۱۳۰۶(۲۴فروردین۱۲۶۸) ناصرالدین شاه در پی سفر سوم خود به «انگلستان» برای تامین کسری بودجه سفرتصمیم می گیرد امتیازی در زمینه کشت، توزیع و فروش توتون و تنباکو به یک نفر انگلیسی به نام «ماژور تالبوت» واگذار کند.

به موجب این امتیاز، خرید و فروش کل توتون و تنباکوی ایران در داخل و خارج به مدت ۵۰ سال از تاریخ ۱۲۶۹ به ماژور تالبوت تبعه انگلیسی واگذار شد و در مقابل صاحب‌امتیاز متعهد گردید که هر سال مبلغ پانزده هزار لیره انگلیسی و یک چهارم از سود شرکت(رژی) تالبوت، پس از کسر مخارج به دولت ایران پرداخته شود.

«یک جُملهِ یک عالِم» ازفاصله ۱۵۰۰کیلومتری،بساط دربارشاه رابهم ریخت ودست استعمارگرانگلیس راازایران کوتاه کرد.

آیت الله حاج میرزا محمد حسن حسینی شیرازی معروف به-میرزای بزرگ«میرزای شیرازی»متولد۱۵ جمادی‌الاول ۱۲۳۰(۳خرداد۱۱۹۴) پدرش میرزا محمود، از عالمان دین بود،میرزامحمدحسن در۱۸ سالگی ، ۱۲۴۸قمری(۱۲۱۱شمسی) زادگاهش- شیراز-را به قصدحوزه علمیه اصفهان ترک کرد و نزد علمای آن شهر به تحصیل علوم فقیه  پرداخت و بعداز۱۱سال،در سال۱۲۵۹قمری(۱۲۲۱شمسی) ،برای ادامه تحصیل وتهذیب،اصفهان رابه قصدِعتبات ،ترک کرد و درحوزه نجف نزداساتیدزمان،ازجمله «شیخ مرتضی انصاری» زانوی ادب زد.

پس از۳۲سال کسب فیض درحوزه نجف ،احساس کردیایدهمچون زنبورعسل،بایدشهد باغهای گلی راکه مکیده بوده را  به عسل تبدیل کند،نجف رابرای ایده های نویش مناسب ندید،مجدداً«هجرت»کرد، سال ۱۲۹۱قمری(۱۲۵۲شمسی) راهی  سامرا شد ودرآنجااقامت گزید و«حوزه علمیه سامرا»راپایه گذاری کردو به مدت«۲۱سال»به تدریس و تعلیم  وتهذیب دربیت امام زمان(عج)ودرحرم عسکریین به مجاهداتش ادامه داد، تا اینکه به سال ۱۳۱۲قمری(۱۲۷۳شمسی) درهمانجادرگذشت واما  در نجف به خاک سپرده شد.

میرزازی شیرازی  از شاگردان خاص شیخ  مرتضی انصاری بود و رابطه‌ای ویژه با استادش داشت. شیخ انصاری، تصحیح کتاب مهم فرائد الاصول خود را به میرزای شیرازی سپرد.

نکته:یکی ازعوامل مهم هجرت میرزای شیرازی به سامرا،فضای سیاسی منجمد«نجف»بود،همه کسانی که ازاوضاع حاکم برحوزه نجف ناراضی بودبه سامراکوچیدند،روایات شده استقبال ازحوزه تازه بنیادسامرا آنقدرزیادبودکه خوف این بودکه حوزه نجف خلوت شود،طلابی که درسامراتحصیل کردنددرکناردروس حوزوی،به مسائل اجتماعی هم پرداخته اندودرنهضتهای اجتماعی وساسی عراق وایران وبلکه «جهان اسلام»تأثیرگذاربوده اندتاحدی این موضوع-تفاوتهای۲حوزه نمایان بوده اصطلاح«مکتب سامرا-مکتب نجف»درادبیات حوزویان واردشد.

«میرزای شیرازی » نخستین مجتهدی است که شیوه اجتهادی شیخ انصاری را ترویج کرد و در حوزه علمیه سامرا اسلوبی خاص در تدریس را پیش گرفت که به «شیوه سامرا» معروف شد. وی مسأله ای را در حوزه درس خویش مطرح می نمود و طلاب و فضلا ابعاد مختلف آن را مورد بررسی قرار می دادند و زمانی که به مشکلی بر می خوردند، میرزا با بیانی شیوا به حل اشکال اقدام می ورزید. لذا درس وی خاص کسانی بود که در فقه و اصول مدارج عالی را طی کرده، به تحقیق و بررسی مشغول بودند.
از ویژگی های تدریس میرزای شیرازی بارور کردن استعدادها و شخصیت دادن به طلاب و فضلای حاضر در درس بود و هر کس سخنی داشت سخنش شنیده می شد و در نهایت استاد به بیان نظر خود می پرداخت.

گزارش تصویری از مرقد امام هادی (ع) و امام حسن عسکری (ع) در سامرا 2

نگارنده-پیراسته فر-که مدتی توفیق حضورچندین ماهه درسامراداشتم،هنوربعداز۱۲۰سال آثار«حوزه سامرا»موجوداست،سامرایی ها بعضاًبه این موضوع اشاره داشتند.

رهبرانقلاب (آیت الله خامنه ای):حوزه خیلی کار دارد. البته وقتی ما میگوئیم فلان رشته‌ها بیاید، فلان کارها انجام بگیرد، بعضی میگویند آقا شما به فقه و اصول بی‌اعتنائی کردید؛ ما در حوزه، دیگر صاحب جواهر یا شیخ انصاری متخرج نداریم. این جزو حرفهای رائج است. من این حرف را قبول ندارم. اولاً مثل شیخ انصاری کو؟ توی حوزه‌هائی هم که مخصوص این کار بودند، مگر چند تا شیخ انصاری داشتیم؟ عرض کردم؛ به نظرم نمیرسد که بعد از شیخ انصاری، هیچکدام از شاگردان ایشان و شاگردان شاگردان ایشان تا امروز به رتبه شیخ انصاری رسیده باشند. بله، حرفهای ایشان را ذکر میکنند، اشکال میکنند، ایراد میکنند، اشکالها هم وارد است؛ اما مسئله‌ی شیخ، مسئله‌ی دیگری است.

رهبر انقلاب
آن قالبی که شیخ علیه‌الرحمه برای استنباط فقهی بعد از صاحب جواهر و روی دست صاحب جواهر، شیخ فراهم کرده شما ملاحظه کنید «مکاسب» شیخ را با «متاجر» جواهر مقایسه کنید تا معلوم شود فرق بین شیخ و صاحب جواهر چقدر است. بعد از صاحب جواهر، مگر ما چند تا مثل صاحب جواهر در حوزه‌های علمیه تربیت کردیم که حالا از حوزه گله کنیم که صاحب جواهر تربیت نمیکنیم! خب، اینها قله‌هائی بودند، هر چند وقت یکبار، یک مجموعه علمی و انسانی به یک قله‌ای دست پیدا میکند. اگر در زمان ما صاحب جواهر یا شیخ انصاری درست نشد، جای گله نیست که چرا نتوانستیم؛ خیال کنیم که اگر ما این درسها را کنار میگذاشتیم و فقط به فقه و اصول میچسبیدیم، حالا چند تا صاحب جواهر داشتیم؛ نه، آن روزی هم که حوزه نجف منحصر و مختص به فقه و اصول بود و غیر از آن نبود - که مرحوم سیدالوالحسن اصفهانی (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) اینجور فرموده بودند که باید فقط فقه و اصول باشد – ما ندیدیم در نجف مثل صاحب جواهر یا شیخ انصاری تربیت شود. این اولاً.
ثانیاً اعتقاد ما این است که ما امروز نوکر دینیم؛ ما نوکر اسمها که نیستیم.

روحانیت برای چیست؟ روحانیت برای این است که بتواند مردم را تغذیه دینی کند؛ البته عالمانه.

آن روز یک طلبه‌ای می‌آمد نجف درس میخواند، فقه و اصول میخواند، رجال میخواند و بعضی چیزهای دیگر میخواند، ملا میشد، فاضل میشد؛ اگر در نجف میماند میشد بحر‌العلوم و کاشف‌الغطاء.

اگر از نجف خارج میشد، میشد میرزای قمی و ملامهدی نراقی و ملا احمد نراقی و حاجی کلباسی و سید شفتی و امثال اینها. یعنی هر کدام از اینها در هر شهری بودند، برای هدایت و تغذیه معنوی و فکری مردم خودشان کافی بودند. یک سید شفتی یا یک حاجی کلباسی یا یک میرزا مهدی شهید در مشهد، خودش و شاگردانش میتوانستند مردم را از لحاظ فکری تغذیه کنند. آن وقت عوامل گمراه‌کننده و لغزاننده‌ی مردم زیاد نبود؛ همان شهوات شخصی انسانها بود که همیشه انسانها به آن دچار و مبتلایند؛ آن هم با موعظه و نُزهت و تذکر و از این چیزها تا حدود زیادی قابل رفع بود؛ یک مقدارش هم میماند که خب، همیشه گنهکارانی هستند. آن روز دیگر تلویزیون نبود، اینترنت نبود، این همه کتاب و مجله و افکار جدید نبود، این همه فلسفه‌های جدید داخل ذهنهای مردم نبود، شبکه‌ی فیلمهای خانگی نبود، ماهواره نبود، مغریات و مذلاتی که جوان و پیر را تحت تأثیر قرار میدهد - افکار و شبهات گوناگون - نبود. آن روز وقتی عالم وارد یک شهری میشد - مثل میرزای قمی یا مثل حاجی کلباسی - از همه‌ی مردم آن شهر فاضل‌تر بود. فضلای هر شهری کسانی بودند که چند جمله ادبیات یا عقلیات یا شبیه این چیزها را خوانده بودند؛ اینها از همه‌ی آنها بهتر بودند، بالاتر بودند؛ در مقام برخورد و زورآزمائی علمی، کسی از عهده‌ی آنها برنمی‌آمد؛ اما امروز اینجوری نیست. امروز ما فقه و اصول که میخوانیم، اگر توی یک شهری برویم، اینجور نیست که از همه زورمان بیشتر باشد؛ در رشته های مختلف، در کارهای مختلف، در حرفهای مختلف، در افکار مختلف کسانی هستند که مسلطند، فنانند، متبحرند؛ کسانی بخواهند عرصه را از آنها بگیرند، باید به قدر آنها زور داشته باشند. امروز فقه و اصول کافی نیست برای اینکه انسان بتواند تبلیغ دین را بکند. بنابراین حوزه‌ها وظیفه‌شان خیلی سنگین است. این تنوع در علوم حوزوی یک نیاز قطعی و مبرم است و بایستی در برنامه‌ریزی به آن توجه شود.۲آبان۱۳۸۹ دیدار جمعی از اساتید و فضلا و طلاب نخبه حوزه علمیه قم

 

 

میرزای شیرازی در تاریخ ۱۹ ذی الحجه ۱۳۰۸(۴مرداد۱۲۷۰شمسی) یعنی۱۷ ماه پس از امضای قرارداد تلگرافی را به نزد شاه می فرستد و مخالفت خود را با قرارداد ابزار می کند. اما با بی اعتنایی شاه مواجه می شود که دراوائل محرم۱۳۰۹(۱۲۷۰شمسی)فتوای تاریخی خودراصادرمی کند.

«میرزای شیرازی» که مدیریت حوزه علمیه«سامرا»رابعهده داشت درسرداب عسکریین«فتوای» مشهور «تحریم تنباکو» را در  محرم۱۳۰۹ در رابطه با منع استعمال دخانیات رانوشت:

در سرداب به من الهام شد

مرحوم میرزای شیرازی بزرگ در قضیه تحریم تنباکو فرموده بود: علت این حکمی که کردم، آن بود که در سرداب سامرا حضرت صاحب عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه‌الشریف را زیارت کردم و در آنجا به من الهام شد!/در محضر بهجت، ج۱، ص ۲۲۷

دربعضی ازنقها تاریخ لغو فتوای تحریم تنباکورااینگونه نوشته اند:در روز سه شنبه ۲۵ جمادی الثانی ۱۳۰۹(۶بهمن۱۲۷۰شمسی)، اعلامیه ای منتشر شد که مردم می توانند با آسایش خاطر قلیان، چپق و سیگار بکشند.

بسم‌الله الرحمن الرحیم الیوم استعمال تنباکو و توتون بای نحو کان در حکم محاربه با امام زمان علیه‌السلام است. حرره الاقل محمدحسن الحسینی‌.

استقبال از چنین حکمی بی نظیر بود. مردم ایران از پیر و جوان، زن و مرد، کشاورز و کارگر، تاجر و کاسب، همه بدون چون و چرا از آن اطاعت کردند و قلیان‌ها و چپق ها را شکستند و توتون‌ها، تنباکوها و سیگارها را به آتش کشیدند و حاضر نشدند حکم عالم و مرجع خود که استعمال تنباکو را در حکم جنگ با امام زمان (عج) می‌دانست نقض کنند. نفوذ این حکم آنقدر گسترده و وسیع بود که حتی دربار و حرم‌سرای ناصرالدین‌شاه را نیز فرا گرفت.

ناصرالدین‌شاه ناچارشد امتیاز را لغو کنند و با اعلام رسمی لغو امتیاز از سوی دولت ایران و شرکت رژی، مبارزه پیروزمند تنباکو پس از ۵۵ روز خاتمه یافت

واین  فتواشکستی بودبرای بریتانیا ومجدوعظمتی شدبرای اسلام .وازاینجابود که ناصرالدین شاه،نه تنهاسودی عایدش نشد،بلکه خسارت هم به انگلیس پرداخت کرد و«حساب کار»دستش آمدواین ترس همیشه باشاه بود،این فتوامنجرشدکه  امریکاوانگلیس درچپاولگری،تجدیدنظربکنند.

 

مکتب سامرا چیست؟
میرزای شیرازی مدرسه علمیه‌ای به نام مدرسه میرزا تاسیس کرد که دویست طلبه در آن ساکن بودند. همچنین کاروانسراهایی برای زائران و مسافران، یک حسینیه و دو حمام برای مردان و زنان بنا کرد. به دستور او بر روی دجله پلی نصب، و بازار بزرگ و خانه‌های بسیاری ساخته شد. در نتیجه فعالیت‌های عمرانی میرزای شیرازی، سامرا که تا آن زمان روستای کوچکی با خانه‌های گِلی بود، به شهری آباد تبدیل شد.

 

تاسیس حوزه علمیه ی سامرا

… بعد از آن که مرحوم میرزای شیرازی  از اصفهان به نجف آمدند، در نجف مستقر شدند و بعد از فوت شیخ انصاری رفتند به سامراء و در سامراء تشکیل حوزه دادند. حوزة سامراء حوزة فوق العاده‌ای بود؛ مجموعة خاصی بود از تمام طبقات و متخصصین آنجا بودند. عارف بود، فیلسوف بود، مورخ بود، محدث بود. همین حاج میرزا حسین نوری صاحب مستدرک از شاگردان ایشان است و با ایشان نزدیکی فراوانی داشت. آخوند ملا فتحعلی عارف آنجا بود که استاد عرفان بود. متخصصین فلسفه آنجا بودند، مرحوم حاج شیخ عبدالنبی نوری که خودش استاد فلسفه بود در آنجا حضور داشت و امثال اینها خیلی‌ها بودند. حاج میرزا محمد تقی، حاج آقا رضا همدانی، آقا سید محمد اصفهانی فشارکی و شاید قریب به سیصد نفر ایشان در مدتی که آنجا بودند قریب به بیست و دو سال که در سامراء‌ بودند، شاید قریب به سیصد نفر در آنجا متخرجین حوزة ایشان بودند؛ همه مجتهد بودند و خیلی‌هایشان هم از مراجع تقلید بودند و بعضشان هم از مبارزین بودند مثل … لاری که مجاهد بودند. مرحوم حاج میرزا محمد تقی شیرازی که دارندة ثورة عشرین به قول خود عربها که ثورة عشرین یعنی نهضت سال بیست میلادی را در دست داشت. منظورم این است که بعد از اینکه ایشان فوت شد سامراء به دلایلی سیاسی ظاهراً انگلیس‌ها یک کاری کردند که سامره را منحل کردند و شیعیانی که در سامره بودند وادارشان کرد که هجرت به خارج از سامراء بکنند.

ـ این را من درست تفسیرش را نمی‌دانم، ولی من از مرحوم مادرم شنیدم. مادرم دختر مرحوم حاج شیخ کاظم شیرازی است. مرحوم حاج شیخ کاظم شیرازی از مراجع تقلید بود، معاصر آقا سید ابوالحسن بود و بزرگ شدة سامره بود؛ شاگرد بلا واسطة مرحوم میرزای شیرازی نبود ولی شاگرد میرزا محمد تقی و آقا سید ابوالحسن اصفهانی بود. مادر من می‌گفت که در جنگ اول جهانی که واقع شد انگلیس‌ها ما را از سامره بیرون کردند. این تعبیر ایشان بود و این همیشه در گوشم هست. البته این حرف مادر را من در خیلی بچگی و نوجوانی از ایشان شنیدم. عملاً هم همه هجرت کردند از سامره؛ آن حوزة به آن تفصیل و عظمت همه آمدند؛ آقا میرزا محمد تقی آمد در کربلا ماند، سید اسماعیل صدر آمد در کاظمین ماند، آقا سید محمد فشارکی اصفهانی آمد در نجف و همینطور همه متفرق شدند. حالا نمی‌دانم که چه مسئله‌ای بود که شیعیان را از آنجا بیرون کردند و حوزه را منحل کردند این را من نمی‌دانم که سرش چه بوده و ریشه‌اش چه مسئله‌ای بوده است. البته احتمال می‌دهم که یک ریشة مذهبی داشته است، چون قبل از اینکه میرزا به سامره بیاید، سامرا یک قطعه سنی بودند، همه سنی بودند و شیعه اصلاً در سامرا وجود نداشت،‌ جز امامین همامین شیعه‌ای در سامرا وجود نداشت. حضرت امام حسن عسکری و حضرت هادی (علیهما السلام) قبرشان در آنجاست و سرداب غیبت هم در سامره است و خانة امامان در سامره است. چیز دیگری از ظواهر تشیع در سامره نبود. میرزا حالا چه دستوری بوده از ناحیة مقدسة امام زمان (علیه السلام) برای اینکه هجرت به سامره بکند، میرزا که آمد به سامره سامره را در حقیقت شیعه خانه کرد. البته از نظر عدد و کمیت شیعه کمتر از سنی بود در سامرا در زمان میرزا، اما از نظر قدرت و ابهت مرکز رفت و آمد شیعیان جهان شد و میرزا در آنجا کارهای زیادی کرد. پل ساخت، چون نهر دجله کنار سامره است و حالا هم هست در آنجا پل نداشت و پلی ساخت، یکی دو تا حمام ساخت، حسینیه ساخت، خانه‌های زیادی برای مدرسین ساخت؛ دو تا مدرسه ساخت در سامره که صدام هر دو مدرسه را خراب کرده است به عنوان اینکه می‌خواسته میدان درست کند؛ دو تا مدرسه بود که یکیش خیلی بزرگ بود و یکی هم کوچک بود که مرکز طلاب بود. اینها کارهایی بود که میرزا در سامره کرد و میرزا سامره را مرکز تشیع می‌خواست قرار بدهد و تا وقتی میرزا بود حکومت با شیعه بود، حتی جریانات خیلی زیادی دارد حالا من نمی‌خواهم آنها را عرض کنم. البته میرزا با سنی‌ها کنار آمده بود، یک وقت اشتباه نشود! تضادی اینها نداشتند.

مکتب  سامرا

از ویژگیهای مهم مکتب سامراء مجتهدپروری آن است؛ از این روی، اکثر مجتهدان نامی و بزرگ، از همین مکتب برخاسته‌اند. مانند : مرحوم آخوند خراسانی، میرزا محمدتقی شیرازی، و مرحوم سیدمحمد فشارکی.

در این رابطه، خاطره‌ای را نقل می‌کنم:

مرحوم آقا شیخ مرتضی حائری، در بیمارستان، بستری بود. به عیادت ایشان رفتم. ایشان، از قول پدر مرحوم حاج‌آقا ریحان‌الله گلپایگانی، طاب‌ثراه، نقل می‌کرد:

(البته نمی‌دانم، مستقیماً از پدر ایشان شنیده بود و یا این که با واسطه مرحوم حاج‌آقا ریحان‌الله شنیده بود)

«من از نجف، به سامراء رفتم. چند روزی درس میرزا شرکت کردم. روزی همراه میرزا برای قدم زدن، به کنار شطّ رفتم. ایشان از من پرسید:

«درس ما را چگونه یافتی؟»

عرض کردم: به نظر من نجف بهتر است.

مرحوم میرزا از این سخن من، خوشش نیامد، لذا فرمود:

«شما چند روز دیگر بمانید تا این فرعی که مطرح شده به پایان برسد.»

من هم قبول کردم و خلاصه چنان جذب شدم که در سامراء، ماندگار شدم.

روزی میرزا از من پرسید:

«حالا نظرتان چیست؟»

عرض کردم: تفاوت این جا با نجف، بسیار است. درس شما، انسان را پرورش می‌دهد.»

شیوه ی تدریس ایشان چنین بوده است که ابتدا فرع فقهی را مطرح می‌کرده و تمامی مطالب مربوط به آن را بحث می‌کرده است. ایشان چیزی را به عنوان اصل موضوعی قبول نمی‌کرده است.

این بحثها، به صورت طرفینی بین استاد و شاگردان بوده است؛ از این روی، درس میرزا، مدت زمان مشخصی نداشته است. ابتدای آن معلوم بوده است، ولی انتهای آن، بستگی به اتمام بحث داشته است. گاه، میرزا از صبح که بر منبر تدریس نشسته است، ظهر از منبر پایین می‌آمده است!

شاگردان میرزا، کم و بیش، این شیوه را ادامه داده‌اند. بارزترین آنان در این شیوه، مرحوم آقا محمدتقی شیرازی، بوده است. ایشان بعد از مرحوم میرزا، در کربلاء، همین شیوه را دنبال کرده است. از مرحوم آقا شیخ محمدکاظم شیرازی شنیدم، فرمود:

«در کربلاء درس آقا میرزا محمدتقی شیرازی می‌رفتم. یکی از علمای ایران، به کربلاء آمده بود و از من پرسید: میرزا محمدتقی، چه بحثی را مشغول هستند؟

متحیر شدم چه جواب بدهم؛ زیرا روش بحث این بود اگر فرعی مطرح می‌شد باید، دقیقاً، تنقیح شود. مثلاً اگر بحث از استصحاب تعلیقی به میان می‌آمد و در حجّیت آن تردید می‌شد، باید همان‌جا، تمام و کمال، بررسی شود. لذا مشکل بود تعیین موضوع بحث.»

در هر صورت، روش بحث در مکتب سامراء بر تحقیق و بحث استوار بوده است و در نجف، به صورت کلاسیک. مرحوم آخوند، وقتی درس می‌گفته است، به عنوان استاد، فرعی را مطرح می‌کرده و نظر خود را هم بیان می‌کرده است. البته بحث بین استاد و شاگرد بوده است، ولی نه به آن صورتی که در سامراء رواج داشته است. در سامراء، شاگردان، استاد را دو ساعت و گاه بیشتر، بر سر منبر نگه می‌داشته‌اند.

****

مرحوم میرزا، به شیخ انصاری خیلی احترام می‌گذاشته است. اخوی‌زاده مرحوم میرزا، مرحوم حاج‌ میرزا علی‌آقا، برای من نقل می‌کرد:

«میرزا وقتی مسأله‌ای را مطرح می‌کرد و به نقد و بررسی آن می‌پرداخت، چنان می‌نمود که مخالف با نظر شیخ است. مجدداً همان مسأله را طرح می‌کرد و می‌فرمود: آنچه شیخ گفته، درست است و مطابق نظر شیخ اقامه دلیل می‌کرد.»

وقتی شاگردان به این روش اشکال می‌کردند، در پاسخ می‌فرمود:

 

«عدول از آنچه شیخ گفته است، مشکل است. شیخ، با آن سعة علمی، سخن بی‌مبنی نمی‌گوید. شما شیخ را میتاً‌ درک کرده‌اید، ولی ما او حیّاً درک کرده‌ایم.» 

فوت میرزاری شیرازی

سید محمدحسن حسینی شیرازی مرجع عام شیعه در سن ۸۲ سالگی(متوفی 1312) در سامرا در اثر مسمومیت درگذشت. قبر او در یکی از حجرات صحن حرم علی بن ابی‌طالب در شهر نجف قرار دارد.

درروایتی آمده که میرزا در اواخر عمر به مرض سل مبتلا شد و سرانجام در شب چهارشنبه ۲۴ شعبان ۱۳۱۲ در هشتاد و دو سالگی در شهر سامرا درگذشت. جنازه او با حضور علما و انبوه مردم سوگوار از سامرا به نجف اشرف برده شد و در جنب باب طوسی دفن گردید.

علت مرگ میرزای شیرازی ازنگاه دیگر

مرحوم میرزا، مدتی بود که دچار «برنشید» بوده است. ولی می‌گویند: ایشان را مسموم کرده‌اند.

من از خواهر مرحوم آقا میرزا عبدالهادی که هنگام فوت مرحوم میرزا، 9 ساله بوده است، پرسیدم: آیا میرزا، به مرگ طبیعی از دنیا رفت، یا او را کشتند؟

گفت: «در آن وقت، در سامراء شایع بودکه میرزا را مسموم کرده‌اند.»

حدود بیست سال پیش، در مجلّه «رنگین کمان» نوشته شده بود:

«طبیبی از خارج به سامراء می‌آید و مدتها در آنجا می‌ماند و در بین مردم، شهرت و مکانتی پیدا می‌کند. تا این که به میرزا دسترسی پیدا می‌کند و برای معالجه مریضی «برانشید» وی، دوایی را به آن مرحوم می‌دهد. پس از چند روز، بدن میرزا سیاه می‌شود و دار فانی را وداع می‌کند. آن طبیب هم از آن پس، مفقود می شود!»

علامه محقق شیخ آقا بزرگ تهرانی طلاب وروحانیون، مکتب میرزای شیرازی را که به تحصیل و تحقیق مشغول بودند بالغ بر سیصد و هفتاد(370) نفر نام برده است.

                                                          ***

در زمان معتصم شهر سامرا به عنوان پایتخت دوم عباسیان بنیاد گردید. وی به همراه لشکرش به این شهر که در شرق بغداد بود و تا آنجا سه منزل فاصله داشت و می شد از شهر جدید پایتخت قدیم را زیرنظر داشت، انتقال یافت.

دوره اول
دوره اول حوزه علمیه سامرا با ورود امام هادی و امام حسن عسکری ـ علیهما السلام ـ  به این شهر آغاز می شود، که امام به صورت حضوری و مکاتبه ای به نشر معارف الهی می پرداخت و تعیین وکلا و نمایندگان از طرف ایشان در شهرهای مختلف ایران و عراق و حجاز، در حکم گسیل دانشمندان به حوزه های جدید شیعی بود.

زیارت جامعه ازامام عسکری است
امام علی النقی ـ علیه السلام ـ با توجه به ماجرای مرموز صوفیه در عصر خویش که مردم را از حضور سیاسی و عبادت واقعی دور می دارند، با نشر فرهنگ دعا و زیارت و با عرفان ناب شیعی به ستم ستیزی و دشمن شناسی می پردازد و لزوم دوستی اهل بیت عصمت ـ علیهم السلام ـ را یادآور می شود. لذا وقتی «موسی بن عبدالله نخعی»‌به حضورش رسیده، درخواست زیارتی جامع می نماید به ایجاد پیوند میان مردم و اهل بیت ـ علیهم السلام ـ قیام می کند و مقام والای آنان را در رهبری امت یادآور می شود. کسانی که دین درست نزد آنهاست. امام هادی ـ علیه السلام ـ صفات ائمه شیعه ـ علیهم السلام ـ را در ضمن زیارت جامعه به او می آموزد و صفات ائمه را در آنجا می شمارد که در مفاتیح موجود است.حوزه سامرا پس از امامت امام هادی ـ علیهم السلام ـ به زعامت امام عسکری ـ علیهم السلام ـ در زمان خاص و سخت اداره می شود تا به دوره غیبت صغری می رسد امام عسکری ـ علیهم السلام ـ نیز شاگردان زیادی در این حوزه تربیت می کند.
با توجه به محدودیتی که امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ در دوران امامت خویش داشته از هر فرصتی برای نشر معارف الهی استفاده نموده و 263 تن از معاصران آن حضرت روایات ایشان را نقل کرده اند. و اینک روایاتی در اصول اعتقاد، فقه و تفسیر ما وجود دارد که از ایشان نقل گردیده است.
امام یازدهم ـ علیه السلام ـ در پی رسیدگی به امور شیعیان در دورترین نقاط کشور پهناور اسلامی، وکلا و نمایندگانی را به شهرهای مختلف گسیل می داشتند که برخی از آنان عبارت بودند از:
1. ابراهیم بن عبدة النیشابوری – نیشابور
2. ایوب بن نوح – (پدرش در کوفه قاضی بود)
3. ایوب بن الباب – نیشابور
4. احمد بن اسحاق الرازی                     
5. احمد بن اسحاق الاشعری – قم
6. جعفر بن سهیل
7. حفص بن عمرو العمری
8. عثمان بن سعید العمری – یمن، مصر
9. علی بن جعفر الهمدانی – بغداد، مکه
10. القاسم بن العلاء الهمدانی – آذربایجان
11. محمد بن احمد بن جعفر القمی
12. محمد صالح بن محمد الهمدانی – بغداد
13. محمد بن عثمان بن سعید العمری                   
14. عروه بن یحیی البغدادی – بغداد
پس از شهادت امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ ، حضرت مهدی (عج) به امامت رسید که دوران امامت ایشان به دو عصر غیبت صغری و کبری منجر گردید ،

در عصر غیبت صغری نواب خاص  در بغداد سکنی گزیدند و حوزه سامرا از رونق افتاد.

نواب خاص،خودشان نمایندگانی داشتند

علاوه بر نواب اربعه که در عصر غیبت از طرف حضرت ولی عصر (عج) نماینده ایشان بودند، برخی دیگر از رجال علم و دانشمندان شیعی به مقام نمایندگی نواب این دوره رسیده اند که شیخ صدوق به ذکر نام آنها پرداخته است:
1. حاجز بن یزید و شاء – بغداد
2. بلالی – بغداد
3. عطار – بغداد
4. عاصمی – کوفه
5. محمد بن ابراهیم مهزیار -اهواز
6. احمد بن اسحاق – قم
7. محمد بن صالح – همدان
8. بستامی – ری
9. ابوعلی اسدی –  ری
10. قاسم بن علا – آذربایجان!
11. محمد بن شاذان – نیشابور
دوره دوم
هرچند شهر سامرا خالی از رجال علم نبوده و همواره مورد توجه شیعه بوده است لیکن به سبب توجه خاص عباسیان به این شهر نوّاب امام زمان ـ از حوزه علمیه سامرا به بغداد رفته، برای برخی از شهرهای مهم شیعی نیز نمایندگانی انتخاب کردند. بدین ترتیب حوزه سامرا پس از غیبت صغری به دلیل توجه عباسیان و ایجاد عصر خفقان به رکود علمی رسید.
دوره سوم-مکتب میرزا
این دوره با ورود حضرت آیت الله العظمی میرزا سید محمد حسن شیرازی ـ قدس سره ـ به شهر سامرا آغاز می گردد.
وی به سال 1230 هجری در شیراز متولد شد و دروس مقدماتی را در نزد دایی اش سید حسین معروف به «مجد الاشراف» و «میرزا ابراهیم» خواند. سپس در حوزه علمیه اصفهان از محضر «شیخ محمد تقی» صاحب حاشیه بر معالم الاصول و «میر سید حسین بیدآبادی» بهره برد. آن گاه به عتبات عالیات رفت. وی در نجف در حوزه درس «صاحب جواهر» و «شیخ انصاری» شرکت جست و مدتی در حوزه علمیه کربلا از محضر «سید ابراهیم» (مؤلف کتاب ضوابط) بهره برد پس از درگذشت شیخ اعظم انصاری، به مرجعیت و رهبری شیعیان انتخاب گردید.
با هجرت میرزای شیرازی به سامرا، حوزه علمیه این شهر پس از گذشت سالهای متمادی مرکز اسلام و بزرگ دانشگاه علوم اسلامی شیعه امامیه گردید.علامه محقق شیخ آقا بزرگ تهرانی دانش پژوهان مکتب میرزای شیرازی را که به تحصیل و تحقیق مشغول بودند بالغ بر سیصد و هفتاد نفر نام برده که برخی از آنان عبارتند از:
1. سید محمد ابراهیم حسنی بهبهانی
2. سید ابراهیم دامغانی خراسانی نجفی
3. آقا سید ابراهیم بن میر محمدعلی دوری خراسانی کاظمی
4. شیخ ابراهیم نوری
5. آخوند مولی محمد ابراهیم نوری ایلکایی
6. آقا میرزا ابراهیم بن میرزا اسماعیل سلماسی کاظمی
7. سید ابراهیم بن سید حسین بهبهانی حائری
8. سید ابراهیم بن سید علی اصغر تهرانی حسینی
9. میرزا ابراهیم بن مولی محمد علی بن احمد محلاتی شیرازی
10. سید ابوالحسن شوشتری بن سید حسین
11. سید ابوالحسن تنکابنی
12. حاج مولی ابوالحسن سلطان آبادی
13. حاج سید ابوالحسن طالقانی
14. حاج مولی ابوالحسن مرندی نجفی
15. میرزا ابوالحسن مدرس یزدی
16. حاج میرزاعبدالله بن حاج میرزا ابوالقاسم موسوی زنجانی
17. حاج میرزا ابوالفضل تهرانی
18. حاج میرزا ابوالقاسم رضوی نیشابوری همدانی
19. حاج سید احمد کربلایی نجفی
20. حاج میرزا اسحاق همدانی
21. حاج سید اسدالله اصفهانی
22. شیخ اسدالله شوشتری
23. شیخ اسدالله زنجانی
24. سید اسدالله قزوینی
25. سید اسماعیل بجنوردی
26. حاج میرزا اسماعیل شیرازی حسینی
27. سید اسماعیل صدر
28. آخوند مولی اکبر نهاوندی
29. آقا میرزا محمد باقر اصطهباناتی
30. سید محمد تقی اصفهانی
31. سید محمد تقی تربتی
32. میرزا محمد تقی شیرازی حائری
33. حاج میرزا جواد تبریزی
34. شیخ جواد بن مولی محرم علی طارمی زنجانی
35. شیخ محمد جواد بن شیخ مشکور
36. حاج سید حبیب الله بن حاج سید محمد موسوی خویی

سامرا-حرم عسکریین علیهم السلام – روبروی باب المهدی-دیواری که بین ۲ساختمان می بینید"کتیبه نویسی شده"دیوارحوزه علمیه سامرابوده ،دیوارسمت چپ مسجداست که محل درس وبحث طلاب بوده  ساختمان ۲طبقه سمت راست نیز ساختمان حوزه علمیه بوده-فاصله حوزه تاباب المهدی حدود۵۰متر/عکس دربهمن۹۴گرفته ام/مدبربت سایت-پیراسته فر

 

شیو ه تدریس درسامرا
آیت الله العظمی شیرازی (متوفی 1312) نخستین مجتهدی است که شیوه اجتهادی شیخ انصاری را ترویج کرد و در حوزه علمیه سامرا اسلوبی خاص در تدریس را پیش گرفت که به «شیوه سامرا» معروف شد. وی مسأله ای را در حوزه درس خویش مطرح می نمود و طلاب و فضلا ابعاد مختلف آن را مورد بررسی قرار می دادند و زمانی که به مشکلی بر می خوردند، میرزا با بیانی شیوا به حل اشکال اقدام می ورزید. لذا درس وی خاص کسانی بود که در فقه و اصول مدارج عالی را طی کرده، به تحقیق و بررسی مشغول بودند.
از ویژگی های تدریس میرزای شیرازی بارور کردن استعدادها و شخصیت دادن به طلاب و فضلای حاضر در درس بود و هر کس سخنی داشت سخنش شنیده می شد و در نهایت استاد به بیان نظر خود می پرداخت.

 

  شاگردان میرزا، نه تنها آن بزرگوار را فردی اعقل و سیّاس می‌دانستند که او را انسان ملکوتی و برخوردار از مقامات بلند معنوی می‌دانستند. این را شما از نحوة برخورد شاگردان میرزا با آن جناب می‌توانید بفهمید. به عنوان نمونه:

مرحوم آخوند، آن‌قدر به میرزا معتقد بوده است که وقتی به سامراء می‌آمده و خدمت ایشان می‌رسیده است، دَرِ خانه مرحوم میرزا را می‌بوسیده است. تا میرزا زنده بوده، مرحوم آخوند، به احترام استاد برای تدریس بر منبر نمی‌رفته است.

به مرحوم آخوند، عرض می‌کنند:

«شما که به سامراء می‌روید، قصدتان خالص نیست!»

می‌فرماید:

«نه. من قصدم خالص است. زیرا فقط برای دیدن میرزا می‌روم.»

مکرر شنیده ام که :

«مرحوم آخوند، مرحوم میرزا علی آقا، فرزند مرحوم میرزا را نیز خیلی احترام می‌کرده است و درمجالس، او را بر خود مقدم می‌داشته است.»

نیز شنیده‌ام:

«مجلس روضه‌ای بوده است که مرحوم آخوند و آقامیرزا علی‌آقا، هر دو، می‌خواسته‌اند در آن شرکت کنند.

از قضا، با این که از دو مسیر مختلف می‌آمده‌اند، ولی طولی بوده است که همزمان وارد مجلس می‌شده‌اند.

یکی از پسران مرحوم آخوند، متوجه می‌شود. برای این که همزمان وارد مجلس نشوند و در نتیجه، آخوند، میرزا علی آقا را بر خود مقدم بدارد، تسبیحی به آخوند می‌دهد تا استخاره کند. این کار، بدین منظور بوده است که : آخوند قدری متوقف شود و دیرتر از میرزا علی آقا وارد مجلس شود و مسأله تقدم داشتن میرزا علی آقا بر خود، پیش نیاید.

آخوند، جریان را می‌فهمد. فوراً تسبیح را به طرف پسرش پرت می‌کند و به راه خود ادامه می‌دهد!»

این همه تقیّد، به خاطر آن است که شاگردان میرزا، میرزا را به انسان فوق‌العاده‌ای می‌دانسته‌اند و برایش کراماتی هم ذکر می‌کنند. این کرامات، در برخی از کتابهایی که مربوط به میرزا است، آمده است.

اهداف میرزای شیرازی

به نظر من، مرحوم میرزا در مهاجرت از نجف به سامراء، چند هدف را دنبال می‌کرد:

1. اسکان شیعه در سامراء. با توجه به اینکه سامراء، مدفن عسکریین (ع) و منزل آن بزرگواران خیلی چیزها که مورد علاقه و احترام شیعه است در آنجا قرار دارد، مرحوم میرزا سعی کرد که شیعیان در آن مکان، اسکان بیابند.

2. تبلیغ تشیع در نواحی عراق.

3. تقریب بین شیعه و سنی. به نظر من، این مهمترین هدف میرزا بود. زیرا نجف و کربلاء ممحض در شیعیان بود و میرزا می‌خواست با رفتن به سامراء، شیعیان را به آن‌جا بکشاند. تا عملاً بین آنان و اهل سنت، خلط و آمیزشی به وجود بیاید و از این رهگذر، گامی در مسیر وحدت و تقریب برداشته شود. زیرا مرحوم شیرازی، به ایجاد وحدت و الفت بین شیعه و سنی اهتمام می‌ورزیده است.

 

معمولاً مرحوم میرزا روزها عصر که می‌شد مثل تابستان که یک قدری هوا ملایم می‌شد، ایشان را سوار بر مرکب می‌کردند یک الاغی بود و می‌بردند تا لب شط؛ از منزل میرزا تا لب شط یعنی نهر دجله که کنار سامره است مثلاً یک کیلومتر راه بوده است شاید هم بیشتر. میرزا سنش بالا بود، نمی‌توانست پیاده برود و یک مرکبی می‌بردند. مرکب آن روز هم که معمول بوده اکثر علماء به اصطلاح یک حماری داشتند که سوار می‌شدند. در نجف من یادم است میرزا حسین نائینی الاغ داشت که سوار می‌شد؛ آنجا دیگر تاکسی و پژو و رنو و این حرفها نبود! اینها پیرمرد بودند برای رفت و آمدهایشان از الاغ استفاده می‌کردند. مرحوم آقا میرزا حسین نائینی داشت، آقا ابوالحسن داشت، مرحوم میرزا علی اقا شیرازی داشت؛ افرادی که سنشان یک مقداری بالا بود و شخصیت اجتماعی داشتند جریانشان اینطوری بود. مرحوم میرزا را سوار می‌کردند و می‌بردند تا لب شط، یک مقداری آنجا می‌نشست و بر می‌گشت. اتفاقاً در ماه رمضان هم همینطور شد، یعنی ماه رمضانی پیش آمد کرد، مرحوم میرزا را عصرها می‌بردند به لب شط و بر می‌گشت تا روز آخر ماه رمضان. مرحوم میرزا روز آخر ماه رمضان طبق معمول رفت تا لب شط و برگشت به منزل؛ شب اول ماه شوال سنی‌ها مدعی رؤیت ماه شدند. شیعه‌ها هنوز ماه را ندیده بودند و نگران شدند و نمی‌دانستند که چه کار کنند. آمدند پیش میرزا و به میرزا گفتند اینها مدعی رؤیت شدند. گفت آنهایی که مدعی هستند بیایند؛ دو نفر یا سه نفر که مدعی رؤیت بودند آمدند پیش میرزا شهادت به رؤیت دادند. میرزا فرمود مزکی بیاید، یعنی کسانی بیایند که این دو نفر را تزکیه کنند. افرادی هم آمدند گفتند بله این آقا و این آقا را ما می‌شناسیم، یصوم و یصلی و … میرزا هم حکم به هلال داد که امروز اول ماه است. این خیلی جالب آمد برای شیعیان و خیلی‌ها هم تعجب شد برایشان. پسر میرزا که خودش هم از مراجع تقلید بود و بعد از میرزا به مرجعیت رسید؛ بعد از میرزا محمد تقی و شریعت اصفهانی به مرجعیت رسید؛ یک مرجعیت کوتاهی داشت و سنش کفاف ندارد. مرحوم میرزا علی آقا مرد محترمی بود، پرسید : آقا شما مگر تغییر عقیده داده‌اید در مسألة شاهد و شهادت؟ چطور شد که شما شهادت اینها را قبول کردید؟ میرزا فرمود که ما دیشب که از دم شط می‌آمدیم به طرف خانه ماه را خودم دیدم، ولی نخواستم به رخ اینها بکشم؛ می‌خواستم منتی بر آنها بگذارم که ما به شهادت شما حکم دادیم به هلال. بله، اگر ماه را خودم ندیده بودم حکم را نمی‌دادم، چون خودم دیدم ولی نگفتم که من خودم دیدم؛ به آنها فهماندیم که برای حفظ وحدت و برای اینکه مثلاً سنی‌ها سر به سر شیعه‌ها نگذارند در آنجا، چون گاهی اذیت می‌کردند. این یکی از راههایی بود که مرحوم میرزا برای ائتلاف و وحدت و یگانگی برای شیعه و سنی انجام داد.

 

 تدبیرمیرزای شیرازی درجلوگیری ازیک فاجعه

2- بین یک طلبه و یکی از کسبة آنجا اختلاف شد. اختلاف و زد و خورد منتهی شد به اینکه خانة میرزا را سنگ باران کردند سنی‌ها. اینها تحریک بوده است، حالا از بعدش معلوم می‌شود. خانة‌ میرزا را سنگ باران کردند و جسارت زیادی به میرزا کردند. سفیر انگلیس از بغداد حرکت می‌کند با کشتی می‌آید به سامرا؛ قبل از ورودش به شهر سامرا از میرزا اجازة ورود می‌گیرد، میرزا اجازه نمی‌دهد. چرا سفیر انگلیس آمده بوده است؟ بعدش هم سفیر روس می‌آید. اینها می‌خواستند با میرزا ملاقات کنند و دستور از میرزا بگیرند راجع به اینهایی که اهانت کردند. این خیلی دنباله داشت! میرزا اجازة ورود نمی‌دهد و ملاقات هم نمی‌کند و می‌گوید به اینکه بچه‌های خودمان بود که با هم دعوایشان شده است، به شما ارتباطی ندارد! اینها بچه‌های خودمان هستند. آن وقت والی عثمانی می‌آید؛ بعد از آنی که میرزا این رفتار را با سفیر انگلیس و روس می‌کند، والی عثمانی می‌آید؛ والی عثمانی نمایندة حکومت عثمانی در بغداد بود یعنی شخص اولی بود در بغداد که عراق را اداره می‌کرد. می‌آید خدمت میرزا برسد و میرزا به او اجازة ورود می‌دهد؛ می‌آید و تشکر می‌کند و دست میرزا را می‌بوسد و می‌گوید به اینکه هر دستوری شما دارید بفرمایید؛ اگر اجازه بفرمایید تمام اینها را اخراج کنیم از سامرا و حکومت مرکزی عثمانی تلگراف می‌کند و تشکر می‌کند از میرزا که شما جلوی اغتشاش را گرفتید و نگذاشتید بلوایی به وجود بیاید. مقصود اینطوری میرزا سیاست مدارانه با سنی‌ها رفتار می‌کرد.

پدر من می‌گفت که این پیرمردهای سنی به ما که می‌رسند، می‌گویند : «نحن الطلقاء» ما آزاد شدة پدران شما هستیم، ما آزاد شدة میرزا هستیم یعنی اگر میرزا می‌خواست دستور می‌داد که ما را بکشند یا اخراج کنند از سامره، دولت عثمانی می‌کرد ولی میرزا چنین دستوری نداد؛ گفت که اینها بچه‌های من هستند و اختلافی با هم پیدا کرده‌اند، خودمان حل می‌کنیم این اختلاف را و حاجتی نیست که بیگانگان دخالت کنند. لذا سفیر شوروی و سفیر انگلیس را نپذیرفت ولی والی عثمانی را پذیرفت و این خیلی صدا کرد. تلگرافات زیادی از اطراف آمد به حمایت از میرزا و از شیعیان و این خیلی جلوه کرد این کارهای میرزا.

3- گفتند پدرم گفت: ـ این خاطره‌ای که می‌خواهم بگویم من از یک راه دیگری هم نقل می‌کنم، از قول مرحوم آقا سید جمال گلپایگانی ؛ ایشان از مرحوم میرزا حسین نائینی نقل می‌کند، آقای میرزا علی نائینی از پدرش میرزا حسین نائینی نقل می‌کند که آقای نائینی گفته بود سید جمال اسد آبادی آمد سامره و سه روز در حجرة من در آن مدرسة بزرگی که مرحوم میرزا ساخته بود سکونت کرد و از من خواست که برای او اجازة شرفیابی خدمت میرزا بگیرم. من مکرر خدمت میرزا شرفیاب شدم و درخواست کردم که اجازة شرفیابی به سید جمال بدهند، میرزا قبول نکرد. سه روز سید جمال آنجا بود و بعد هم برگشت به تهران و یا جای دیگر، آن را یادم نیست. البته در اینجا از مرحوم آیت الله مرعشی داستانی هم من شنیده‌ام، آن داستان را هم یک قسمتش را در مصاحبه‌ام در همین مجلة‌ حوزه بیان کرده‌ام. دیگر من نمی‌دانم مرحوم آیت الله مرعشی آن جریانی که برای ما نقل کردند از کجا نقل کرده است، این را نمی‌دانم. ولی اجمالاً مرحوم میرزا نه اجازة ملاقات به سید جمال داد و نه جواب نامه‌های سید جمال را داده و از این بالاتر یک مسألة دیگری که من دربارة سید جمال شنیده‌ام این است که این را من از آقای مرحوم شیخ بهاء الدین نوری که پسر مرحوم حاج شیخ عبدالنبی نوری بود؛ حاج شیخ عبدالنبی از علمای محترم تهران بود و از شاگردان مرحوم میرزا بود، هشت سال در سامره خدمت میرزا بوده است. در آن ایامی که در سامره بوده است آقای حاج شیخ عبدالنبی، سفری برایش پیش می‌آید برای حج. ایشان می‌آید از راه استانبول و از استانبول می‌رود به جده و برگشتن هم همینطور، در برگشتن به استانبول سید جمال اسد آبادی اطلاع پیدا می‌کند که آقای حاج شیخ عبدالنبی در استانبول است، درخواست ملاقات می‌کند با ایشان، ایشان هم اجازة ملاقات می‌دهد. آقای سید جمال می‌آید پیش حاج شیخ عبدالنبی و می‌گوید من پیامی دارم،‌ شما این پیام مرا به میرزا برسانید. به میرزا بگویید که ناصر الدین شاه را تکفیر بکند و او را عزل کند از سلطنت، بعد آقای حاج شیخ عبدالنبی از آقای سید جمال می‌پرسد که حالا اگر او را عزل کرد، چه کسی جای ناصر الدین شاه قرار بگیرد؟ سید جمال می‌گوید: من، من جای ناصر الدین شاه سلطان باشم. بعد مرحوم حاج شیخ عبدالنبی گفت: شما را چه کسی تأیید می‌کند؟ می‌گوید: سلطان عبدالحمید مرا تأیید خواهد کرد. بین مرحوم حاج شیخ عبدالنبی و سید جمال بحث و گفتگو در این زمینه زیاد می‌شود. بالاخره حاج شیخ عبدالنبی قانع که نمی‌شود و آقا سید جمال می‌گوید شماچه کار به این دارید؟ شما فقط پیام مرا به میرزا برسانید که میرزا ناصر الدین شاه را تکفیر کند و معزول بشود از مقام سلطنت و من به جای او قهراً با تقویتهایی که از من می‌شود جای او قرار بگیرم. حاج شیخ عبدالنبی می‌گوید من آمدم به سامره. اینجا ضمناً یک داستانی از حاج شیخ عبدالنبی یادم آمد، خوابی دیده است خیلی جالب که آن را هم نقل می‌کنم.

می‌گوید که من آمدم به سامره، مرحوم میرزا در شهر نبود رفته بود کنار شط؛ شط دجله از کنار شهر سامره عبور می‌کند و آن طرف شط یعنی آن طرفی که طرف شهر نیست یک جای تقریباً آرامی است و جمعیت کمتر رفت و آمد می‌کند، یک خیمه‌ای برای میرزا زده بودند آنجا که یکی دو روز آنجا استراحت کرده بود. گفت من که آمدم به سامره، میرزا آمده بود به آن طرف شط برای استراحت. من اجازه گرفتم و شرفیاب شدم خدمت میرزا و دست میرزا را بوسیدم و زانوی ادب به زمین زدم و من جریان ملاقاتم را با سید جمال در استانبول برای مرحوم میرزا نقل کردم. میرزا ساکت بود و کاملاً گوش می‌داد تا به اینجا رسید که گفتم اگر ناصر الدین شاه را آقا تکفیر کنند، چه کسی به جای ناصر الدین شاه می‌آید؟ او گفت: من. میرزا فرمود: وقتی که گفت من، شما چه جواب دادید؟ گفتم: شما را چه کسی می‌شناسد که بخواهید سلطان بشوید و به مقام سلطنت برسید؟ گفت: سلطان عبدالحمید مرا تأیید می کند. بعد بین من و او بحث و گفتگو شد. مرحوم میرزا روی کردند به من و گفتند: حاج شیخ عبدالنبی! اگر جریان بین تو و سید جمال غیر از این بود، من رابطه‌ام را با تو قطع می‌کردم. شما می‌دانید که چه مشکلاتی دارد سلطنت سید جمال و تقویت سلطان عبدالحمید؟ ورود سلطان عبدالحمید به منطقة تشیع و منطقة ایران، معنایش تضعیف تشیع است و تقویت تسنن است. اینها را ما توجه داریم، متوجه هستیم به آن. تضعیف ناصر الدین شاه بشود یعنی تقویت آن طرف می‌شود. لذا خلاصه میرزا به او فهماند اگر من در این زمینه عملی انجام نمی‌دهم چون به دنبال توالی فاسده عمل را می‌بینم، مشکلاتی که این عمل دارد را می‌بینم. حرف ما تمام شد.

4- شاهد دیگر این که : وقتی که مرحوم میرزا، شروع به ساختن مدرسه در سامراء می‌کند، علمای اهل سنت هم تصمیم می‌گیرند مدرسه‌ای بسازند. این خبر به گوش مرحوم میرزا می‌رسد و آنان را در ساختن مدرسه، مساعدت مالی می‌کند.

***

 

علت مرگ میرزای شیرازی

مرحوم میرزا، مدتی بود که دچار «برنشید» بوده است. ولی می‌گویند: ایشان را مسموم کرده‌اند.

من از خواهر مرحوم آقا میرزا عبدالهادی که هنگام فوت مرحوم میرزا، 9 ساله بوده است، پرسیدم: آیا میرزا، به مرگ طبیعی از دنیا رفت، یا او را کشتند؟

گفت: «در آن وقت، در سامراء شایع بودکه میرزا را مسموم کرده‌اند.»

حدود بیست سال پیش، در مجلّه «رنگین کمان» نوشته شده بود:

«طبیبی از خارج به سامراء می‌آید و مدتها در آنجا می‌ماند و در بین مردم، شهرت و مکانتی پیدا می‌کند. تا این که به میرزا دسترسی پیدا می‌کند و برای معالجه مریضی «برانشید» وی، دوایی را به آن مرحوم می‌دهد. پس از چند روز، بدن میرزا سیاه می‌شود و دار فانی را وداع می‌کند. آن طبیب هم از آن پس، مفقود می شود!»

مناسب است، جمله‌ای را هم دربارة حال احتضار میرزا بگویم.

میرزا در حال احتضار بوده است. نمی‌دانسته‌اند آیا در حال اغماست یا خیر.

آقا میرزاعلی آقا، فرزند مرحوم میرزا، می‌گوید:

«فرع فقهی مطرح کنید اگر میرزا در حال بیهوشی نباشد، حتماً پاسخ می‌دهد.»

از مرحوم میرزا می‌پرسند:

«آیا خوردن سوخته‌نان، جایز است یا خیر؟»

میرزا می‌فرماید:

«به نظر می‌آید چون از خبائث است، خوردنش جایز نیست!»

سید محمدحسن حسینی شیرازی مرجع عام شیعه در سن ۸۲ سالگی(متوفی 1312) در سامرا در اثر مسمومیت درگذشت. قبر او در یکی از حجرات صحن حرم علی بن ابی‌طالب در شهر نجف قرار دارد.

درروایتی آمده که میرزا در اواخر عمر به مرض سل مبتلا شد و سرانجام در شب چهارشنبه ۲۴ شعبان ۱۳۱۲ در هشتاد و دو سالگی در شهر سامرا درگذشت. جنازه او با حضور علما و انبوه مردم سوگوار از سامرا به نجف اشرف برده شد و در جنب باب طوسی دفن گردید.

****

قبرمیرزای شیرازی کجاست؟

اما نقل جنازة مرحوم میرزا به نجف، به خاطر قولی بود که میرزا به یک راجه هندی که از مقلدینش بود، داده بود.

فردی از راجوهای هندی، در نجف اشرف، خانه‌ای می‌سازد به صورت مدرسه و از مرحوم میرزا خواهش می‌کند که آن‌جا را برای محل دفن خود انتخاب کند و او را شفاعت کند. خود آن راجو هم وصیت می‌کند که آنجا دفنش کنند. مرحوم میرزا به خاطر این که موجب ناراحتی این هندی را فراهم نکند، می‌پذیرد و بر آن اساس، وصیت می‌کند: جنازه‌اش را به نجف ببرند. با این که بین سامراء و نجف، شصت فرسنگ راه است، اما جنازه میرزا روی دست عشایر، دست به دست، می‌گشته است و سه روز جنازه در راه بوده است. چنین تشییع جنازه در راه بوده است. چنین تشییع جنازه‌ای، هنوز هم بی سابقه است.

منبع:خاطرات  حضرت ایت الله سید رضی شیرازی .

 

    

 

از آیت الله میرزا مهدی حسینی شیرازی چهار  پسر و چهار  دختر به جا مانده است. پسران ایشان همگی در سلک لباس روحانیت بوده و هستند. دامادهای ایشان نیز همگی روحانی بودند. گفتنی است آقا میرزا مهدی سالیان زیادی بود که فرزند پسری نداشت، از این رو نامه‌ای خدمت امام زمان می نویسد و در آن، درخواست فرزند پسر می‌کند. 
پسران ایشان عبارت‌اند از: 
۱ ـ آیت‌الله العظمی سید محمد شیرازی (متوفای ۱۳۸۰ شمسی) 
او از شاگردان پدرش و آیت‌الله سید محمدهادی میلانی بود. بعد از وفات پدرش ریاست حوزه علمیه کربلا را به دست گرفت. با روی کار آمدن حزب بعث در عراق ، او به مبارزه با این رژیم کافر پرداخت و بعد از آن که حکم اعدام غیابی برای او صادر شد، به کویت رفت. حدود ده سال در کویت به فعالیت‌های علمی و دینی پرداخت. با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران او به ایران آمد و در حوزه علمیه قمساکن شد و به تدریس خارج فقه و اصول پرداخت. سرانجام این عالم بزرگ در سال ۱۳۸۰ شمسی در قم درگذشت 
۲ ـ آیت‌الله سید حسن شیرازی ( شهید در سال ۱۴۰۰ قمری) 
او در سال ۱۳۵۴ قمری در نجف به دنیا آمد. تحصیلات خود را در کربلا به پایان برد و با روی کار آمدن حزب بعث به مبارزه با این رژیم پرداخت. بعد از آن به سوریه رفت و در آن جا حوزه علمیه زینبیه را بنیان نهاد. او در بیروت در سال ۱۴۰۰ قمری. به دست عوامل حزب بعث به شهادت رسید. 
۳ ـ آیت‌الله سید صادق شیرازی 
او از مراجع فعلی در قم است که به تدریس خارج فقه و اصول مشغول است. مقلدان آیت‌الله سید محمد شیرازی، بعد از وفاتش به او رجوع کرده‌اند.
۴ ـ آیت‌الله سید مجتبی شیرازی یکی دیگر از فرزندان ایشان است. 
دامادهای ایشان عبارت‌اند از: 
آیت الله سید عبدالحسین خردمند 
او بعد از تحصیل به تهران مهاجرت کرد  سال ۱۳۹۲ قمری در تهران از دار دنیا رفت. 
آیت الله سید کاظم مدرسی پدر آیت‌الله سید محمدتقی مدرسی . او از مدرسان حوزه کربلا و نجف و مشهد بود. او در علم تفسیر و حدیث و فلسفه اسلامی تخصص داشت. 
آیت الله سید عبدالحسین قزوینی . ایشان از شاگردان سید محسن حکیم و میرزا مهدی شیرازی و یار و مددکار حضرت آیت‌الله خویی بود.
آیت الله سید کاظم قزوینی حائری .

 

  مرحوم میرزا، مدتی بود که دچار «برنشید» بوده است. ولی می‌گویند: ایشان را مسموم کرده‌اند.

من از خواهر مرحوم آقا میرزا عبدالهادی که هنگام فوت مرحوم میرزا، 9 ساله بوده است، پرسیدم: آیا میرزا، به مرگ طبیعی از دنیا رفت، یا او را کشتند؟

گفت: «در آن وقت، در سامراء شایع بودکه میرزا را مسموم کرده‌اند.»

حدود بیست سال پیش، در مجلّه «رنگین کمان» نوشته شده بود:

«طبیبی از خارج به سامراء می‌آید و مدتها در آنجا می‌ماند و در بین مردم، شهرت و مکانتی پیدا می‌کند. تا این که به میرزا دسترسی پیدا می‌کند و برای معالجه مریضی «برانشید» وی، دوایی را به آن مرحوم می‌دهد. پس از چند روز، بدن میرزا سیاه می‌شود و دار فانی را وداع می‌کند. آن طبیب هم از آن پس، مفقود می شود!»

علامه محقق شیخ آقا بزرگ تهرانی طلاب وروحانیون، مکتب میرزای شیرازی را که به تحصیل و تحقیق مشغول بودند بالغ بر سیصد و هفتاد(370) نفر نام برده است. 

حله +آرامگاه ها ومراکزدیدنی،تاریخی وزیارتی"حله"عراق

آرامگاه ها ومراکزدیدنی،تاریخی وزیارتی"حله"عراق 

حله شهری است در میانه عراق،در منطقه ای به نام «الفرات الاوسط »و آن در نیمه راه بغداد-نجف،به فاصله 80 کیلومتر از بغداد،در سمت جنوب شرقی این شهر واقع است.این شهر کهن،یکی از مراکز مهم و حوزه های علمی شیعه است و بسیاری از بزرگان شیعه،مانند علامه حلی و محقق حلی از این شهر برخاسته اند و امروزه یکی از استانهای شیعه نشین مهم عراق است.

مراکز زیارتی

1- حضرت حمزه

که به «حمزة الغربی »شهرت دارد،وی ابو یعلی حمزة بن القاسم بن علی بن حمزه بن الحسن بن عبید الله بن ابی الفضل العباس است.او از راویان حدیث و علمای بزرگوار شیعه بوده و آرامگاهش در روستای «مزیدیه »در نزدیکی حله می باشد.بر قبر او گنبد و ضریح و رواق و صحن بزرگی ساخته شده و زیارتگاه مردم است.

2- حضرت قاسم

فرزند بزرگوار امام موسی بن جعفر علیه السلام و برادر تنی امام رضا و حضرت معصومه علیهما السلام است.او پس از شهادت پدرش از بغداد گریخت و در میان عشایر منطقه «سورا»در اطراف حله مخفی گردید و پس از وفات،در آرامگاه کنونی اش مدفون شد. امروزه قبر او زیارتگاه مردم است و صحن و سرا و بارگاه باشکوهی دارد و میان مردم به استجابت دعا و نذر مشهور است.

این دو امام زاده بزرگوار و صحیح النسب،مشهورترین امام زادگان در این منقطه هستند و شهرت این دو،به گونه ای است که نام شهر مدفن آنان،از نام اصلی به نام این دو تن تغییر یافته و در میان مردم به شهر حمزه و شهر قاسم مشهور شده است.

3-  رد الشمس

در آغاز بزرگراه کربلا-حله،بقعه ای است با گنبد مخروطی که بنا بر روایات تاریخی، امیر مؤمنان علیه السلام هنگام باز گشت از جنگ صفین در این بقعه نماز ظهر و عصر را پس از آن که آفتاب به اراده پروردگار و خواست حضرت از وضعیت غروب به ظهر باز گشت،بجای آورد.این جایگاه،پیشینه تاریخی کهنی دارد و تمامی مورخان و محدثان در باره آن سخن گفته و آن را یکی از معجزات آن حضرت شمرده اند.

4- حراقه

جایگاه و تپه ای است که حضرت ابراهیم علیه السلام را در زمان نمرود بر منجنیق نهادند و به آتش افکندند.امروزه فضای باز روبروی تپه بگونه ای است که گویی آثار افروختن آتش عظیم بر روی زمین نمایان است.این جایگاه در دهکده ای به نام «برس »در شمال حله واقع است.

5- آرامگاه ابراهیم احمر العینین

وی ابراهیم بن عبد الله المحض بن الحسن المثنی فرزند امام حسن مجتبی علیه السلام است.او عالم،عابد،زاهد و شجاع بود و در سال 145 ه.بر علیه ابو جعفر منصور قیام کرد و به دست لشگریان او،پس از جنگ و خونریزی عظیمی به شهادت رسید و سر او را بریدند و به هاشمیه پایتخت منصور (در نزدیکی حله) آوردند.امروزه بر جایگاه سر او در هاشمیه،در نزدیکی رودخانه «الجربوعیه »آرامگاهی ساخته اند.

6- هاشمیه

و آن شهری است در نزدیکی حله که نخستین پایتخت عباسیان بوده است.در این شهر ابو العباس سفاح و ابو جعفر منصور خلافت کردند و منصور پس از ساختمان بغداد بدانجا منتقل شد.دهها نفر از سادات جلیل القدر بنی الحسن علیه السلام به دست این دو تن در این شهر به شهادت رسیدند.برخی از آنها را از مدینه بدین شهر آورده و زندان نمودند و سپس در گورهای دسته جمعی دفن کردند و یا در دیوارها و ستونها جای دادند و بر آنها ساختمان بنا کردند.

7- آرامگاه ابراهیم بن عبد الله المضر (در هاشمیه) .

8- قبر ابو الخیر (در دهکده عتایق) .

8- ابو دمیعه

او محمد بن علی بن الحسین فرزند زید بن علی بن الحسین علیهما السلام است که آرامگاهش در«محلة الطاق »است.وی امامزاده ای والا مقام است و در سال 140 ه.در گذشت که قبر او از زیارتگاههای مشهور شهر حله است.

9- ابو محمد الحسن الاسمر

از نوادگان زید شهید است و آرامگاهش در روستای «زبید»در حومه حله قرار دارد.

10- ابو جعفر محمد الادرع

از نوادگان امام حسن مثنی است و آرامگاهش در روستایی در جنوب حله واقع است.

11- اسماء بنت عمیس

او از زنان پیشتاز در اسلام است که به همراه شوهر خود جعفر بن ابی طالب به حبشه هجرت نمود و پس از شهادت حضرت جعفر،به همسری ابو بکر در آمد و محمد بن ابی بکر ثمره این ازدواج بود و پس از مرگ او و شهادت حضرت فاطمه علیها السلام همسر امیر المؤمنین شد.آرامگاهی در حومه هاشمیه به او نسبت داده می شود.و در نزدیکی آن قبر فرزندش یحیی که از امیر المؤمنین علی علیه السلام است.قرار دارد.

12- اسماعیل طباطبا

نواده حسن مثنی فرزند امام حسن علیه السلام که آرامگاهش در هاشمیه است.

13- حضرت ایوب

این پیامبر عظیم الشان از انبیای بنی اسرائیل است که در سرزمین عراق وفات یافت و آرامگاهش در چهار فرسنگی جنوب شهر حله به سمت کوفه،در منطقه ای به نام «الرارنجیه »قرار دارد.

15- بکر بن علی بن ابی طالب

که در سال 60 ه.در گذشت و آرامگاهش در جنوب شهر حله و در نزدیکی بزرگراه نجف-حله واقع است.

16- جایگاه شهادت زید بن علی

که در سال 120 ه.و پیرو قیام فراگیرش علیه خلفای جور به شهادت رسید.دشمنان گور او را شکافته و جسدش را بیرون آوردند و سرش را بریدند و جسد مبارکش را آتش زدند. امروزه در جایگاه دفن نخستین او،آرامگاهی با شکوه ساخته شده و زیارتگاه مردم است.این جایگاه در مشرق شهر کفل می باشد.

17-ابو العباس سفاح،نخستین خلیفه عباسی است.مرگ او در سال 136 ه.واقع شده و گور او درون مخروبه ای در شهر قاسم می باشد.

18-عبد الله المحض

نوه امام حسن علیه السلام که در سال 145 ه.زنده به گور گردید و آرامگاهش در هاشمیه است.

19- عبد الله بن زید

برادر یحیی بن زید شهید است.آرامگاهش در 17 کیلو متری شمال کفل در حومه هاشمیه است.

20- عمران بن علی بن ابی طالب علیه السلام

بنا به نقل مورخان،او در جنگ نهروان مجروح و هنگام انتقال به کوفه در نزدیکی حله شهید و مدفون گردید.آرامگاهش در یک کیلو متری شمال حله است.

21- عون بن علی

از امام زاده های مدفون در حومه شهر هاشمیه است.

22- القاسم بن موسی الکاظم علیه السلام

آرامگاهش در جنوب شهر حله می باشد.

23- محمد الدیباج و چهار تن دیگر

اینان گروهی از سادات بنی حسن علیه السلام هستند که در بقعه ای در هاشمیه مدفونند.

علاوه بر این امام زاده های جلیل القدر،دهها امام زاده دیگر در گوشه و کنار این منطقه پراکنده اند و شاید دهی نیست که در آن بقعه ای از امام زاده ای صحیح النسب نباشد.

امروزه قبور این افراد در شهر هاشمیه و پیرامون آن،زیارتگاه مؤمنان است.

آرامگاههای علما 

1- ابن ادریس حلی

او از بزرگان فقهای امامیه است و از روی کتاب مشهوری به نام «السرائر»بر جای مانده که خود نیز بدین نام شهرت یافته و به «صاحب السرائر»معروف است.ابن ادریس در سال 598 ه.در گذشت و آرامگاه با شکوهش اینک درون شهر حله واقع است.

2- ابن حماد الواسطی

ابن حماد از بزرگان فقهای امامیه است که قبرش در«محله الجامعیین »حله می باشد.

3- ابن سعید حلی

او شیخ نجیب الدین یحیی بن احمد حلی،از فقیهای بزرگوار امامیه و نویسنده کتاب «جامع الشرائع »است.در سال 689 ه.در حله در گذشت و در خانه خود مدفون شد. آرامگاه وی امروزه در«محلة الطاق »شهر حله قرار دارد و بر قبرش گنبد و سرایی ساخته اند.در پیرامون قبر او،آرامگاه گروهی از بزرگان شیعه نیز قرار دارد.-علاوه بر این بزرگان،آرامگاه جمع بسیاری از فقها و علمای دیگر نیز در حله قرار دارد که آرامگاه همگی دارای قبه و صحن و سرا است،همانند:

محقق حلی

نویسنده مشهور کتاب «شرائع الاسلام » (متوفای سال 676 ه.و آرامگاهش مشهور است.)

ابن العرندس در محله جبران.

شیخ احمد بن فهد الاحسائی (متوفای سالهای آغازین قرن نهم هجری) و قبر او در«محلة الطاق »است.

ابن نما حلی که قبرش در«محلة المهدیة »واقع است.

جمال الدین بن طاووس حلی (متوفای 673 ه.) و قبرش در«محلة الجباویین »است.

خلیفی الموصلی (متوفای سال 850 ه.) که قبرش در حله مشهور است.

شرف الدین ابن طاووس که آرامگاهش در حله معروف و مشهور است.

شیخ ابو الحسن شفهنی حلی (متوفای نیمه قرن نهم) که قبر او در«محلة المهدیة »حله است.

عبد الکریم ابن طاووس (متوفای 693 ه.) قبر او در محله «باب النجف »حله قرار دارد.

علی بن طاووس (متوفای 644 ه.) قبر او در«محلة الجامعیین »در حله است.

مراسم تودیع دانشجویان"متبرع"دانشگاه امام صادق-سامرا

مراسم تودیع دانشجویان"متبرع"دانشگاه امام صادق-سامرا

دانشجویان امام جعفرصادق علیه السلام "تهران"درغالب گروه جهادی بعنوان"متبرع"به حرم امامین عسکریین عیلهماالسلام آمده بودند،در یکی ازرواقهای حرم مراسم تودیع برگزارشد

DSC_5084 DSC_5085 DSC_5089

DSC_5097 DSC_5098 DSC_5099 DSC_5102

 دراین مراسم آقای اسمعیلی ،مسؤل ستادبازسازی عتبات سامراصحبت کردند واین توفیقات نصیب شما آینده سازان کشور شده وخدمتگذاری به ائمه واولیای خداانسان را می سازدو بزرگ می کند،یعنی بزرگی را ازنوکری به اهل البت جستجوکنید

آنگاه  حجت الاسلام ابوطالبی(جانشین ستادبازسازی سامرا)باذکرروایات اهل البیت آنهارا به دریافت بیشترمسائل توجه دادند

این دانشجویان  در2گروه14نفره و16نفره آمده بودند که با3روزفاصله آمده بودند ومأموریتشان20روزه بوده ولی مارسم تودیع شان دریک زمان "9فروردین95"بوده

پیام تسلیت به مهندس پلارک بمناسبت درگذشت ابوزوجه

إنّا لله وإنّا إليهِ رَاجعُون

جناب آقای مهندس حسن پلارک ،ریاست محترم ستادبازسازی   عتبات عالیات 

بدینوسیله درگذشت  پدرهمسرگرامیتان را به شماتسلیت می گوییم.

ازخداوندمتعال برای آن مرحوم  آمرزش وغفران وبرای شما وخانواده محترم صبرجمیل واجرجزیل ،مسئلت می نماییم.

ستادبازسازی عتبات عالیات سامرا-اسمعیلی

سامرا-عسکریین-اولین وآخرین حمله داعش+نقشه

سامرا تخریب حرم عسکریین(اولین تخریب)در ۲۳ محرم ۱۴۲۷ (۳ اسفند ۱۳۸۴)یک گلدسته فروریخت ...دومین تخریب در ۲۷ جمادی الاولی ۱۴۲۸ (۲۳ خرداد ۱۳۸۶ )گلدسته وگنبدفروریخت.

حرم امامین عسکریین در۲انفجار: در انفجار نخست، گلدسته سمت چپ حرم و در انفجار دوم، گلدسته سمت راست وگنبد حرم تخریب شد.

مرجله اول-روز چهارشنبه ۲۳ محرم الحرام ۱۴۲۷ق (۳ اسفند ۱۳۸۴ش) حدود ساعت ۷ صبح تروریست‎های تکفیری وابسته به القاعده شاخه عراق به رهبری ابومصعب زرقاوی، با پوشیدن لباس نیروهای تکاور عراق، وارد آستان مقدس شدند و اسلحه نگهبانان را مصادره و آنها را به همراه خادمان حرم، در یکی از غرفه های صحن زندانی کردند و با کارگذاری ۲۰۰ کیلوگرم مواد منفجره "تی .ان .تی" در داخل بنای گنبد، حرم مطهر را منفجر کردند.

مرحله دوم-شانزده ماه بعد در ۲۷ جمادی الاولی "ایّام فاطمیّه"۱۴۲۸ق (۲۳ خرداد ۱۳۸۶ ش) دومین انفجار در حرم عسکریین به وقوع پیوست. در ساعت سه بامداد، تروریست‎ها وارد حرم شده و پس از درگیری با محافظان حرم، اقدام به بمب‎گذاری در سراسر حرم نمودند. دراثراین انفجارمـنـاره های حرم که از انفجار پیشین به جای مانده بود، از اساس ویران می شود.

سامرا"حرم عسكريین"تخريب وانفجار84 ،قبل وبعدازانفجار+تصاوير

سوم اسفند ‌۱۳۸۴ تروريست‌ها در عراق اشغال شده در حرم امام هادي (ع) و امام حسن عسگري (ع) در شهر سامرا بمب‌گذاري كرده و گنبد و بخش زيادي از اين حرم مقدس را ويران كردند. نزديك به ‌۱۶ ماه پس از آن فاجعه، تروريست‌ها و افراطيون بار ديگر اوضاع نابسامان امنيتي عراق اشغال شده از سوي آمريكا را مناسب ديده و دو مناره‌ي طلايي اين بارگاه مقدس شيعيان را ويران كردند.

اولین تصویر،عکس حرم قبل ازتخریب می باشد

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:سوالی که پیش می آید وآن اینکه جگونه باتوجه به حضور ووجوداینهمه خُدّام ومحافظان حرم چگونه تکفیریها توانستندبالای گنبدبروند و۲۰۰کیلو موادمنفجره رابالای گُنبدببندند؟

تکفیری های مسلح باایجاد رعب،محافظان حرم را دستگیر وبابستن ودست وپاهایشان بربالای حرم رفتند وبابمب گذاری حرم راتخریب کردند.

نکنه:درحرم سامرا ۴بزرگوار(امام هادی وامام عسکری+مادرامام زمان(نرجس خاتون) وعمه امام عسکری(حکیمه خاتون)مدفون هستند.

قریب به دو سال بعد(۱۳۸۸)، کار بازسازی این حرم مقدّس زیر نظر حضرت آیت الله العظمی سیستانی آغاز شد و نخستین خشت های طلای گنبد آسمانی این حرم مطهّر، در روز دوشنبه دوم اسفند ۱۳۸۹ هجری شمسی، مصادف با میلاد مبارک پیامبراکرم و امام جعفر صادق به دست معماران ایرانی و گروه خشت کار، عاج کار و نصّاب جای گذاری شد و ادامه ی کار بازسازی نیز با جدّیّت در جریان است.

معرفی شهر"سامرا"عراق+نقشه

سامرا +نقشه سامرا

شهر سامرا در كرانه شرقي رود دجله، 120 كيلومتري شمال بغداد ميان راه بغداد ـ تكريت، حد فاصل روستای كرخ فيروز يا كرخ ياجدّا در شمال، و قريه مطيره در جنوب، قرار دارد. زمانی سامرا مركز استان صلاح الدين بوده،

وقبل ازآن (خلافت عباسي بين 221 تا 276 قمری)پایتخت عراق بوده كه از شرق به استان تميم (كركوك)، از شمال به نينوا، از غرب به استان الانبار، و از جنوب به بغداد محدود مي شود. جمعيت امروزه آن حدود 150 هزار نفر می باشد، اين شهر : سامره، سامراء، سامراه، سُرّمن رأي، سرور من رأي، ساء من رأي، عسكر، زوراء، تيرهان و ناحيه مقدسه ناميده شده است.

معتصم بالله خلیفهٔ عباسی (خلافت از ۲۱۸ قمری) دستور ساختن شهر را داد و پس از اتمام به آنجا نقل مکان کرد. بدین ترتیب پایتخت خلافت از شهر بغداد به سامرا منتقل شد. این شهر به نام سازنده آن عسکر المعتصم نیز نامیده می شد. لقب عسکری حسن عسکری امام یازدهم شیعیان برگرفته از این نام است.

55سال"سامرا"پایتخت"مرکزحکومت"عراق بود

در سال ۲۲۱ق. و دوران حکومت معتصم عباسی فرزند هارون عباسی، پایتخت از بغداد به سامرا منتقل گردید و تا سال ۲۷۶ ادامه داشت. علت این انتقال، وجود عظیم سپاهیان ترک بود که معتصم آنان را به خدمت گرفته بود و چون شهر بغداد ظرفیت آن تعداد سرباز را نداشت و مزاحمت مردم را در پی داشت؛ تصمیم بر آن گرفت تا جای مناسبی را در نظر بگیرد و سامرا را انتخاب کرد. وی آن جا را آباد ساخت و دارالخلافه خواند و نظامیان ترک را در آن سکنا داد. سامرا در دوران معتصم به اوج قدرت و آبادانی رسید و کاخ‌ها، گردش‌گاه‌ها، بازارها، مساجد و عمارت‌های عظیم در آن ایجاد شد. این شکوه و عظمت تا دوران معتمد عباسی (حکومت ۲۵۶ - ۲۷۹ق) ادامه داشت تا اینکه وی پایتخت را به بغداد بازگرداند.

معتضددرمدت 10سال خلافت،باشیعیان رابطه حسنه ای داشت

جدول- اسامی خلفای« بنی امیه» در۹۰سال حکمرانی و ۵۲۴ سال خلافت «بنی عباس« را باذکرمدت خلافت خواهیددید.

۱۱حاکم اول، تازمان مرگشان،حاکمیت داشتند.

امین ومأمون(فرزندان هارون الرشید از۲مادر)باهم جنگیدند،مأمون امین راکشت وخودش جانشین برادرشد.

«المعتصم» هم فرزندهارون الرشیدبود.

«الواثق،متوکل ومستعین»فرزندان معتصم بودند(نوه های هارون).

«معتمدومعتز »فرزندمتوکل بودند.

بعضی ها ۲ دوره متناوب حاکم بودند،مثل القاهر و المقتدر

المرتضی، أبو العباس(عبدالله بن معتز بالله)یک روزحاکم بود که مقتدرکودتاکرد،مجددبه تخت پادشاهی جلوس کرد.

نامشروعمدت حکومتپایانباکدام امام همزمان بود
۱-ابو العباس عبد الله سفاح۱۳۲ق۴سال۱۳۶ق
۲-ابو جعفر عبد الله منصور(بغدادپایتخت)۱۳۷ق۲۱سال۱۵۸ق۱۴۸تولدامام رضا
۳-ابو عبد الله محمد المهدی۱۵۸ق۱۱سال۱۶۹ق
۴-ابو محمد موسی الهادی۱۶۹ق۱سال۱۷۰قامام رضا ۲۰ سال امامت
۵-ابو جعفر هارون الرشید۱۷۰ق۲۳سال۱۹۳ق۱۸۳آغازامامت امام رضا
۶-ابو موسی محمد امین(فرزندهارون-زبیده)۱۹۳ق۵ سال۱۹۸ق۱۹۵تولدامام جواد
۷-ابو جعفر عبد الله مأمون(فرزندهارون)۱۹۸ق۲۰سال۲۱۸ق۲۰۳ آغازامامت امام جواد
۸-ابو اسحاق محمد معتصم۲۱۸ق۹سال۲۲۷ق۲۲۰شهادت امام جواد
۹-ابو جعفر هارون الواثق۲۲۷ق۵ سال۲۳۲قتولدامام هادی۲۱۲مدینه
۱۰-ابو الفضل جعفر المتوکل(پایتخت سامرا)۲۳۲ق۱۵سال۲۴۷قامامت:سال۲۲۰
۱۱-ابو جعفر محمد المنتصر۲۴۷ق۱سال۲۴۸قسال۲۳۴احضار به سامرا
۱۲-ابو العباس احمد المستعین۲۴۸ق۴سال۲۵۲قمدت امامت:۳۳سال
۱۳-ابو عبد الله محمد المعتز۲۵۲ق۳ سال۲۵۵قشهادت امام هادی۲۵۴
۱۴-ابو اسحاق محمد المهتدی۲۵۵ق۱سال۲۵۶قتولدامام عسکری۲۳۲
۱۵-ابو العباس احمد المعتمد۲۵۶ق۲۳سال۲۷۹ق۲سالکی انتقال به سامرا
۱۶-ابو العباس احمد المعتضد۲۷۹ق۱۰سال۲۸۹ق
۱۷-ابو محمد علی المکتفی۲۸۹ق۶ سال۲۹۵ق
۱۸-ابو الفضل جعفر المقتدر۲۹۵ق۱سال۲۹۶قشهادت:سال۲۶۰
۱۹-ابو منصور محمد القاهر۳۱۷ق۱سال۳۱۷ق
۲۰-ابو الفضل جعفر المقتدر۳۱۷ق۳ سال۳۲۰ق
۲۱-ابو منصور القاهر۳۲۰ق۲ سال۳۲۲ق
۲۲-ابوالفضل الرضی(فرزندمقتدر)۳۲۲ق۷ سال۳۲۹ق
۲۳-ابو اسحاق ابراهیم المتقی (فرزندمقتدر)۳۲۹ق۴ سال۳۳۳ق
۲۴-ابو القاسم عبد الله المستکفی۳۳۳ق۱سال۳۳۴ق
۲۵-ابو القاسم فضل المطیع۳۳۴ق۲۹سال۳۶۳ق
۲۶-ابو الفضل عبد الکریم طائع۳۶۳ق۱۸سال۳۸۱ق
۲۷-ابو العباس احمد القادر۳۸۱ق۴۱سال۴۲۲ق
۲۸-ابو جعفر عبد الله القائم۴۲۲ق۴۵سال۴۶۷ق
۲۹-ابو القاسم عبد الله مقتدی۴۶۷ق۲۰سال۴۸۷ق
۳۰-ابو العباس احمد المستظهر۴۸۷ق۲۵سال۵۱۲ق
۳۱ -ابو منصور فضل المسترشد۵۱۲ق۱۷سال۵۲۹ق
۳۲ -ابو جعفر منصور الراشد۵۲۹ق۱ سال۵۳۰ق
۳۳ -ابو عبد الله محمد المقتفی۵۳۰ق۲۵سال۵۵۵ق
۳۴ -ابو المظفر یوسف المستنجد۵۵۵ق۱۲سال۵۶۶ق
۳۵ -ابو محمد الحسن المستضیء۵۶۶ق۹ سال۵۷۵ق
۳۶ -ابو العباس احمد الناصر۵۷۵ق۴۷سال۶۲۲ق
۳۷ -ابو نصر محمد الظاهر۶۲۲ق۱ سال۶۲۳ق
۳۸ -ابو جعفر منصور المستنصر۶۲۳۱۷سال۶۴۰ق

آخرین حاکم عباسیان:ابو احمد عبد الله مستعصم که (۱۶ سال)برتخت سلطنت نشست،که درسال ۶۵۶ هجری قمری باهجوم مغولان سلطنتشان پاشیده شد،به حلب(سوریه)کوچیدند وآنجاهم عرصه برآنهاتنگ شد،رفتند پرچمشان رادر«شام»برافراشتند که آنجاهم زیادداوم نیاوردند،رفتندمصر.

ابوالعباس احمد بن الموفق شانزدهمین خلیفه عباسی (مدت خلافت از 279 ه.قتا 289) ، متوکل عباسی ، معروف به المعتضد بالله، پس از وفات عمویش معتمد عباسی، به مقام خلافت نایل آمد.
وی، همانند ابوالعباس سفاحو منصور دوانقی، از میان خلفای بنی عباس، در حالی به خلافت و حکومت رسید، که این مقام را از پدر خویش به ارث نبرد و پدرش خلیفه نبود، ولی باقی خلفای عباسی، همگی از قدرت به جای مانده پدرشان استفاده کرد و خود، خلیفه زاده بودند و از همین راه به خلافت رسیدند
معتضد، در ایام حیات پدرش موفق عباسی، که کارگردان اصلی خلافت معتمد عباسی بود، کارهای بزرگی انجام و مبارزات زیادی بر ضد دشمنان خلافت به عمل آورد و پس از وفات عمویش معتمد عباسی در سال 279 قمری به خلافت رسید.
وی، شانزدهمین خلیفه عباسی است.معتضد، خلیفه ای با تدبیر و در امر زمامداری، کاردان و باگذشت بود.
وی، پس از استقرار در کاخ خلافت، عبیدالله بن سلیمان را به وزارت منصوب کرد و پس از وفات عبیدالله، فرزندش قاسم بن عبیدالله را به این مقام برگزید.
هم چنین، ابواسحاق اسماعیل بن اسحاق ازدیرا که مالکی مذهب بود، به قضاوت منصوب کرد و پس از وی، پسر عمویش اسماعیل را به این مقام انتخاب نمود
سرانجام در 47 سالگی، در 23 ربیع الثانی، سال 289 قمری، در بغداد بدرود حیات گفت.
معتضد عباسی با آل ابی طالب و علویان مهربان بود و معترض آنان نمی شد و در مقابل، تلاش می کرد که به آنان خدمتی نماید.
معتضد با بنی امیه بسیار دشمن بود و در سال 283 قمری، دستور داد که در منابر و سخنرانی ها، معاویه بن ابی سفیان و فرزندش یزید بن معاویه را لعنت کنند و آن دو را به خاطر دشمنی با امیرمؤمنان علی علیه السلام و فرزندانش، ناسزا گویند.با این که وزیرش عبیدالله بن سلیمان که در باطن، ناصبی و دشمن اهل بیت بود، وی را از این کار باز می داشت و می گفت که اهل سنت، از سب و لعن معاویه ناراحت می شوند و ممکن است عکس العمل منفی نشان داده و نظم خلافت را بر هم زنند؛ ولی معتضد، اعتنایی به گفتارش نکرد و دستور سب و لعن آن دو(معاویه+یزید) را صادر کرد.

معضدخودش یک شعیه بوده وحامی اهل البیت بطوریکه نام 2فرزندش "علی" و"ابوالفضل"گذاشت

شایان ذکر است که در میان خلفای اسلامی (اعم از خلفای راشدین، اموی و عباسی) تنها مکتفی بالله است که نامش به مانند نام مبارک امیر المومنان علی بن ابی طالب ،علی و کنیه اش به مانند کنیه مبارک امام حسن مجتبی (علیه السلام)، ابومحمد است.

نام کاملش(ابواحمدعلی المکتفی بالله ابن المعتضد بن ابی احمدبن المتوکل)بود ،در دوران مکتفی، سامانیان در ایران قدرت یافتند
متکفی بالله(متولدرجب سال 264 قمری) هفدهمین خلیفه سلسله عباسیان بودکه از سالهای ۹۰۲ تا ۹۰۸ میلادی به مدت شش سال و شش ماه زمامداری نمود و سرانجام در سی و یک سالگی، در هفدهم ذی القعده سال 259 قمری بدرود حیات گفت

*ابوالفضل جعفر بن معتضد، هجدهمين خليفه‏ عباسي است. وي برادر مکتفي و پسر معتضد مي‏باشد. او سيزده ساله بود که وقتی "مکتفي" از دنيا رفت ،به خلافت رسيد و اماپس از چندي امراي لشگر، وي را از خلافت خلع کردند و عبدالله بن معتز ،نواده‏ متوکل را به خلافت رساندند. پس از چندي وي را ازنیز خلافت عزل کردند ومجدداً "ابوالفضل"14ساله را به خلافت نشاندند. و مدت حکومتش بيست و چهار سال و يک ماه به طول انجاميد و در سال سيصد و شانزده، يا سيصد و بيست هجري کشته شد و بيش از سي و هشت سال زندگي نکرد.

نام کامل"المقتدر" : (أبو الفضل جعفر بن المعتضد المقتدر بالله)است

به فرمان ابوالفضل جعفر مقتدر، حسین منصور حلاج، به جرم «کُفرگویی و الحاد» در ملاعام به دار آویخته شد. منصور حلاج را پس از شکنجه وشلاق‌زدن، به دار آویختند، سپس دست و پا و سرش را بریدند و پیکرش را سوزاندند و خاکسترش را به رود دجله ریختند.

خلفای اموی / مدت خلاف ۹۰ سال

نامسال حکومتمدت حکومتتوضیحات-درزمان کدام امام همزمان
۱-معاویه بن ابی سفیان۴۱ -رجب۶۰قسه سال و نه ماهامام باقرمتولد۳صفر سال ۵۷
۲-یزید بن معاویه۶۰ -۶۴سه سال و هشت ماه/ربیع اول۶۴امامت حضرت سجاد:محرم۶۱
۳-معاویة بن یزید۶۴- ذیقعده۶۴شش ماهمدت امامت ۳۵ سال
۴-مروان بن حکم۶۴- رمضان۶۵یک سال/توسط زنش(اُم خالد) مسموم شد(همسرسابق یزید)
۵-عبدالملک بن مروان۶۵ -شوال۸۶۲۱ سال و ۶ ماه
۶-ولید بن عبدالملک۸۶-جمادی الثانی ۹۶۱۰سالشهادت امام سجاد۱۲ محرم ۹۵
۷-سلیمان بن عبدالملک مروان۹۶ -صفر۹۹دو سال و هشت ماهامامت باقرالعلوم:محرم ۹۵
۸-عمر بن عبدالعزیز۹۹ -۱۰۱دو سال و نیم۱۹ سال و دو ماه امامت
۹-یزید بن عبدالملک۱۰۱ -آخررجب۱۰۵چهار سال و یک ماه
۱۰-هشام بن عبدالملک مروان۱۰۵ -ربیع ثانی۱۲۵۲۰سالشهادت امام باقر۷ ذی‌الحجه ۱۱۴
۱۱-ولید بن یزیدعبدالملک۱۲۵ -۱۲۶

یکسال و ۲ماه /بقتل رسید

امامت جعفرصادق
۱۲-یزید بن ولید۱۲۶ -ذیفعده۱۲۶شش ماهمدت امامت۳۴ سال
۱۳-ابراهیم بن الولید۱۲۶ -صفر۱۲۷چهارماهامام صادق(۸۳-۱۴۸ق)
۱۴-مروان بن محمد۱۲۷ -ذی حجه۱۳۲پنج سال

از ويژگى هاى شهر"سامرا" خيابان كشى هاى منظم و مستقيمى است، كه نمونه آن در شهر های دوران ساسانی دیده می شود، و در عراق كمتر يافت مى شود.

به گفته ياقوت حموي، سامراء را سام بن نوح ساخته است، و شايد وجه تسميه آن به سامرا نيز همين باشد، واژه پارسی سام راه يعني راه عبور و مرور سام فرزند نوح، و يا سام را يعني شهري كه براي سام ساخته شده است. برخي گفته اند شايد شام راه بود، يعني راهِ شام، زيرا در گذشته اگر كسي قصد سفر به شام داشت، بايد از عراق، بغداد و سامرا عبور مي كرد. برخي نيز سامرا را نامي آرامي دانسته اند، كه در متون كهن رومي سومرا نوشته شده است. در شاهنشاهی ساسانيان، اين منطقه التيرهان نام داشت، و زير سلطه ايران بود، و مردم آن به پرداخت ماليات به پادشاهان ايراني ناچار بودند. مورخان يكي از دلايل وجه تسميه آن به ساءمره (محل حساب) را همين موضوع دانسته اند.

در اين شهر گورستاني كاوش شده، كه قدمت آن به هزاره پنج ق.م، مي رسد، که وجود تمدن کهن شهر نشینی را ثابت می کند. در حفاریها آثاری بدست آمده، که نشان می دهد در دوران حکومت اشكانيان، سامراء از مراكز تمدن بوده است. در دوران شاهنشاهی ساسانيان، به لحاظ موقعيت مناسب آب و هوايي، همواره مورد توجه پادشاهان ایران بود، و بنا هاي با شكوهي ساختند، كه امروزه بقاياي برخي از آن ها باقي است. با تسلط روميان بر اين منطقه مردم آن به مسيحيت گرويدند، و به دنبال جنگ هاي ايران و روم، اين شهر دچار آسيب هاي كلي شد. سامراء همراه ديگر شهر هاي عراق در سال 14 ق بدست مسلمانان افتاد. از اين هنگام تا پايان قرن دوم هجري تنها يك دير در سامراء وجود داشت. البته برخي از خليفه هاي اسلامي از جمله منصور و هارون كوشيدند آن را آباد كنند، و حتي هارون قصري اطراف آن ساخت و كانالي در آن حفر كرد.

پايتخت خلافت عباسي بين 221 تا 276 قمری به سامراء انتقال يافت، اين شهر در دوره معتصم بسيار آبادان شد، و به اوج شكوفايي و جلال خويش رسيد. معتصم ديوار بزرگ و محکمي از آجر پيرامون آن و قصري براي سكونت خود ساخت، و در كنار آن بازار، كاروانسرا و مسجد برپا كرد، و هر يك از سردارانش را دستور داد تا عمارتي بنا كنند. در دو سمت رود هر يك از خليفه ها كاخ ها و بنا هاي زيبايي ساختند، كاخ هاي متصل به شهر تا هفت فرسنگ در امتداد رودخانه جاي داشتند. در سمت غرب دجله هم كاخ ها و بنا هاي زيادي ساخته شد.

سامراء هنگام مرگ معتصم به اندازه اي باشكوه و آباد بود، كه با بغداد پهلو مي زد.

مدت 59 سالی که سامرا پایتخت عراق بود(220 - 279) هشت نفر از خلفاي عباسي در سامرا بودند:

1 - معتصم 218 - 227 هـ، 2 - واثق 227 - 232 هـ، 3 - متوکل 232 - 247 هـ، 4 - منتصر 247 - 248 هـ، 5 - مستعين 248 - 252 هـ، 6 - معتز 252 - 255 هـ، 7 - مهتدي 255 - 256 هـ، 8 - معتمد 256 - 279 هـ. در اين سال‌ها، سامرا همواره دستخوش درگيري‌ هاي داخلي و جريان‌ هاي سياسي بود،

معتضد بالله شانزدهمين خليفه عباسي، پايتخت خلافت اسلامي را به بغداد انتقال داد. ، سامرااز رونق افتاد .

و بعدها که مجدداً این شهرسروسامانی گرفت ومرکزاستان صلاح الدین شد واما بدستورصدام حسین،مرکزاستان از سامرا به تکریت"زادگاهش"تغییریافت

جمعیت شهرستان سامرا به 300هزارنفرمی رسد درصورتیکه تکریت جمعیتی حدود260هزارنفردارد

در سال ۲۲۱ق. و دوران حکومت معتصم عباسی فرزند هارون عباسی، پایتخت از بغداد به سامرا منتقل گردید و تا سال ۲۷۶ ادامه داشت. علت این انتقال، وجود عظیم سپاهیان ترک بود که معتصم آنان را به خدمت گرفته بود و چون شهر بغداد ظرفیت آن تعداد سرباز را نداشت و مزاحمت مردم را در پی داشت؛ تصمیم بر آن گرفت تا جای مناسبی را در نظر بگیرد و سامرا را انتخاب کرد. وی آن جا را آباد ساخت و دارالخلافه خواند و نظامیان ترک را در آن سکنا داد. سامرا در دوران معتصم به اوج قدرت و آبادانی رسید و کاخ‌ها، گردش‌گاه‌ها، بازارها، مساجد و عمارت‌های عظیم در آن ایجاد شد. این شکوه و عظمت تا دوران معتمد عباسی (حکومت ۲۵۶ - ۲۷۹ق) ادامه داشت تا اینکه وی پایتخت را به بغداد بازگرداند.

حضور دو امام شیعه+مادرامام زمان+عمه امام زمان

متوکل در سال  ۲۳۳ق  مصمم شد تا امام هادی (ع) را از مدینه به سامرا بیاورد. علت این امر را رسیدن گزارش‌هایی حاکی از میل مردم به امام هادی(ع) ذکر کرده‌اند. متوکل امام هادی (ع) را از مدینه به بغداد و سپس به سامرا آورد و ۲۰ سال و ۹ ماه در آنجا ساکن بود تا اینکه همانجا در زمان حکومت معتز مسموم شده و شهید شد و در همانجا مدفون شد.

امام حسن عسکری(ع) نیز به همراه پدرش در سال ۲۳۳ق/۸۴۷م به سامرا آورده شد و تا پایان عمرشان در همان جا بودند امام عسکری(ع) در ۱ ربیع‌الاول سال ۲۶۰ق بیمار شد و در هشتم همان ماه، در سن ۲۸ سالگی در (سامرا) درگذشت و در خانه‌ای که پدرش دفن شده بود، مدفون شد.طبرسی (متوفای ۵۴۸ق) می نویسد: بیشتر اصحاب ما (یعنی علمای شیعه) بر این باورند که علت درگذشت امام عسکری(ع)، مسمومیت بوده است.

حوزه 23ساله علمیه سامرا

در شعبان ۱۲۹۰ق. میرزای شیرازی از مراجع تقلید شیعه، به شهر سامرا کوچ کرد و در آنجا حوزه علمیه تأسیس کرد. در این حوزه علمای بزرگی مانند سید حسن صدر، سید محسن امین، محمد جواد بلاغی، آغا بزرگ تهرانی. تربیت شدند. فتوای تحریم تنباکو در مدت اقامت میرزا در سامرا صادر شد.

پس از اینکه میرزای شیرازی در سال ۱۳۱۲ق. در سامرا دارفانی را وداع گفت، شیعیان هم کم‌کم سامرا را ترک کرده و به سمت دیگر شهرهای شیعه‌نشین به‌ویژه در جنوب عراق یعنی کربلای معلی و نجف اشرف کوچ کردند. بر همین اساس، سامرا آرام‌آرام به یک شهر سنی‌نشین تبدیل شد. در دوران چند دهه از حکومت رژیم منحله حزب بعث، تقریبا حضور شیعیان در سامرا به صفر رسید.

***

2انفجار مهیب حرم عسکریین
15خرداد93 ماه با حمله سراسری گروههای تروریستی "داعش" و "بعث" به مناطق مختلف عراق ، استانهای الانبار،صلاح الدین،نینوی و بابل ، یکی پس از دیگری به اشغال عناصر این محموعه ها در آوردند. در این میان ، استان صلاح الدین به دلایل مختلف قومیتی،سیاسی،نظامی و اجتماعی یکی از مهمترین اهداف آنها بشمار می رفت. استان صلاح الدین با جمعیت 1 میلیون و 146 هزار و 500 نفر سکنه ، واقع در شمال عراق و متشکل از 8 ناحیه مسکونی شامل "طوز ، سامراء المقدسه ، تکریت ، بیجی ، الدور ، البلد ، الفاریس و الشیرکات" است.

تازه‌ترین تحولات عراق

مرکز این استان شهر تکریت در حاشیه رود دجله (با بیش از 260 هزارنفر جمعیت در فاصله 140 کیلومتری شمال غربی شهر بغداد) است که زادگاه صدام ملعون دیکتاتور خونریز سابق عراق در حاشیه آن قرار داشته و ساکنان این شهر نیز از طرفداران و حامیان صدام تا پیش از سقوط رژیم منحوس وی و از اعضای تشکیل دهنده هسته های عملیاتی گروههای مختلف تروریستی با گرایشهای بعثی و تکفیری در سالهای پس از سقوط حکومت صدام ، می باشند.

تازه‌ترین تحولات عراق

در هفته های ابتدایی حمله سراسری گروه داعش و پیرو هماهنگی های بعمل آمده میان فرماندهان این گروه با پس مانده های رژیم بعث عراق و خصوصا فرماندهان گروههای تروریستی بعثی فعال در عراق (که از سال 2003 دست به فعالیتهای مسلحانه علیه مردم و نیروهای نظامی عراقی زدند) طی عملیاتهای مشترکی استان الانبار واقع در غرب عراق (هم مرز با کشورهای سوریه،عربستان،اردن) به تصرف آنها در آمد و در ادامه به سوی استانهای "صلاح الدین،نینوی و بابل" پیشروی های سریعی انجام دادند./۰۹ آبان ۱۳۹۳مشرق

تازه‌ترین تحولات عراق

****

رمادیه -سامرا -صلاح الدین
استان «الانبار»، واقع در غرب عراق بزرگ ترین استان این کشور شمرده می شود، به گونه ‌ای که یک سوم مساحت عراق را به خود اختصاص و جمعیتی بالغ بر یک میلیون و 900 هزار نفر – براساس آمار ژوئن سال 2013 میلادی – نفر را در خود جای داده است.

الانبار از لحاظ جغرافیایی از شمال به دو استان صلاح الدین و نینوا و از شمال غربی به سوریه، از غرب به اردن، از شرق به بغداد، از جنوب به عربستان سعودی و از جنوب شرقی به دو استان کربلا و نجف محدود می شود.

مرکز استان الانبار شهر «الرمادی» است و از لحاظ تقسیمات اداری 8 شهرستان القائم، عانة،‌ راوة، حدیثة، هیت، الرمادی، الفلوجة و الرطبة را دربر می گیرد.

موقعیت و اهمیت شهر الرمادی

شهر «الرمادی» به عنوان مرکز استان الانبار به دلیل نزدیکی به بغداد، از اهمیت زیادی برخوردار است، به گونه ای که این شهر تنها 110 کیلومتر با بغداد فاصله دارد.

وسعت شهر الرمادی به ‌اندازه شهر «موصل»، مرکز استان «نینوا» است. این شهر در حاشیه رود فرات قرار دارد و شاهراه ارتباطی بغداد به مناطق مرزی سوریه و اردن محسوب می ‌شود.

از همه مهم تر شهر الرمادی در 110 کیلومتری غرب بغداد واقع شده و یکی از شهرهای سنی‌ نشین عراق است. در این شهر ده ها عشیره اهل سنت مانند عشایر الدلیم، آلبو ریشه، آلبو خلیفه، آلبو علوان، آلبو عبید، آلبو فهد، آلبو عساف و آلبو ذیاب از گذشته‌ های دور زندگی می کنند و به لحاظ سیاسی زمانی مرکز اپوزیسیون ضد دولتی به ویژه در دوره نخست وزیری «نوری المالکی» در سال‌ های 2012 و 2013 بود، زیرا شیوخ عشایر الرمادی همواره از دولت مرکزی ناراضی بوده و ادعا داشتند، بغداد با آنها تعامل تبعیض آمیزی دارد و همواره تلاش داشته آنها را به حاشیه براند.

سرداب سامرا

سرداب سامرا-ورودی حرم

سرداب سامرا-شبستان

سرداب غیبه

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:فاصله(ارتفاع)قبورتاسطح زمین ۶/۵(شش ونیم )مترمی باشد(ازکف ضریح تااجساد مطهر،شش ونیم مترفاصله است)،فاصله سرداب با مرقد امامین عسکریین(ع) حدود ۲۴(بیست وچهار) متر می باشد.
البته برای رسیدن به سرداب بایدازدالان مارپیچی عبورکردبا راه پله های متعدد.
لازم به ذکراست:راه قبورتا سرداب مسدوداست.

مرقد عسکریین

مدفن ۲امام ومادرامام زمان(عج) وحكيمه خاتون(دختر امام جواد)عمه امام حسن عسكری است.

توضیح مدیریت سایت-این عکس ازطرف زنانه گرفته شده،ازظرف مردانه برعکس است،سمتراست امام هادی وبعدامام عسکری وبعدنرجس خاتون ودرزیرپای امام حسن عسکری،حکیمه خاتون مدفون است.

البته قبوردیگرهم دراین مدفون هستند.

چرا آرزوی سردار سلیمانی در سامرا محقق نشد؟

سردارسلیمانی درسامرا

غبارروبی قبورعسکریین(علیهم السلام)توسط سردارسلیمانی

سرداب منزل پدری امام زمان

اوضاع عراق -مطالبات مقتدی صدر9فروردین1395

اوضاع عراق -مطالبات مقتدی صدر9فروردین1395

مقتدی صدر، غروب یکشنبه پس از بحث هایی نه چندان طولانی با مسئولان امنیتی، وارد منطقه سبز بغداد شد و شبکه های تلویزیونی صحنه هایی پخش کردند که افسران و فرماندهان را در حال استقبال از وی نشان می داد و حالا برخی منابع می گویند احتمالا او امشب میزبان چند تن از رهبران سیاسی خواهد بود.

مقتدی صدر که جریان سیاسی منتسب به وی بخشی از حکومت فعلی عراق را تشکیل می دهد، این روزها طرفداران خود را با شعار تسریع در اصلاحات دولتی و تشکیل دولت تکنوکرات، به یک تحصن نامحدود در پشت دروازه های منطقه سبز امنیتی بغداد وارد کرده است.

وی پس از آنکه جمعه گذشته دولت را به ورود به منطقه سبز در صورت عدم معرفی اسامی کابینه تکنوکرات تهدید کرده بود، غروب یکشنبه وارد منطقه سبز، محدوده بزرگی از بغداد که در آن ساختمان های حکومتی مانند پارلمان و نخست وزیری و نیز سفارت خانه های آمریکا، انگلیس و سعودی قرار دارد، شد.

شدت گرفتن تنش ها در روز یکشنبه باعث شد که دومین نشست ائتلاف ملی (جریان حاکم ) نیز در شامگاه این روز تشکیل شود و یک منبع خبری به ایرنا گفت، احتمالا بعد از نشست فوق العاده سران ائتلاف ملی که رهبری آن را هنوز ابراهیم جعفری وزیر خارجه عراق به عهده دارد، عمار حکیم رئیس مجلس اعلا و سلیم الجبوری رئیس پارلمان به محل استقرار مقتدی صدر در منطقه سبز خواهند رفت.

این دومین نشست ائتلاف ملی در روز یکشنبه است که برای عبور از بحران جاری از سوی رهبران سیاسی عراق برگزار می شود.

همچنین صالح المطلک رئیس جبهه گفت وگوی ملی عراق و معاون سابق نخست وزیر نیز در بیانیه ای که این گروه صادر کرد، گفته که قصد دارد به تحصن مقتدی صدر بپیوندد.

او دولت فعلی عراق را غیر قانونی توصیف کرد و خواستار تشکیل شورای نجات شد و گفت که مطالبات مقتدی صدر درباره اصلاحات همان است که ما سال ها آن را ندا داده ایم ، کما اینکه یک تلاش جدی برای شکستن صفوف فرقه ای به راه انداختیم که ما را به این نقطه رسانده است.
این شخصیت سیاسی عراق در خصوص خرید چادر و کانکس های ویژه کمپ های آوارگان ، از سوی برخی جریان ها از جمله مشعان الجبوری متهم به سوء استفاده مالی شده است.

مقتدی صدر که از 5 هفته پیش حرکت منفرد خود را در عرصه سیاسی عراق آغاز کرده، پس از موفقیت در بسیج طرفداران خود و نیز گروه هایی از اهالی بغداد و شهرهای مرکزی و جنوبی، یک تحصن نامحدود را در پشت دروازه های منطقه سبز سازماندهی کرد و حالا نزدیک به 10 روز است که طرفدارانش چادرهایی را که در این منطقه برپا شده، ترک نکرده اند.

وی هدف خود را از این تحصن ها و تجمع ها، تسریع در اصلاحات اساسی و زیربنایی، تشکیل دولت تکنوکرات و غیر وابسته به احزاب و گروه های قومی و سیاسی و نیز مبارزه با فساد عنوان کرده است، با اینحال برخی ناظران و آگاهان سیاسی ، این تحرکات صدر را فرای یک حرکت سیاسی طبیعی می دانند و از آن به عنوان انقلاب یاد کرده و برخی نیز فراتر رفته و آن را یک شبه کودتا توصیف می کنند.

به گزارش ایرنا، مقتدی که از نجف اشرف بطور غیر منتظره وارد بغداد شده بود، ابتدا با تحصن کنندگان دیدار کرد و از آنان خواست چادرهای تحصن را ترک نکنند و گفت که قصد دارد در داخل منطقه سبز ، با همراهانش تحصن کند و سپس غروب آفتاب ، وارد منطقه امنیتی شد.

فرماندهان و افسران نظامی و امنیتی از وی استقبال کرده و برایش یک چادر جهت تحصن و احتمالا اقامت طولانی برپا کردند تا وی در آن مستقر شود.

با ورود مقتدی صدر به داخل منطقه سبز، تدابیر امنیتی فوق العاده ای نسبت به قبل در این منطقه به اجرا گذاشته شد و از تردد خودروهای عمومی و خصوصی از میدان التحریر و پل جمهوری ، به سمت خیابان کراده مریم و نیز وزارت دفاع و دروازه منطقه امنیتی بغداد، جلوگیری و تردد عابران در همین خیابان ممنوع شد.

در طول این خیابان نیروهای مقتدی صدر با پیراهن های متحد الشکل و سفید رنگ، عرض خیابان را در فواصل مختلف سد کردند و از عبور عابران جلوگیری می کنند.

مقتدی صدر پس از ورود به منطقه سبز ، در جمع طرفداران و نیروهایش یک عکس سلفی هم انداخت که به سرعت در تلفن های همراه شهروندان عراقی دست به دست شد.

حالا ناظران و آگاهان در بغداد در انتظار گام بعدی مقتدی صدر هستند و اینکه مشخص شود آیا او هدفش از این تحرکات، اصلاحات واقعی است یا چیز دیگری در پس پرده است که هنوز کسی از آن خبر ندارد؟

                                              ***

درعراق هیچگاه  رنگ ارامش رانخواهددید،شاید نفرین حضرت زینب هنوزگریبانشان را رهانکرده

این همسایه محترم،توسط یک دیوانه عفلقی زمانی، هوس حمله به کشورهای همسایه کرد و8سال باآبروی خود بازی کرد ومشلاتی برای طرف مقابل پیش آورد

وبعداز آن مرد خبیث،گرفتار سلطه امریکا امریکا شد!

بعداز این گرفتاری،رنگ ارامش نسبی را بخوددید،ولی خیلی ازمناطقش از حالت "امنیتی"خارج نشد

همین حالا هم وجودسیطره ها وسرعتگیرهای نظامی،همچنین وجودخاکریزهایی که 

فضیلت ثواب(زیارت سامرا)نسبت به کربلا:قرائتی درسامرا

یک زمانی امام رضا(ع)درخراسان غریب بود، ائمه اطهار(ع)مردم را توضیه به سفربه خراسان وزیارت آنحضرت می کردند واما حالا امامین عسکرین(ع)مظلوم واقع شده اند، کمترین زوار را دارند، فضلیت ثواب زیارتشان بیشتراز کربلاست.

قرائتی:من طلبه ۲۰ساله بودم ، درآستانه ماه مبارک رمضان ۱۳۴۳بود، آیت الله بروجردی گفتند: «قبور امامین عسکریین زوارندارد» ،صدتاطلبه آمادگی خودرااعلام کنند که بروند برای سامر تاروزها روزه بگیرند وشبها درب منزل عسکریین باز وچراغ حرم روشن باشد و من یکی آن صدنفرطلبه بودم که هر۳۰روزه راگرفتم(سال ۱۳۰۴)

«برتری فضیلت مشهد(امام رضا)برکربلا»

حجت الاسلام قرائتی:از امام جوادعلیه السلام نقل کردند که عده ای آمدند به نزدش ،پرسیدند:«زیارت اماحسین علیه السلام (درکربلا)ثوابش بیشتراست،یازیارت امام رضا علیه السلام(درخراسان)؟»
این مفسرقرآن روایتی از امام جوادعلیه السلام نقل کردند که عده ای آمدند به نزدش ،پرسیدند:زیارت اماحسین "کربلا"ثوابش بیشتراست،یازیارت امام رضاعلیه السلام"خراسان"؟

آن موقع امام رضاغریب بود کمترین زوارراداشت،امام جواد(ع)فرمودند:زیارت امام رضا ثوابش بیشتراست ،چون امام حسین(ع) زوارزیادی دارد،امام رضا(ع)زوارندارد.

حجت الاسلام قرائتی در-سامرا -چرازیارت عسکریین فضیلتش برتراز"زیارت"امام حسین است؟

«حجت الاسلام محسن قرائتی» درسامرا /جمعه۶ فروردین ۱۳۹۵

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:عصر روز جمعه ۶ فروردین ۱۳۹۵(۱۵ جمادی‌الثانی ۱۴۳۷) «حجت الاسلام محسن قرائتی»به "سامرا"آمدند وبه زیارت حرم امامین عسکریین (حضرت امام هادی+امام حسن عسکری+نرجس خاتون(مادرامام زمان)+حکیمه خاتون(معلم ومربی نرجس خاتون")پرداختند و اینجانب در آن زمان توفیق خدمتگزاری در سامرا را داشتم.

آقای قرائتی هنگام خواندن زیارتنامه چنان گریه می کرد که شانه هایش جابجامی شد

اگرچه هنگام زیارتنامه من برایش مزاحمتی فراهم کردم"وقتی عکس می گرفتم"گفتند :اینهاکه عکس می گیرند نمیزارن ماراحت باشیم ! وجایشان راتغییردادندوچسبیدند به ضریح!.

دراین سفر۳روحانی "ازعراق"اوراهمراهی می کردند.

یکی ازآنها"حجت الاسلام محمدحسن مهدوی مهر"رئیس جامعه المصطفی-بغداداست

«سرداب»سامرا

ازآقای مهدوی مهر پرسیدم "جامعه المصطفی"چیست؟

گفتند:یک دانشگاه اسلامی ،بین المللی درعراق است که از۱۲۶کشور طلبه پذیرش کرده ودر۶کشورهم شعبه نمایندگی دارد

از«دکترمحمدحسن مهدوی مهر»خواستم که شب پیش مان درسامربمانند ولی ایشان گفتند :چون خود حاج آقا قرائتی حالش نامساعداست وحاجیه خانمش هم همراهش است مریض هستند ومضافاً اینکه فرداصبح ساعت ۸ دربغداد،برای معلمین "مدارس تکامل"مجتمع آموزشی -که زیرنظرآموزش وپرورش است سخنرانی دارد ودیروز وپریروز برای اساتید«دانشگاه مصطفی»(بغداد) کلاس دارند احتمالا صبح بموقع نمیتوانیم برگردیم

حاج آقا قرائتی در سامراء+عکس

ازآقای قرائتی خواستم که شب سامرابمانند-گفتند :فرداساعت ۸ صبح کلاس دارم ،۲ ساعت که باید درماشین(مسیرسامرا)بغداد"باشم ومن آن قرائتی زمان قبل نیستم که باخسنگی سفر،صحبت کنم.

آقای قرائتی آنگاه درنمازجماعت صحن حرم شرکت کردند

بچه های ستاد ودیگرایرانیان شرکت کننده درنماز،وقتی متوجه حضورآقای قرائتی شدند،چون نگینی اورا درحلقه کردند،همه ازایشان تقاضای صحبت داشتند که آقای قرائتی مطالبی را ایرادکردند

برتری فضیلت امامین عسکریین نسبت برزیارت امام حسین(ع)

«حجت اسلام قرائتی: من یکی از ۱۰۰ طلبه ای بودم که بنابه دستورآیت الله بروجردی ماه رمضان به سامراآمدیم وهر۳۰روز راروزه گرفتم»

آقای قرائتی گفتند :من ۲۰ساله بودم وطلبه که درآستانه ماه مبارک رمضان،«آیت الله بروجردی» گفتند: قبور امام هادی وامام عسکری ونرجس خاتون وحکیمه خاتون زوارندارد-صدتاطلبه آمادگی خودرااعلام کنند که بروند برای سامر تاروزها روزه بگیرند وشبها درب منزل عسکریین بازوچراغ حرم روشن باشد ومن یکی آن صدنفرطلبه بودم که هر۳۰روزه راگرفتم.(یعنی«رمضان ۱۳۴۳» درسال ۱۳۰۴)

«برتری فضیلت مشهد(امام رضا)برکربلا»(امام رضا)

این مفسرقرآن روایتی از امام جوادعلیه السلام نقل کردند که عده ای آمدند به نزدش ،پرسیدند:زیارت اماحسین "کربلا"ثوابش بیشتراست،یازیارت امام رضاعلیه السلام"خراسان"؟

آن موقع امام رضاغریب بود کمترین زوارراداشت،امام جواد(ع)فرمودند:زیارت امام رضا ثوابش بیشتراست ،چون امام حسین(ع) زوارزیادی دارد،امام رضا(ع)زوارندارد.

«برتری فضیلت زیارت سامرا برکربلا»

وبعد بااستفاده ازاین روایت گفتند حالا زیارت "سامرا"عسکریین،ثوابش از زیارت کربلا بیشتراست،چون غریب واقع شده وبعدهم زواررا توجه دادند به فراوانی ثواب وکسب فضیلت این مکان مقدس.

«ماجرای ماه عسل آقای قرائتی»

مؤلف تفسیرنور(حاج آقا قرائتی) گفت:فصل تابستان بود،پدرم مقدمات سفرمان را به مشهدمقدس فراهم کرده بود ومارفتیم به مشهد وزیارت امام رضا علیه السلام،«شب رفتم نانوایی متوجه شدم پولی برایم نمانده که نان بگیرم»،پدرم قراربود پولی بفرستد واما پولی بمانرسید!.

«پولی که امام رضا به قرائتی داد»

حجت الاسلام محسن قرائتی گفت: نان یک تومان بود،من برگشتم حرم امام رضا(ع)رفتم در"صحن انقلاب حرم رضوی" ، درفکراین بودم که چگونه پول نان شب را تهیه کنم به ذهنم رسید که برای زوار «زیارتنامه بخوانم»،یک گوشه ای ازحرم نشستم «به هرکسی گفتم بیاییدبرای شمازیارتنامه بخوانم گفتند :خودمان بلدیم»

«فروش تسبیح وسجاده برای خریدنان»

قرائتی ادامه داد:تصمیم گرفتم «تسبیح چوبی» که داشتم بفروشم تاپول نان رادربیارم که ۲ ریال بیشتر قیمت ندادند.

برگشتم منزل اجاره ایم که سکونت داشتیم ،تا ببینم چی داریم ببرم بفروشم،خوب که نگاه کردم ،مناسب ترین شی را«سجاده مخمل»دانستم،آن را برداشتم که ببرم بفروشم ،خانمم دید! گفت: «سجاده را کجامیبری!؟»

من که نمی خواستم زنم از مُفلِس بودنم مطلع شودگفتم:«برداشتم از اینجا که بزارم روی طاقچه!»!.

«یاامام رضا! زودترپول نانم رابده»

حجت الاسلام قرائتی گفت:ودوباره رفتم متوسل شدم به امام رضا(ع)بعدازدرددل گفتم:« یا امام رضا! اگه میخواه بدهی ،زودتربده که نانوایی هاداره تعطیل می شوند».

«امام چگونه به زوارش کمک مالی می کند؟»

تازه دامادجوان(قرائتی) گفت:رفتم دریک جایی ازحرم قرارگرفتم که ببینم امام رضا(ع) چطوری پول نانم رامی دهد.

نگاهم به زُوّاربود که کدامیک را امام مأمورکرده ،درهمین فکربودم که «امام جمعه داراب خوانسار»رادیدم باسرعت بسویم آمد وگفت:«آقای قرائتی من ۲ ساعته که دنبالت می گردم، کجایی!»

قرائتی: گفتم چکارداری؟

گفت:من دارم برمی گردم شهرم ،یک مقدارپول اضافه آمده میترسم راهزنان ازمن بدزدند،اینهارا بهت میدم تابعدازمراجعت ازت بگیرم.

آقای قرائتی گفت: وبه اینصورت مخارج نان ودیگرمایحتاج فراهم شد،یعنی« امام رضاعلیه السلام دست رد به سینه زائرش نمی زند واززوارخودغافل نیست»

طلبه مفلس ودرخواست مبلغی ازامام

قرائتی گفتند: درزمان« آیت الله میرزای شیرازی» (صاحب فتوای تحریم تنباکو)که حوزه علمیه اش درسامرابود یکی ازطلاب که فقیربود ونیارضروری به مقداری پول داشت.

آمدکنارصحن «باب القبله» درگوشه سمت راست صحن سامرا،خطاب کرد به امام عسکری گفت:«آقا من میهمان شماهستم وپول ندارم ودریک گوشه ای وامی ایستم تااینکه یکی یاران شما پولی بمن برساند»

«باب القبله»

«ساعت ۳عصر«آیت الله میرزای شیرازی» که همیشه بعدازنمازمغرب وعشاء بزیارت حرم می رفت ولی آن روز-غیرمترقبه-به حرم واردشدند وبعداززیارت ازدرب «باب القبله» بطرف آن طلبه جوان رفتند بدون اینکه ازاو مبلغ درخواستی را بپرسند،همان مبلغی که ازامام خواسته بوددادند» وآنگاه خطاب به آن طلبه گفت:«شما یکبارمیهمان آقاشدید ومن ازابتدای تشکیل حوزه"تا الآن میهمان آقاهستم

«میرزای شیرازی»کیست؟

«میرزا محمد حسن حسینی شیرازی»، معروف به "میرزای شیرازی"متولد۱۵ جمادی‌الاول ۱۲۳۰(۳خرداد۱۱۹۴)درمحله «درب شاهزاده» شیراز، پدرش (میرزا محمود)از عالمان دین بود.

«میرزای شیرازی» در ۱۸سالگی ، ۱۷ صفر ۱۲۴۸(۱۲۰۵ شمسی) از شیراز به حوزه علمیه اصفهان مهاجرت کرد، در «مدرسه صدر»اقامت داشت( ۱۱ سال اقامت دراصفهان)، در ۲۹ سالگی ،سال ۱۲۵۹ از اصفهان به کربلا مهاجرت کرد(۱۱ سال اقامت درکربلا)، «درسال ۱۲۷۰ ازکربلا عازم نجف شد(۳۲ سال اقامت درنجف)،در سال ۱۲۸۸بهمراه عده ای از شاگرانش ازجمله مُلّا فتحعلى از نجف به سامرا هجرت کرد(۲۱ سال اقامت در سامرا).
وسرانجام:درشامگاه چهارشنبه ۲۴ شعبان ۱۳۱۲ (۰۱ اسفند ۱۲۷۳ )در هشتاد و دو سالگی در شهر سامرا درگذشت.جنازه او با حضور علما و انبوه مردم سوگوار از سامرا به نجف منتقل کردند و در جنب «باب شیخ طوسی» دفن گردید.

اولین خشت طلا درگنبد عسکریین-سامرا-بدست آیت الله خوانساری نصب شد

آقای فرائتی بااین جمله آیت الله خوانساری به «مُتَبرّعین ستادبازسازی عتبات سامرا»گفت:هرکاری که انجام می دهید "سنگی را جابجامیکنید"به نیت یکی از اقوام وخویشان انجام دهید ،تاچهل پشت اقوامتان رایادکنیدسعی کنیدکنیدمیلیاردی کارکنید،نه میلیونی.

***

یکی ازمظلومیت های امامین عسکریین

کاروانهایی که به عتبات می آیند،بعضی که براساس اطلاعات غلط وناقص(۱) دیگران،سامرارا ازبرنامه خودحذف می کنند،سازمان حج وزیارت ایران نیز زمینه ترس واضطراب زائران را فراهم کرده است(۲)

زائران کاروانهای آزاد نیزبرنامه هایشان به این صورت است(۳روزکربلا+۲روزنجف+یک روزکاظمین+۲ساعت سامرا)

من چندماهی که اینجاهستم وبه عینه مشاهده کردم وحتی مصاحبه کردم،اکثرکاروانها یک ساعت قبل از اذان وارد سامرا"صحن"می شوند به واسطه تذکر مسؤل کاروان زودترجلوی کفشداری جمع شوید، با عجله به زیارت می روند ونگران ناهارشان هستند،نماز را سلامش را تابرکاته تمام نشده باسرعت صف جماعت را رها وبه صف مضیف"مهمانسرای حرم" می پیوندند.دیگه فرصتی برای زیارتنامه خوندن ونمازمستحبی نمی ماند

بعضی ها که دیگرفرصت نمازجماعت حرم راندارند،باروحانی کاروانشان یک جایی راانتخاب می کنند که باروحانی کاروانشان نمازرا سریع بخوانند وناهاربخورندبرگردند.

تعدادکمی از کاروانهایی هم هستند که شب را اینجا بیتوته می کنند وفرصت بیشتری برای زیارت دارند.

کاروانهای کشورهای هندوپاکستان،افغانستان، لبنان ،بحرین،عربستان،آذربایجان،ترکیه،ماداگاسکار،تانزانیا،کویت

فرصت بیشتری را برای زیارت می گذارند،آنها بعضاً2ساعت قبل ازادان اینجا"حرم"هستندتا بعداز صرف ناهار برمیگردند ودرطول این مدت بصورت دستجمعی زیارتنامه می خوانند.

اماخودعراقی هاکه اکثراًبصورت خانوادگی وعشیره ای می آیند،کمتربصورت کاروانی ،من چندباراهالی بصره رادیدم که بصورت کاروانی آمده بودند-زائرین عراقی همینجا می مانند وغذایشان را می آورند وشب رادرهمینجابیتوته میکنند،البته آنهابیشترروزهای جمعه می آیند.

پاورقی

۱-روزشنبه۷ فروردین ۱۳۹۵که بایک روحانی۷۷ساله اهوازی که باخانواده اش به زیارت آمده بود مصاحبه میکردم،ایشان میگفتند اولین سفرم است،ایشان بنقل از برادرش می گفتند که ۲ماه پیش اینجا درتسخیرداعش بوده!

۲-سازمان حج و زیارت از چند روز پیش با انتشار پیامکی از زائران ایرانی درخواست کرده که برای رعایت مسایل امنیتی، سفر به سامرا جدا خودداری کنند.مصطفی قاسمی، نماینده سازمان حج و زیارت در عراق نیز با تاکید بر این که زائران ایرانی در مسیرهای مشخص شده حرکت کنند و فقط به شهرهای نجف، کربلا و کاظمین بروند و به هیچ عنوان راهی سامرا نشوند

منبع:http://www.hajnews.ir/news/ID/6103 سازمان حج و زیارت در ۱۲آذر ۱۳۹۴

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:داعش در۱۵خرداد۱۳۹۴به سامراحمله کرد وچندنفطه شهررا («مسجدجامع الرزاق»-دانشگاه وشهرداری-مناطق المثنی وصلاح الدین-قادسیه-الافرادوالضباط۱و۲ وقسمتی ازحی المعلمین)به تصرف خوددرآورد

داعش دراین حمله با ۲۵۰نفرنیروی مسلح زبده قصدحمله وتخریب حرم عسکریین راداشت و ۵۰خودرو زرهی باچرخ های بلدوزر دراختیارداشت "خودروهای سنگین ونیمه سنگین دیگری هم داشتند.

این تکفیری های خبیث ازبلندگوهای مسجدتقاضای کمک میکردند،امامردم سامرا،حمایت چندانی نکردند که مجموعاً توانشتند با همکاری عده ای ازشیوخ ۴ تا۵ هزارنفری یارگیری کنند

نیروهای پنهان وپیدای مدافع حرم

وامادریک حادثه عجیب خودروهای بمگذاری شده را به حرم بکوبند در ۸۰۰ متری حرم "بمبهای یکی ازخودروهای بمبگذاری شده منفجرمی شودو ۲۱ نفرازداعشیان کشته می شوند وودرادامه بادفاع جانانه مدافعان حرم ۵۸ نفرشهیدشدند وبا رسیدن نیروهای نظامی حشدالشعبی ودیگرنظامیان عراقی،مخصوصاً نیروی هوایی عراق،بابجاگذاشتن چندین کشته متواری شدند.

مرحله دوم حمله داعش به سامرا به فاصله5ماه

درهفتم آبان۱۳۹۳ تکفیری ها بااستفاده ازشرایط بدجوی،مجدداً قصدحمله به سامراراداشتند،اماآمادگی نیروهای مردمی(حشدالشعبی) ونظامی عراق توانستند آنهارادفع کنند، یکی از اهداف آنها اشغال شهربیجی بود،اگرچه خساراتی نیزبرجای گذاشتند

پس از بازگشت آرامش نسبی به سامرا آن دسته از زوار عراقی و غیر عراقی محبوس در حرمین امامین عسگریین (ع) به‌وسیله بالگرد به بغداد و نجف منتقل شدند.۰۹ آبان ۱۳۹۳مشرق

***

در شب سالگرد شهادت امام حسن عسگری(ع) ۲۹ آذر ۱۳۹۴ گروه تروریستی داعش دو راکت کاتیوشا در نزدیکی حرم امامین عسکریین(ع) با پرتاب کردند/

همزمان با شهادت امام حسن عسکری(ع) دقایقی پیش تروریست‌های تکفیری با پرتاب یک گلوله خمپاره حرم امامین عسکریین(ع) را مورد حمله قرار دادند.

وی ادامه داد: در این اقدام تروریستی خمپاره«حمله خمپاره ای به دیواره بیرونی حرم امامین عسکریین آسیب دید»به بهداری حرم اصابت کرد و دو نفر شهید و شماری نیز مجروح شدند.

کاظمی تصریح کرد: یکی از شهدا از خادمین حرم و یک نفر دیگر از زائران بوده است که هیچ‌کدام از این شهدا و مجروحان ایرانی نبوده‌اند.

منبع خبر:علی‌اکبر کاظمی» معاون فرهنگی روابط عمومی ستاد بازسازی عتبات عالیات

***

امامین عسکری هم درزمان حیات خود مظلوم بودند وهم درمماتشان

امام هادی(علیه‌السلام) یکی از مظلوم ترین امامان شیعه است که در زمان حیات و پس از شهادتشان مورد ظلم و ستم مستکبران قرار گرفتند؛ مظلومیت امام هادی(ع) فقط به دوران امامت ایشان منتهی نشد و پس از شهادت غریبانه و مظلومانه ایشان نیز، ستمگران عالم از هرگونه جنایتی در حق امام دهم شیعیان دریغ نکردند که ساخت موسیقی موهن علیه امام هادی(ع) و تخریب مرقد منور ایشان در سامرا گوشه‌ای از مظلومیت این امام همام است.

یکی از اقدامات و فعالیت‌های ائمه علیه السلام پرورش شاگردان و افراد شایسته بوده است. امام هادی علیه السلام نیز با توجه به پراکندگی شیعیان در مناطق مختلف و وجود شبهات و انحرافات، نیروهایی را که استعدادهای لازم را داشتند شناسایی کرده و آنان را جهت پیش‌برد اهداف اسلامی تربیت می‌فرمودند. این افراد افزون بر راویانی هستند که سخنان و روایات امام هادی علیه السلام را نقل می‌نمودند. برخی از این افراد همان کسانی هستند که وکالت آن حضرت را عهده دار بودند.

دعای "جامعه کبیره" وغدیریه ازامام هادی (ع)است

همچنین با وجود مسائل پیش آمده در آن دوران و حضور غلات شیعه در زمان امام هادی علیه السلام اصل امامت باید معرفی می‌گردید؛ چون ائمه علیهم السلام و فضائل و جایگاه ایشان رو به فراموشی می‌رفت. امام هادی علیه السلام پدران و اجداد گرامی خود را با بیان زیارات معرفی می‌کردند. مجموعه این زیارات و ادعیه به عنوان یک دائرة المعارف شیعه به حساب می‌آید و در بردارنده دلایل بسیار استوار در حقانیت ائمه اطهار و اهل بیت علیهم السلام می‌باشد.زیارت جامعه کبیره از مشهورترین ، برترین و شناخته شده‌ترین زیارات ائمه علیهم السلام است. شیعیان نسبت به خواندن آن بخصوص روزهای جمعه توجه خاصی دارند. شیخ طوسی (ره) در التهذیب و شیخ صدوق (ره) در الفقیه آن را نقل کرده‌اند. علامه مجلسی (ره) در مورد صحت سند آن ـ که به درجه قطع رسیده ـ می‌گوید: «این زیارت دارای بهترین سند، عمیق‌ترین مفهوم، فصیح‌ترین الفاظ، بلیغ‌ترین معناو عالی‌ترین شأن است. امام هادی علیه السلام در این زیارت شاخصه‌ها و پایه‌های اصلی شیعه را بیان فرمودند.

همچنین زیارت غدیریه که به زیارت امیرالمؤمنین در عید غدیر خم معروف است از ایشان نقل شده است. در سالی که معتصم امام علیه السلام را از مدینه به سامرا فراخواند، ایشان به زیارت امام علی علیه السلام در نجف اشرف رفته و این زیارت را قرائت کردند که در ضمن آن یکصد و پنجاه منقبت از مناقب امام علی علیه السلام بیان فرموده و از برخی مشکلات سیاسی و اجتماعی که ایشان را آزرده کرده بود، سخن گفتند.

این زیارت از زیباترین، اصیل ترین، بدیع‌ترین و پربارترین زیارت‌ها است. در زمانی این زیارت توسط امام هادی علیه السلام قرائت شد که امامت به فراموشی سپرده شده بود. امام هادی علیه السلام در ضمن زیارت با ترسیم مظلومیت امام علی علیه السلام و هشدار به مردم، آنان را از خواب غفلت بیدار می‌کند.

در بین ائمه سه نفر بودند که در کودکی به مقام امامت رسیدند.حضرت ولی عصر(عج)، امام جواد(ع) و دیگری امام هادی(ع) بودند.در سن ۸ سالگی به مقام امامت رسیدند و نکته بعد اینکه مدت امامت ایشان با توجه به سن کمشان ۳۳ سال بود.

اوضاع اجتماعی زمان امام قابل بحث است. زیارت جامعه کبیره چه به لحاظ سند و چه به لحاظ مضمون از جهتی یک دوره امام شناسی است. مسئله این است که چه اتفاقاتی و رخدادهایی روی داد که باعث شد امام زیارت جامعه کبیره را به عنوان یک سرود شیعه و متنی برای امام شناسی ایجاد کردند. نکته بعدی بحث شاگردان ایشان است که در حوزه‌های مختلف بودند و همچنین نکات معرفتی که ایشان بیان نمودند. کمی از بحث سنتی یا همان تاریخ تقویمی بیرون بیاییم و روی بحث معرفتی و تحلیلی که کمتر هم به آن پرداخته شده است مطالبی را ارائه دهیم.

شرایط امام هادی(علیه‌السلام) شرایطی بود که می خواستند هیچ اثری از اهل بیت باقی نباشد و قبر سیدالشهدا را خراب کنند. شخصی به اسم دیزج که یهودی‌الاصل بود از طرف متوکل مامور شد که قبر امام حسین را نابود کند. همیشه دست یهود در کار بوده است. قران هم همین را می‌گوید. آنها همچنین مسلمانان را از زیارت منع می‌کردند.

زیارت غدیره که حضرت هادی دارند که از زیارت جامعه‌کبیره مظلوم‌تر است. خلاصه جامعه کبیره که شناسنامه شیعه است، می تواند شیعه را از انحراف نجات دهد و در معرفی شیعه نقش داشته باشد.

۰۹ مهر ۱۳۹۴ -تسنیم

***

البته اعتباروارزش"فضیلت"امام حسین علیه السلام برهیچکس پوشیده نیست وآثاردرمانی"شفا" که برای "تربت" این شهیدمطلوم گفته اند،برای هیچ امامی گفته نشده،حتی اارزش فضایل زیارت دیگرائمه را میخواهندبسنجند،با قبرمطهرامام حسین می سنجند

خود امام هادی علیه السلام وقتی مریض شد پول داد به یک نفر گفت: برو سر قبر امام حسین دعا کن

آن شحص گفت: خودت امام هستی، گفت: من امام هادی هستم اما دعا بغل قبر امام حسین مستجاب می‌شود .

تاریخ پخش:۲۴ اسفند ۱۳۸۵ درسهایی ازقرآن

اصل روایت/سخن امام جواد

(1)شاه عبدالعظیم حسنی فرمود: به حضرت جواد علیه السلام عرض کردم که به زیارت قبر حضرت سیدالشهدا علیه السلام مشرف شوم یا به زیارت پدرتان.

حضرت،گفتند: اندکی درنک کن؛ سپس داخل اندرون شد بعد - در حالی که اشکهایش بر رخسارش جاری بود - خارج شد و...

سپس فرمود: زائران امام حسین علیه السلام بسیارند؛ اما زائران پدرم کمند.

در روایت دیگر فرمود: زیارت پدرم افضل است زیرا حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام را همه مردم زیارت می کنند؛ اما پدرم را، جز خواص شیعه زیارت نمی کنند.

زیرا هر فرقه ای از شیعه، امام حسین علیه السلام را از جهات مختلفی از قبیل، شهادت آن حضرت، مخصوصا فرزند بی واسطه حضرت زهراعلیهاالسلام بودن محترم می شمارند و فرق دیگر شیعه، از قبیل: کیسانیه، زیدیه، اسماعیلیه و واقفیه و...امامت حضرت سیدالشهدا علیه السلام را پذیرفته اند؛ اما در باره، حضرت رضا علیه السلام اینچنین نیستند.

مدیریت سایت-پیراسته فر:یعنی یک زمانی بودکه خلفای بنی عباس براهل البیت بلکه به همه سادات وشیعیانومحبان علی واولادش سختگیری زیادی می کردند ورفت وآمدنشان رارصدمی کردند،خیلی از افرادی که نسبت وگرایش به امام رضا داشتند را بقتل رساندند که بقیه ناچارشدند به کوهها ومناطق صعب العبور پناه ببرند ودرانجاهم درامان نماندند،بخاطرهمین است گه درایران حدودده هزار امامزاده وجوددارد که بدینصورت روزگارسختی راگذرانده اند

واما حالا-مردم ولایتمدارایران اسلامی امام رضا علیه السلام راچون نگینی ارزشمند دربین خوددارند وقبرمطهرش همیشه پراززوار است.

این قبورمطهر امامین عسکریین است که کمترین زوار بین ائمه اطهار علیهم السلام رادارند

ادامه نوشته

ماجرای تهیه"تربت امام حسین"توسط آقای صلواتی

ماجرای تهیه"تربت امام حسین"توسط آقای صلواتی

آقای محمدساحلیان معروف به "صلواتی"که ازحزب اللهی های خمینی شهراصفهان می باشد

آقای ساحلی می گوید  دراستانه اربعین ازاقای اسماعیلی اجازه گرفتیم که بهمراه11نفرازهمکارانم برویم به خیل کاروان "نجف-کربلا"پیاده روان بپیوندیم

صلواتی

ساعت 5صبح رفتیم مسجدکوفه ،بعداززیارت راه افتادیم برای کربلا،درمسیر،یک وانت 2کابینه مارا سوارکرد،چون ان وقت صبح سرد بود ومن هم خیلی سردم بود ازراننده خواستم دردرکابین بیاییم،اوهم قبول کرد درکابین دوم سوار شدم درانجا یک مادروفرزند4ساله هم بودند،بچه مریض "فلج"بود

راننده گفت بچه هارا برسانم،برمیگردیم"آنهازن وبچه راننده بودند،محل زندگیش دریک روستابه فاصله 50کیلومتری بود گفت بعدازکمی استراحت وصرف شام ،برمیگردیم

من به همراهانم پیشنهاد دادم که به شکرانه خدمتی که راننده کرده دعاکنیم تا بچه فلجش خوب بشه وگفتم دعای تربت را"که درمفاتیح آمده رابخوانیم

دونفرکه خیلی علیه السلام نبودندرا صرفنظرکردم ،10نفره کارادنبال کردیم ، من 7مرتبه سوره قدرراخواندم وازدوستان خواستم که هرکدام7 مرتبه حمدبخونیم(که درمجموع می شود70مرتبه) وبعد گفتم هرکدام 1400صلوات  وصدمرتبه دعای مقاتل ابن سلیمان را خواندیم

درهنگام آماده شدن شام،گفتم  یک لیوان آب بیاورد ،"یک نخود تربت"رایختم درلیوان وگفتم پسربچه بخورد

درهمین اثنا که شام آماده می شد ،شنیدیم که ازاتاق بغلی صدای هق هق گریه می آید

من خیلی ترسیدم که علامت خطرباشد احتمالا بچه فوت کرده بجای شفا درصدد فراربودیم که دیدیم همون بچه شادی کنان آمداین اتاق وخیلی سام ودائماًمثل بروجک  بیقراربود

پدرکه این صحنه را دید بچه رابغل کرد واشک شوق ایشان هم درآمد،همچنان که اشک مادرش درآمده بود واین صحنه زیبا اشک ماراهم درآورد وبرسیمخلاصه با احساس خوبی رفتیم خوابیدیم که صبح زودحرکت کنیم  وبرسیم به کاروان "عمود299"مرحوم آقامیرزاجوادملکی نبریزی که من مدتعا افتخارآشنایی ورفاقت آم عالم بزرگ راداشتم

راننده نگذاشت حرکت کنیم،گفت به شکرانه این نعمت بزرگ بایدصبحهانه پیشمان باشید

 وهنگام خداحافظی باچشمان اشکبار"اشک ذوق"ازماتشکروخداحافظی کرد

ادامه نوشته

سامرا-حرم عسکریین -رویدادهای5فروردین95

سامرا-حرم عسکریین -رویدادهای5فروردین95

دیشب که بعداز نماز وزیارت برمیگشتم یک جمعی را دیدم که بنمازنشسته بودند،نوجوانی هم داشت اذان میگفت

جای تعجب بود ،چون یک ربع بیشترازنمازجماعت نگذشته بود

ازهمان روحانی"حجت الاسلام میررضی" که درمقام امامت نشسته بود"بعدازسلام"پرسیدم ؟چرادرنمازجماعت صحن شرکت نکردید؟

گفت :کاروان"جوادالائمه" اصفهانیم ،تازه رسیدیم ،وقتی رسیدیم،نمازتمام شده بود  که میخواهیم ازفضلیت نمازجماعت بی نصیب نشویم

DSC_4923 DSC_4924 DSC_4925

وبطوراتفاقی  حاج آقا"میررضی"راصبح امروز درصفوف نمازجماعت  صحن دیدم

DSC_4936

درنماز صبح امروز -سروکله آقای "صلواتی"پیداشد

DSC_4937

ایشان "سمت چپ،کت روشن"محمدساحلیان ازخمینی شهراصفهان"بعنوان نیروی متبرع امده اند،میگفت تخصصم نجاریه و فوق تخصصم "صلوات"دادن است وصلوات گرفتن

ازصلواتی پرسیدم :عراقی ها بهت تذکرندادند ؟گفت مگربرای صلوات دادن هم تذکرمیدن!؟

دیشب ساعت 12 شب"بوقت عراق"داشتم ازدفترستاد بسوی خوابگاه میرفتم،درصحن حرم پتوهای  زیادی بچشم میخورد!تمام صحن وایوان پتو چیده شده بود،رفتم به شبستان سرداب وحسینیه  سرزدم آنجاهم پتوباران بود،"اصحاب پتو"به5هزارنفرقابل تخمین بود

ازفروردین امسال با جلوبردن ساعت درایران ،تفاوت ساعت ایرا با عراق یک ونیم ساعت است،یعنی یک ونیم ساعت ایران جلوتراست،12عراق میشود1:30دقیقه ایران

اذان تهران درمقایسه با سامرا -یک ونیم ساعت جلوتراست

DSC_4927 DSC_4928 

بخاطرگرفتن اخطار واحتمال اعتراض ،جرئت گرفتن عکسهای بیشترنکردم،اگرچه همینجا هم اگرنگهبان نظامی درب باب القبله ازم دفاع نمیکرد،همین خادم آمده بود سرخدمتم با کلمات پشت سرهم "حجی ممنوع،حجی ممنوع" خلاصه بخیرگذشت

صبح هم هنگام  اواخرهای اذان که داشتم  حرم رانرک میکردم،،جمعی هنوزبودند،واما 6نفری که احتمالا همه طلبه بودند،جاگیری کرده بودند برای برپایی یک نمازجماعت 6نفره،به یکی ازاون جمع"روحانی"گفتم چرابه صفوف نمازجماعت حرم نمی پیوندی؟ جوابی داد،متوجه نشدم

DSC_4929

این هم آقای تقی ادبی"برادر3شهیدبزرگوار"ازشهرستان فومن -درنمازجماعت صبح امروز

DSC_4938

واین هم داخل حرم بعداز اتمام نمازجماعت صبح"پنجشنبه5فروردین1395"حرم عسکریین -سامرا

که آقای "ادبی"درحال خواندن قرآن است وحجت الاسلام عبدالوهاب ابوطالبی"جانشین ستادبازسازی عتبات"آمده برای زیارت

DSC_4939

چندعکس از پشت سر نمازگزاران امروز/جمعیت نمازگزاران امروز صبح به 700تا800نفرمی رسید

واما نمیدانم بقیه پتو دارن کجایند

DSC_4930 DSC_4933 DSC_4935

ودیگراینکه  متأسفانه دانشجویان امام صادق(ع)برای باردوم درطول یک هفته نمازجماعت جداگانه برگزارکرده اند،دیشب نمازجماعت4نفره درصحن برگزارکردند

چندروزپیش نمازجماعت"ظهر"شان 15نفره بوده که بهشان گفتم چرا درصفوف نمازگزاران نپیوستید گفتند چون تازه دیشب آمدیم داشتین لباس می شستیم،اتافمان را سروسامان می دادیم

حرم عسکریین -چهارشنبه4فروردین1395سامرا

حرم عسکریین -چهارشنبه4فروردین1395سامرا

هوای سامرا"صبح"کمی سرداست،روزهایش آفتابی وگرم است -جمعیت زوار سیرنزولی داشته بطوریکه جمعیت 3هزارنفره نمازگذاران دیروزصبح به 500نفرکاهش پیداکرده اند

 ومن هم عکسی نگرفتم

واما پایان نماز ،هنگام تعقیبات  پیرمردتنهایی بسویم آمدانگارحرفهایی داشت برای گفتن که  گفت بعداز77سال سن،اولین سفرم است به عتبات وسامرا

علی اسلامی کشاورزاهل روستای"بنده قراء"کاشمر کشاورز وشورای شهر روستایش است،اوهروقت از کربلا وامام حسین علیه السلام میگفت چشمش با اشک خیس می شد 

DSC_4855

اوپیرمرد بیسوادی است  ولی اهل دل وشاعر -چندتاشعربرایم خواند وگفت نمیدانم چرامردم این شعرخوششان می آید،چون خیلی ازعلما این راازمن گرفته اند

بارالها!ازجهان شیعه،وحدت رامگیر/ازمسلمانان عالم این شریعت رامگیر

گربگیرما وجان ما،عیب نیست/هرچه خواهی بگیر،اماولایت رامگیر

DSC_4856

درهمین حین برادرخانمش"علی اکبرخاکپور"متولد1328"هم بماملحق شد

به حرم مشرف شدم/بعازاین گفتگو

DSC_4864 DSC_4863 DSC_4862DSC_4861 DSC_4860 DSC_4859

وما رابطه سلمان فارسی ومهندس پورمهدی

همانطور که رسول اکرم محمدمصطفی صلی الله علیه واله درباره "سلمان"فرمدند:سلمان منااهل البیت

شایدازامامین عسکریین سؤال شودگفته شود که:مهندس پورمهدی منااهل البت

DSC_4861

چون هروقت که من به داخل حرم می روم"سحرگاهان،شب بعدازنماز،،صبحها بعداز نماز،این مهندس عزیزرا می بینم که یا درحال نماز است ویا روی یکی ازهمین "میزهای پیرمردی"نشسته داردقرآن می خواند وهمیشه هم درصف اول نمازجماعت حضورفعال دارد

مهندس پورمهدی اهل اصفهان است وی درکارهای مهندسی هم مردی موفق است وخوش برخورد ومؤدب وفهیم است

***

DSC_4902 DSC_4899 

ادامه نوشته

عظیم ترین"نمازجماعت صبح"عسکریین-سامرا

عظیم ترین"نمازجماعت صبح"عسکریین-سامرا

امروز"سه شنبه سوم فروردین1395" عظیم ترین نمازجماعت صبح درصحن حرم امامین عسکریین علیهماالسلام برگزارشد

تاکنون سابقه نداشته"حداقل درطول 2ماه واندی"من اینجاهستم  وحتی دیگران همکاران هم می گویند که چنین جمعیتی سابقه نداشته است، جمعیت نمازگزارصبح از1500نفرتجاوزبکند ولی نمازگزاران صبح امرور به بیش از3هزارمی رسید

ازدیروز حجم زائران روبه فزونی گذاشت، بطورکه هنگام نمازجماعت ظهروعصر کل صحن باب القبله وباب الدخول وایوان حرم پرازجمعیت بود،از جمعیت بیش ازده هزارنفری حاضردرحرم حدودجهارهزارنفردرنمازجماعت شرکت داشتند،صفوف نمازگزاران از اول باب القبله تا سرداب کشیده شده بود،بهم متصل بود که گزارشش درتلگرام وسایت،همچنین"وبلاگ"ستادسامراآورده شده است

دیشب جمعیت زیادی درصحن وایوان حرم عسکریین بیتوته کرده بودند

DSC_4711 DSC_4712 DSC_4713 DSC_4714DSC_4715 DSC_4708 DSC_4709 DSC_4710

نمازجماعت صبح 3فروردین1395

DSC_4728 DSC_4729 DSC_4730 DSC_4732 DSC_4733DSC_4723 DSC_4724 DSC_4725 DSC_4726DSC_4726 DSC_4727  DSC_4719

DSC_4722 DSC_4721 DSC_4720

داخل حرم هم شلوغ بود ،بحدی که من نیم ساعت قبل از اذان آنجابودم،بزحمت توتنستم یه جایی پیداکنم

البته من برای احتیاز"منعم نکنند ازعکاسی"نتوانستم  سیر"دلخواه "عکس بگیرم

DSC_4716

واین چندنفرهم بجای پیوستن به صفوف نمازان هزاری،تنبلی کرده اند ،درهمن رواق دارندنماز"جماعت"برگزارمی کنند

DSC_4718

واما این هم "کوچکترین مادردنیا" که بعدازپایان نماز درایوان حرم کشفش کردم

DSC_4734

هزاران زائر"سامرا"حرم عسکریین

سامرا"عسکریین"دوم فروردین1395ده هزارزائر

امروزدوشنبه2فروردین1395/21مارس2016 حرم امامین عسکریین علیهماالسلام-سامرا

ازاول صبح  جمعیت نشان ازکثرت زائرداشت

تاظهر امروز جمعیت زواربه ده هزارنفرمی رسید وجمعیت نمازگزارشایدبه 5هزارنفرمی رسید

کل فضای صحن و"باب القبله وباب الدخول صفوف نمازگزاربود،غیراز ازورودی باب الذخول که تردد زائران بوده

اکثرزائران زوری برنامه ریزی می کنند که یک  تا2ساعت قبل از اذان  واردحرم عسکریین شوند وبعداز زیارت ونماز وناهار  برمی گردند،بعضیها هم شب رادرصحن ویا سرداب ویا حسینیه بیتوته می کنند

چندنکته

*اول اینکه من همیشه برایم این سؤال مطرح بوده وآن اینکه چراجمعیت  هزاری نفری زوار ،تعدادکسانی که درنمازجماعت شرکت میکنند نصف جمعیت حاضراست؟

ویا اینکه آیاممکن است کسانی به زیارت بیایند واما حال شرکت درنماز جماعت رانداشته باشند؟

امروز صبح جواب سؤالم را یافتم

DSC_4571 DSC_4573 DSC_4574 DSC_4575 DSC_4576

همانطوری که درتصاویرمشاهده می کنیدحدود400نفردرسرداب بیتوته کردند وزمانی که ما درحال اقامه نمازجماعت بودیم بیش ازنیمی ازاین جمعیت اززیرپتو بیرون نیامدند ودریکی ازعکسها مشاهده می کنید5نفر بیداربودند ،نشسته بودن داشتندباهم مزاح  می کردند ولی پانشدندبیایند نماز

بعدازسلام نمازسریع رفتم دروری توی همین شیستان زدم وبالا سرخوابیده هارفتم حدود یک سوم برای نمازآمده بودند،نیمی از بقیه  بیداربودند،اماحال بیرون آمدن از زیرپتو رانداشتند،ثلثی از بیتوته کنندگان هم خواب بودند

DSC_4577 DSC_4578 DSC_4579

اولین گروهی که  دیدم درصحن باب القبله نشسته بودندچندخانواده بودند که ازعلی آبادکتول "استان گلستان" بدون کاروان آمده بودند

آقای قربانعلی علی آبادی متولد1352 که طلبه قم است نهمین باری که به سامراآمده دخترخانم نوجوانی بنام "معصومه میرزایی"دانش آموز کلاس ششم بود که وقتی پرسیدم:چرا به سامراآمده اید و دراین حرم چندنفرمدفون هستند؟

DSC_4585

چنان توضیح جالبی داد واسامی هر4نفر"امام هادی-امام عسکری-نرجس خاتون(مادرامام زمان) وحکیمه خاتون(دخترامام جواد)برایم گفت که نشان از هوش واطلاعات این دخترداشت،درصورتیکه من 4روزپیش ازیکی ازروحانی که ازقم امده بود همین سؤال را کرده بودم نتوانست هر4نفررا نام ببرد

فضای صحن

DSC_4587 DSC_4589 DSC_4590 DSC_4591 DSC_4594 DSC_4595  DSC_4599 DSC_4600 DSC_4602

DSC_4609 DSC_4610

این هم راه جدیدی که اخیرین بازشده برای رفتن به "سرداب" بموازات باب الدخول،ازکنارحسینیه

DSC_4611

فضای داخل حرم"رواقها"هم شلوغ بود

 

نمازجماعت ظهروعصر

DSC_4634 DSC_4635 DSC_4636 DSC_4637 DSC_4638DSC_4628 DSC_4630 DSC_4631 DSC_4632DSC_4633 DSC_4623 DSC_4624 DSC_4625DSC_4627 DSC_4622 DSC_4620

بعدازنماز

DSC_4640 DSC_4641 DSC_4642 DSC_4643 DSC_4644 DSC_4645 DSC_4646 DSC_4647 DSC_4648 DSC_4649 DSC_4650 DSC_4651 DSC_4652 DSC_4653 DSC_4654 DSC_4655 DSC_4656 DSC_4657

صف  مهمانسرا"مضیف"حرم عسکریین

DSC_4657DSC_4658 DSC_4659 DSC_4660 DSC_4661 DSC_4662

DSC_4678 DSC_4676 DSC_4675 DSC_4674 DSC_4673DSC_4672 DSC_4671 DSC_4669 DSC_4668 DSC_4667DSC_4662 DSC_4663 DSC_4664 DSC_4665 DSC_4666

"تانزانیایی"های مقیم امریکا-درسامرا-حرم عسکریین

"تانزانیایی"های مقیم امریکا-درسامرا-حرم عسکریین

"تانزانیایی"های مقیم امریکاگروه 35نفره که یک روزدرکاظمین و3روزدرنجف 4روزدرکربلا ویک روز درسامرا بیتوته می کنند/هرینه  سفر10روزه شان1800دلارمی باشد

این زائرین دراول فروردین برای زیارت امامین عسکریین علیهماالسلام به سامراآمده بودند

DSC_4531 DSC_4533 

آشنایی باکشورتانزانیا

تانزانیا در قسمت شرقی آفریقا واقع شده‌است باجمعیتی  بیش از چهل میلیون نفر  و با کشورهای کنیا ، روآندا ، بوروندی ، زامبیا ، مالاوی و موزامبیک همسایه‌است. همچنین در شرق تانزانیا در دریاچهٔ تانگانیکا با کنگو  و در شمال در دریاچهٔ ویکتوریا با اوگاندامرز آبی دارد.

بیشتر خاک تانزانیا از یک فلات با پوشش گیاهی بوته‌زار و علفزار تشکیل شده که در شمال به ناحیه آتشفشانی کلیمانجارو، در شرق به دریاچه تانگانیکا، و در جنوب به زمین‌های مرتفع، محدود می‌شود.

در سال ۱۹۹۶ پایتخت رسمی تانزانیا از شهر ساحلی و بزرگ دارالسلام به شهر دودوما منتقل شد.

با این حال دارالسلام هنوز پایتخت تجاری و مقر بسیاری از نهادهای حکومتی کشور است و بندری مهم برای تانزانیا و همسایگان محصور در خشکی اوست.

فرهنگ

مردم تانزانیا از لحاظ فرهنگی از ایرانی ها و اعراب عمانی تاثیرات بسیاری گرفته اند. وجود تعداد زیادی از کلمات فارسی همچون شاه و کاکا و غیره در زبان سواحیلی که یکی از زبانهای رسمی این کشور می‌باشد، نشان دهنده روابط دو فرهنگ است.

در خلال سال‌های پایانی قرن سوم هجری تا اوایل قرن چهارم، گروه‌هایی از خانواده‌های شیرازی به زنگبار مهاجرت کردند. هنوز هم پس از گذشت قرن‌ها در زنگبار ، اصل و نسب شیرازی به نوعی نجیب زادگی محسوب می‌شود.

مهاجرت ایرانیان شیرازی بزرگ‌ترین مهاجرت سازمان‌یافته مسلمانان به تانزانیا و شرق آفریقا است که با استقرار در  سواحل و جزایر این منطقه از جنوب سومالی تا شمال كومور (نزدیك ماداگاسكار) موجب رشد سریع اسلام در منطقه شدند.

مهاجرت ایرانیان شیرازی را می‌توان بزرگ‌ترین مهاجرت سازمان‌یافته مسلمانان به تانزانیا و شرق آفریقا دانست؛ این افراد با استقرار در رشته باریكی از سواحل و جزایر این منطقه از جنوب سومالی تا شمال كومور (نزدیك ماداگاسكار) موجب رشد سریع اسلام در منطقه شدند به گونه‌ای كه ده‌ها‌ مسجد در شهرهای ساحلی و جزایر زنگبار و تاگانكیا، كنیا و سایر كشورهای ساحل هند احداث شده و نوار ساحلی این منطقه قلمرو مسلمانان شد.

ایرانیان و اعراب مسلمان كنترل تجارت و توافق‌های ساحلی در جنوب شرق آسیا از هند تا شرق آفریقا را به ‌دست گرفتند و در اثر این فعالیت‌های بازرگانی، این منطقه از مكنت و ثروت خوبی برخوردار شد؛ این جریان حدود 500 سال ادامه یافت و آن‌ها در این مدت علاوه بر تجارت، دین اسلام را در میان بومیان مناطق كنیا، تانزانیا و اوگاندا تبلیغ كرده و گسترش دادند.

آیین نوروز امروزه نیز در زنگبار برگذار می‌شود.

از آثار باستانی ایرانی در تانزانیا می‌توان به حمام ساخته شده توسط دختر فتحعلیشاه ، چاه آب افشاری و مسجد جزیره دلفین اشاره نمود. همچنین توپ غنیمت گرفته شده در نبرد چالدران (شاه عباس اول) نیز در موزه تانزانیا نگهداری می‌شود. در تانزانیا حدود چهارهزار بلوچ فارسی زبان زندگی می‌کنند

مصاحبه متفاوت با زائران"کاروان"پاکستان++کانادا+ماداگاسکار

مصاحبه متفاوت با زائران"کاروان"پاکستان-+کانادا+ماداگاسکار

دیشب آخرین شب سال1394 وقتی ازنمازبرمی گشتم3سوزه انتخاب کردم

اولی  طلبه ای ازمازندران بوده که چندنفری آمده اندکه گزارشش درادامه خواهدآمد

دومی را بعلت ضیق وقت ازدست دادم

واما مهمترینش کاروانی بودازپاکستان -ایالت "سندکه مصاحبه ای با2نفرازاین  زائران نمودم حرفهایمان به جاهایی کشیدکه کمتربه اهداف سفربود

 DSC_4422DSC_4421

هادی حیدری ازایالت"سند"پاکستان بایک اتوبوس به رانندگی علی اکبرحسینی به سامراآمده اند

هادی حیدری همان کسی که پشت سرمن "عبابدوش"است

وی می گویدکه پنجمین سفرم است  ،اولین سفرمدرسال1997بوده

راننده  اتوبوس کاروان می گویدمدت سفرمان اززمان حرکت تا برگشت به شهرمان یک ماه"30روز"طول می کشد 

هزینه سفرهرزائر18هزارروپیه است که راننده سریع معادل ریالی آن را420هزارتومان است

ولی درواقع باید520000تومان باشد"هرروپیه 29تومان" است

حسینی  دررابطه با زیارت  اماکن مقدسه ایران می گوید

مسیرحرکتمان :قم-تهران"زیارت مرقدامام خمینی"-مرزمهران-نجف-کربلا-حله

واماازآقای حیدری پرسیدم شغل تان چیست؟

میگوید:طلبه ام

وازمیزان درآمدش می پرسم؟

می گویدهمه حقوق ما میزان شهریه ای که از رهبرانقلاب"امام خامنه ای"می گیریم وآیت الله سیستانی

این روحانی میزان شهریه ای که امام خامنه ای می دهدراچهارهزاروپانصد(4500)روپیه ومیزان شهریه ای که آیت الله سیستانی می پردازدرا یکهزاروپانصد(1500)روپیه اعلام کردکه

مجموعاًشش هزارروپیه می باشد/که معادل ریالی آنیکصدوهفتادوچهارهزارتومان می باشد

آآقای حیدری  می گوید درسندحدودیکصدحوزه علمیه وجوددارد وحوزه ها ازنظرتعداد طلاب متفاوت است بطوری که دربعضی 10 طلبه ودربعضی تا یکصدطلبه دارد

حیدری ازتضیقاتی که دولت برایشان ایجادمی کندشکوه داشت ومی گوید60%سنی هستند و40%شیعه هستد  ودولت پاکستان به حوزه ها روی خوش نشان نمی دهد

وی می گوید حتی دولت مارا به جاسوسی برای ایران متهم می کند

 DSC_4424 DSC_4426

واین هم حجت الاسلام قاسم فلیزاده که ازبابل"مازندران"8نفره تصمبم به امدن به عتبات گرفته اند وموفق به زیارت حرم امامین عسکریین(امام هادی وامام حسن عسکری) ومادرامام زمان"نرجس خاتون"و عمه امام-دخترامام جواد"حکیمه خاتون"شده اند

ایشان   ودوستانشان ظهرآمده اند وصبح امروز هم سامراراترک میکنند

DSC_4419

واین سوژه ای بود"2نفری که درحال بلندشدن هستند" که ضیق وقت وبه درازاکشیدن گفتگو با زائرین کشورپاکستان  موجب پریدن سوژه شد

DSC_4420

دیروزظهر"شنبه29اسفند"با یک کاروانی که از"کانادا"آمده بودند مصاحبه میکردند،حرفهای قابل تأملی می زدند

این کاروان اززائران پاکستانی مقیم کانادا بودندکه 20سال درکشورکانادامقیمند

DSC_4392 DSC_4393 DSC_4394 DSC_4396 DSC_4397

اینها گروه 17نفره هستند که   برای زیات عتبات عالیات به عراق آمده اند

وقتی ازایشان می پرسم:آیا توفیق زیارت امام رضا علیه السلام رفته اند؟

سفره دلشان رابازمی کنند وازمن میخواهند شکوایه خودرا به مسؤلین کشورتان برسانید 

می گویند مادرعراق براحتی میتوانیم20روزه اقامت بگیریم  وحتی اگرخواستیم می توانیم تمدیدکنیم

ولی کنسول ایران به ما اقامت 3تا7روزه می دهد

یکی ازایشان می گفت که چرا ایران با ماشیعیان مثل بیگانه برخوردمی کند وشاید فکرمی کند که "جنه"بهشت فقط برای ایرانیان است!! ومن به ایشان گفتم ایران برای همه مسلمین احترام قادل اسن وبرای شیعیان بیشتر

خانم "نیرشاد سجادمحسن که درکانادا شرکت بیمه دارد"همان که درکنارزن ویلچرنشین نشسته" می گوید من 6باربه عتبات  آمده است

هزینه سفر10روزه این زائران700دلارکانادامی باشد

ادامه نوشته

اولین نمازجماعت -حرم عسکریین "سامرا"سال1395ظهروعصر

اولین نمازجماعت -حرم عسکریین "سامرا"سال1395ظهروعصر

هوای سامراازدیشب کمی سردشده"شبیه هوای پائیزگیلان" -مسؤلین عتبه  احساس کردند که ممکنه باران بیاید،نمازرا درشبستان "سرداب"برگزارکردند

جمعیتی حدود500نفردرنمازحضورداشتند،فقط مردان،که اگرحداقل صدنفربرای خانمها درنظربگیریم میشود"مجموع"نمازگذاران 600نفر 

واگر600نفردرنمازشرکت داشته باشند ،میتوان گفت که آمارزائرانحدود1200نفرباشد،چون عده ای درهمین زمانعده ای درحال زیارتند،عده ای تو اطراف مضیفند ویا عده ای دراطراف گشت میزنند ویا خودشون فردای نمازمی خوانند ویاحال نمازاول وقتو ندارن ویامنتطر خانواده

"امروز کاروانهایی از کشور امریکا/بحرین/پاکستان رادیدم وکاروانهایی از اصفهان وقم راایران"را

هوای امروز ظهر سامرا "بادتند" ولی گرم "معتدل"بود

DSC_4546 DSC_4547 DSC_4548DSC_4549 DSC_4551 DSC_4541DSC_4545 DSC_4544 DSC_4543 DSC_4542

اولین نمازجماعت -حرم عسکریین "سامرا"سال1395ظهروعصر

اولین نمازجماعت -حرم عسکریین "سامرا"سال1395ظهروعصر

هوای سامراازدیشب کمی سردشده"شبیه هوای پائیزگیلان" -مسؤلین عتبه  احساس کردند که ممکنه باران بیاید،نمازرا درشبستان "سرداب"برگزارکردند

جمعیتی حدود500نفردرنمازحضورداشتند،فقط مردان،که اگرحداقل صدنفربرای خانمها درنظربگیریم میشود"مجموع"نمازگذاران 600نفر 

واگر600نفردرنمازشرکت داشته باشند ،میتوان گفت که آمارزائرانحدود1200نفرباشد،چون عده ای درهمین زمانعده ای درحال زیارتند،عده ای تو اطراف مضیفند ویا عده ای دراطراف گشت میزنند ویا خودشون فردای نمازمی خوانند ویاحال نمازاول وقتو ندارن ویامنتطر خانواده

"امروز کاروانهایی از کشور امریکا/بحرین/پاکستان رادیدم وکاروانهایی از اصفهان وقم راایران"را

هوای امروز ظهر سامرا "بادتند" ولی گرم "معتدل"بود

DSC_4546 DSC_4547 DSC_4548DSC_4549 DSC_4551 DSC_4541DSC_4545 DSC_4544 DSC_4543 DSC_4542

مراسم "تحویل سال نو"ایران در"سامرا"عراق

مراسم "تحویل سال نو"ایران در"سامرا"عراق

 

ازچندروزقبل بچه های ستاد بازسازی عتبات درتدارک برگزاری مراسم"تحویل سال نو"درحرم  امامین عسکریین علیهماالسلام بودند

هماهنگی لازم راانجام دادیم،،باهمه طرحهایمان موافقت نشد ولی برای اجرای مراسم"حداقلی"مشکلی وجودنداشت،قرارشدمراسم درصحن وجایگاه نمازبرگزارشوداما بعلن یک توده هوای سردبچه خواستند که حرم برویم که موافقت شد

دریکی ازرواقها "کنارمنبر"جلوس کردیم،وقتی مداحی  شروع شد یکی ازخدام سررسید وگفت"ممنوع" لالا...من بهش گفتم  که این مراسم ملی ما ایرانیهاست وکه درهمین موقع یکی ازهمکاران این خدام بدفاع ازما  ،ایشان راصداکرد وچیزی بهش گفت که "رفع بلا"شد

دراین مراسم  که عده ای ازایرانیان"خارج ازستاد"نیزشرکت داشتند

 درمراسم سال تحویل،فرازی ازپیام نوروزی مقام معظم رهبری قرائت شد،حجت الاسلام ابوطالبینیز سخنانی ایرادکردند-زیارت عاشور ودعای فرج هم خوانده شد

DSC_4501 DSC_4502 DSC_4507 DSC_4509DSC_4513 DSC_4493 DSC_4496 DSC_4497DSC_4498 DSC_4500 DSC_4487 DSC_4488DSC_4489 DSC_4490 DSC_4491DSC_4479 DSC_4481 DSC_4483 DSC_4484DSC_4485 DSC_4474 DSC_4473DSC_4478 DSC_4476 DSC_4475

این خانواده اصفهانی"پدیدار"ازجمله ازایرانیانی است که خیلی خوشحال بودندکه توانستند دریک مراسم ایرانی شرکت کنند

خانواده پدیدار همین 5نفربصورت  غیرکاروانی آمده اند

DSC_4526

حال وهوای سامر"حرم" درهنگام تحویل سال/هوا کمی سردشده وجمعیت خیلی کم است که درعکسهای زیرمشاهده میکنید

DSC_4535

اینها هم  تنها کاروان زوار حرم عسکرین  امروزتااین لحظه هستند

"تانزانیایی"های مقیم امریکاگروه 35نفره که یک روزدرکاظمین و3روزدرنجف 4روزدرکربلا ویک روز درسامرا بیتوته می کنند/هرینه  سفر10روزه شان1800دلارمی باشد

DSC_4531 DSC_4533 DSC_4535

واین هم ایرانیانی که درهنگام تحویل سال مشغول کارند! گروه مهندسی شرکت"گرجی-شهرستانی"هستند که صحن "نرجس خاتون"را که جلوی ستادبازسازی هست را دارندموزاءیک کاری می کنند

DSC_4539

آخرین نمازصبح سال1394حرم عسکرین سامرا+حال وهوای حرم

آخرین نمازصبح حرم عسکریین-سامرا-یکشنبه اول فروردین1395 /مصادف با20مارس2016

DSC_4457 DSC_4458 DSC_4459 DSC_4460DSC_4461 DSC_4351 DSC_4353 DSC_4354

DSC_4455 DSC_4456 DSC_4346 DSC_4347  

واماحرم"ضریح"رواقها یک ربع مانده به اذان صبح

DSC_4431 DSC_4432 DSC_4433 DSC_4434 DSC_4435DSC_4436 DSC_4437 DSC_4438DSC_4439 DSC_4440DSC_4438 DSC_4439 DSC_4440DSC_4441 DSC_4442 DSC_4443 DSC_4444DSC_4445

وامافضای بیرون حرم عسکریین-ایئان وصحن

همانطورکه مشاهده می کنیددیروز وامشب عراقی های زیادی آمده اند واینها هم کمترعادت دارند"برعکس ایرانیها"درسرداب ویاحسینیه بخوبند،اینها فضای بازرادوست دارند

DSC_4446 DSC_4447 DSC_4448 DSC_4449DSC_4450 DSC_4451 DSC_4452DSC_4453 DSC_4454

حرم نیم ساعت بعدازپایان نماز صبح

DSC_4462 DSC_4463

عکس سمت چپ زائران "چناران" ایران هستند-آن2نفری که باهم صحبت میکنند حبیب الله بندار است که با "امیرجان"حرف می زنند،آقای امیرجان داردمی گوید که کفشهایمان راگرفته اند ومادمپایی های دیگرزواررا می پوشیم /وقتی ازامیرجان می پرسم چتدبارآمده اید میگوید:مادیگرخانه زادیم! درزمان محمدرضا شاه آمدیم 3ماه اینجابودم وازهمینجا"کربل"رفتم  مکه وبازبرگشتم اینجا-آقای بندارهم می گویدچهارمین سفرم است/کاروان چناران خراسانند

واین هم پیرزن زبل وزرنگی است که هنگامی میحواستم بروم اتاقم دیدم درصحن نشسته وخیلی هم خوش صحبت بود  یکی اززرنگیهایش این است که صبحهانه اش راگرفته "آش"ودرحال  خوردن بود که من مزاحمش شدم،وقتی گفتم ایرانیم گفت :نیستی!لهجه ات به ایران نمیخوره!گفتم رشتیم که باور کرد! اوبا شوهرش آمده ازکاروان"نیشابور"است اسمش فاطمه رحمانی"مادرشهید"رحمت الله رحمانی است

DSC_4464